• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

کلام آغازین


آقای سلحشور!

لطفا شیر آب را ببندید اسراف نشود!

11 بهمن 1387


نمی دانم چند ساله بودم که مجموعه ابن سینا برای اولین بار از تلوزیون پخش شد. بی شک سن و سال کمی داشتم. آنقدر که از بخش های تاریخی سریال که مربوط به پادشاهان و حکمرانان می شد چیزی نمی فهمیدم. (بماند که همیشه با تاریخ مشکل داشته ام) اما تصویری که از ابن سینا در ذهنم نقش بست، هیچ گاه محو نشد.

مدتی پیش، شبکه چهار سیما اقدام به پخش چند باره این سریال نمود که به دلیل پخش از این شبکه خاص و دلایل دیگر، نتوانستم به صورت منظم آن را ببینم. اما قسمت آخر را به طور اتفاقی، کامل دیدم. البته در حین دیدن، نمی دانستم قسمت آخر است. چرا که گوشه صفحه، نوشته شده بود: «قسمت نهم» و من فکر می کردم احتمالا چند قسمت دیگر تا پایان باقی است. اما با کمال تعجب، ابن سینا به رحمت خدا رفت و دیگر به هیچ وجه امکان نداشت این سریال ادامه داشته باشد. باورم نمی شد مجموعه ای تا این حد تاثیر گذار که قطعا در ذهن خیلی های دیگر هم نقش بسته است، فقط نُه قسمت بوده باشد.

این روزها مجموعه «یوسف پیامبر» از شبکه یک پخش می شود. پیامبری که زندگی اش فراز و نشیب های زیادی داشته و جذابیت های فوق العاده ای برای تبدیل شدن به یک مجموعه تلوزیونی. اما حیف که فرج الله سلحشور، شیرینی تماشای این سریال را با تلخی وقت کُشی های بسیار درهم آمیخته و بیننده را مجبور می کند دقایق بسیاری از وقتش را با دیدن صحنه های تکراری و آزاردهنده تلف کند تا بتواند بخش های جذاب زندگی این پیامبر پاکدامن را ببیند.

پیش تر ها شنیده بودم آقای سلحشور در حین ساخت مجموعه «اصحاب کهف»، از بازیگران می خواسته که با وضو سر صحنه حاضر شوند. نمی دانم در مورد مجموعه «یوسف پیامبر» هم همین کار را کرده یا نه. اما همین قضیه نشان می دهد که ایشان فردی متعهد است و از ساخت چنین کارهایی، امید تاثیر دارد.

اگر اشتباه نکنم، اکنون این مجموعه از مرز سی قسمت گذشته و الان چند قسمت است که هیچ اتفاق خاصی نمی افتد. مردم مدام گاو های خود را هل می دهند تا زمین را آماده کاشت کنند. یوسف مدام از زمین های کشاورزی بازدید می کند. توصیه هایش را برای چندمین بار به آنها تکرار می کند و آنها برای چندمین بار از او می پرسند که نامت چیست و او برای چندمین بار جواب می دهد: «یوزارسیف!» و آنها برای چندمین بار تعجب می کنند.

از طرفی کاهنان مدام دور هم جمع می شوند و همان حرف های تکراری گذشته را برای یکدیگر بازگو می کنند.

یا به طور مثال وقتی اتفاقی می افتد، همه آن را برای هم تعریف می کنند. کاری ماما برای زلیخا. زلیخا برای پوتیفار و پوتیفار برای جناب آمون هوتب. صبر کنید. هنوز تمام نشده است. تازه همان ماجرای تکراری را باید از زبان اهالی قصر آمون هوتب بشنویم و امان از وقتی که این ماجرا به گوش کاهنان برسد! از تمام این تعریف کردن های تکراری باید فیلمبرداری شود و وقت و انرژی و هزینه بسیاری اسراف شود و مخاطبی که با اشتیاق پای تلوزیون نشسته - و به کتاب ها و کتابخانه های گوناگون دسترسی ندارد تا بتواند خودش از دل احادیث، سرگذشت کامل این پیامبر را بخواند- دل زده و سرخورده، هر چند دقیقه یک بار به ساعت نگاه کند و با خود فکرکند که سی دقیقه از شروع این سریال گذشته و هنوز هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است.

به هر حال ما خودمان هم سفارشی نوشته ایم. می دانیم که ممکن است چه مشکلاتی داشته باشد. گاهی فرد مجبور است مثلا سی قسمت سریال بسازد تا در ماه رمضان، هر شب یک قسمت پخش شود. خدا به داد بینندگان آن سریال ها برسد که چه وقتی را هدر می دهند! گاهی نویسنده قصه ای را مجبور می کنند حتما در داستانش یک حادثه عاشقانه بگنجاند. مثل یکی از دوستان ما که چند سال پیش، پس از مدت ها تحقیق و پژوهش، فیلمنامه زندگی شیخ طوسی را نوشت. اما صدا و سیما کارش را به یک شرط تایید می کرد و آن اینکه یک حادثه جذاب عاشقانه به داستان اضافه کند!

ولی داستان حضرت یوسف به گفته خداوند در قرآن مجید، احسن القصص است و به لحاظ داستانی، اوج ها و نقطه های بحران بسیار جذابی برای مخاطب دارد. پس چقدر بهتر می شد اگر آقای سلحشور بدون هدر دادن نیرو و انرژی هنرمندان بسیار و همچنین ارزش گذاشتن به وقت مخاطب، مجموعه ای در خور و متین می ساختند، بدون تکیه بر طولانی کردن بی دلیل قسمت های زیادتر. که قطعا عمیق بودن، از دراز بودن مهمتر است.

نظرات

فرصتی که سوخت سریال داستان زندگی حضرت یوسف می توانست یک فرصت بسیار مناسب برای یه شاهکار در عرصه ساخت فیلم و سریال باشد و به قول نگارنده متن مانند سریال ابن سینا ماندگار شود اما متاسفانه فرصت سوخت. امیدوارم گارگردانان توانمند با دیدن چنین مجموعه سبک و ضعیف که یکی از بزرگترین فرصتها و داستانها را ضایع کرد دلشان به حال فرهنگ اسلامی - ایرانیمان بسوزد و تا درباره شخصیتهای بزرگ دیگر اینچنین مجموعه هایی ساخته نشده است دست بکار شوند.

2 اردیبهشت 1388 ساعت 12:12 | مهدی |  بدون email | بدون آدرس وب

محض اطلاع دوستانی که با دید مغرضانه به هر چیز نگاه کردن براشون عادت شده باید گفت فیلمنامه این فیلم در سال 82 به اتمام رسیده زمانی که آقای احمدی نژاد هنوز شهردار تهران هم نبودندودر نمایشگاهی که دوسال بعداز آن در شهرک غزالی برگذار شد عکس بسیاری از سکانسهای فیلم را به نمایش گذاشته بودند.شما با تاریخ مشکل دارید یا با رییس جمهور؟شما را چه شده که اینطور غرض ورزی میکنید این سوال را مطرح میکنم آیا اگر رییس جمهور از شهرستانها دیدن نمی کرد وتمام مدت در پایتخت بودآن وقت میگفتید چه رییس جمهور شریفی است از یوزارسیف تقلید نمیکند؟ (در اینصورت بسیار به جابود اگر نظر دوستان شهرستانی خود را هم میدانستیم). این چه طرز تفکریست که اگر دو نفر کار پسندیده ای انجام دهند متهم!! به تقلید از یکدیگرند که اگر اینطور باشد که جای خوشحالیست و اگر برای این امر تبلیغ هم شود باز هم باید خوشحال بود آخر چه شده که بعضی به خاطر نشان دادن واقعیت یا به ظن آنها تبلیغ آن هم تبلیغ اعمال پسندیده بر آشفته میشوند. سوال دیگری مطرح میکنم اگر کشور ما چند سال پیاپی با خشکسالی مواجه میشد و رییس جمهور وقت تدبیر ذخیره سازی مواد غذایی را در پیش میگرفت و هم زمان این سریال هم در آن سال پخش میشد آیا نمیگفتید این سریال حقیقت ندارد وسفارشی است پس در اینجا به حق نیست بگوییم گوینده گان این حرف اگر از گرسنگی بمیرند خیلی شایسته تر است تا زنده بمانند و چنین گزافه گویی کنند؟ آیا اصلا لیاقت چنین تدبیری را دارند. تفکر خصمانه تا به کی؟؟ در فیلم محمد رسول الله(ص) اگر علی(ع)و واقعه غدیر نادیده گرفته شود و امام حسن وامام حسین(ع)وفاطمه زهرا(س)که تا چه اندازه رسول خدا ایشان را دوست داشتند مهجور واقع شوند بعد از هزار بار دیدن هیچ کس اعتراض نمیکند که چرا و چطور.... ولی برای تشابه یک عمل پسندیده فریاد همه به آسمان میرود که چرا!!! بیایید این حرفها و اختلافات را کنار بگذاریم و همه برای ایرانی سربلند وسرافراز تلاش کنیم وهمیشه با خودمان بگوییم من برای وطنم چه کردم

6 اسفند 1387 ساعت 01:27 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

واقعن ببخشید پس از مدتی این ستون را دوباره خواندم و نظرات ذیل را همچنین، دلم نیامد چند جمله ننویسم و بدینوسیله چندی فضیحت بار کارگردان این سریال نکنم، واقعن من نمیدانم این آقا متعهد است یا حداقل متدین است، آقای برادر شما که توان نداری چرا بودجه ی بیت المال را هدر می دهی، وقت مردم به جهنم، اصلن وقت ما که این حرفها را ندارد آن هم در مملکتی که برای تزریق cng باید نصف روز را یابیشتر توی صف پمپ گاز بایستی، اقای عزیز، تو چهره ی حضرت یوسف را تخریب کردی، کجا یوسف تو صاحب جمال است، معجزه یوسف جمال اوست، مصطفی زمانی اینقدر خوشگل است، اقلن میگفتی شریفی نیا برایت انتخاب بازیگر کند، خیانت به بیت المال بیش از این، زیاده عرضی نیست، صد بار لب گشودم و بیرون نریختم/خونها که موج می زند از سینه تا لبم، و البته گمان می کنم سیر سفرهای استانی جناب یوزارسیف و سهمیه بندی گندم تا انتخابات دهم به طول بینجامد، خاک بر سرت، پیغمبر خدا را به احمدی نژاد فروختی. اگر پاک می کنید که قطعن می کنید لا اقل به گوش کرش برسانید.

4 اسفند 1387 ساعت 10:00 | معترض |  بدون email | بدون آدرس وب

چرا دوستانی که انقدر توپشون پره خودشون دست به قلم نمیشن صداوسیما هم که مرتب زیر نویس میده و خوشبختانه از ایده های قرآنی استقبال میکنه بیرون گود نشستن و گفتن لنگش کن که هنر نیست

1 اسفند 1387 ساعت 18:46 | ژاله |  بدون email | بدون آدرس وب

چس بگم والله.من که خجالت می کشم بعدها به بچه ام بگم این است حضرت یوسف و داستان با عظمتش که در قرآن اومده.زلیخا هم که ابروی هرچی زن بدکاره و غیر بدکاره است را برده.ای خدا چرا اخه وقتی کاری را بلد نیستین این همه هزینه و وقت و انر‍ی تلف می کنید .به خدا خدا ازتون نمی گذره.به نظر من که در انتخاب بازیگر هم به این سریال ظلم شده.تورا خدا ساخت فیلمهای تاریخی از ژیامبرانمون را بزارید برای خارجی ها شما همین فیلمهای اتش بس و قلقلک و از این چیزها بسازید.مگه فیلم محمد رسول الله را نساختند و 100 بار ژخش شده و هر دفعه هم نگاه کردیم و انگار که تازه دیدیم و همانقدر لذت بردیم .با تشکر

30 بهمن 1387 ساعت 22:52 | sahel |  www.sahel.sh50@yahoo.com | بدون آدرس وب

استفاده کردم وکاملا موافقم خدا قوت

30 بهمن 1387 ساعت 20:30 | هانی منصورنژاد |  بدون email | آدرس وب

به نظر من این سریال یک بی احترامی بزرگه به شعور مخاطب...اصلا این فرصت رو نمی ده که بیننده حتی برای لحظه ای فکرش رو به کار بیندازه و موضوعی رو تو ذهنش تحلیل کنه تا شاید خودش به یک نتیجه ای برسه....اونقدر دیالوگهای طولانی و تکراری داره که.... .من به شخصه وقتی این سریال رو می بینم احساس می کنم یکی داره بهم فحش میده که : فلانی تو خنگ و بی سواد و نفهمی پس باید یه حرف رو صد بار بگم بلکه حالیت شه !!!! اگرچه من موافم که برای اکثر مردم ما فوق العاده جذاب بوده این سریال چون اکثر مردم ما... دیگه قرار شد سریال رو نقد کنیم نه جامعه رو.

27 بهمن 1387 ساعت 13:03 | منتقد |  بدون email | بدون آدرس وب

آقای سلحشور یقینا" فرد متدین ومتعهدی هستند.اما به عنوان کارگردانی که بخواهند داستان زندگی حضرت یوسف(ع)رابه تصویر بکشندقطعا"توانایی لازم را ندارند.این بار که گذشت ومردم مجبور هستند داستان جذاب وزیبای حضرت یوسف را با چنین کیفیتی ببینند اما به جناب سلحشور وصیت میکنم اگر خواستند در آینده از اینگونه سریال ها بسازند از تجربیات اساتیدی همچون داود میرباقری استفاده کنند.

24 بهمن 1387 ساعت 12:15 | غ.ع |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام حیف که الان وقت زیادی ندارم. باشه برا بعد تا مفصل بگم. ولی حیفم میاد این همه هزینه و زحمت واسه یه فیلمی شده که همه ش پر بحثای خاله زنکیه. من همیشه گفتم تماشای این سریال برای بالاتر از چهارم ابتدایی پیشنهاد نمی شه. هیچ اطلاعاتی به شما اضافه نمی شه. فقط دچار خفگی می شید از این همه حرف بی ربط و کارای روزمره با اومن دیالوگ های ... اصلا به هیچ صورتی بدتر از این نمی شد کلمات رو کنارهم چید. با همه این حرف ها آقای سلحضور مرد مخلص و مومنی است. ولی باید بگم که این برادر عزیز اصلا در این سریال کارشو درست انجام نداده. آی یوسف. یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی!!!!

23 بهمن 1387 ساعت 21:29 | اسماعیل غلامی حاجی آبادی |  smaiel@gmail.com | آدرس وب

متاسفم ایران و صدا و سیمایش هنرمندان کاسب و کاسبان هنرمند در آن روز به روز بیشتر می شود... سریال یوسف با توجه به بودجه ی کلان اش بسیار ضعیف و سست است، دلم برای کارهای میرباقری تنگ شده است... راستی مختارنامه کی آماده می شود؟

21 بهمن 1387 ساعت 02:03 | محسن صبور |  بدون email | بدون آدرس وب

خدا به دادآقای سلحشور برسه!من یکی که از حقم نمیگذرم..کافیه شهامت داشته باشن و بگن این کاره نیستن..هیچکسم بازخواستشون نمیکنه که چرا فیلم نمیسازن!حیف از این پرو‍‍ژه.....حیف....با این هزینه چه اثر ماندگاری میشد خلق کرد...

16 بهمن 1387 ساعت 11:26 | maryam |  merymadlan@yahoo.com | بدون آدرس وب

جناب آخناتون! می خوای بگم این نظرو از کجا برداشتی؟؟؟ خجالت بکش مرد!

15 بهمن 1387 ساعت 17:49 | خواننده ی نکته سنج |  بدون email | بدون آدرس وب

واقعا هنر مینی مالیستی قرآن رو به مسخره گرفتند!

15 بهمن 1387 ساعت 14:42 | هاشمی |  بدون email | بدون آدرس وب

تعجبم از این است که در نظرات خوانندگان با چنین نقد ملایمی هم مخالفت می‌شود. یعنی در خوانندگان لوح کسانی هم پیدامی‌شوند که سرسوزنی این سریال را قابل دفاع بدانند؟

15 بهمن 1387 ساعت 13:34 | محمود |  بدون email | آدرس وب

جالب توجه دوستان اینکه، در اون ساعت از شب به طور کاملن اتفاقی هیچ برنامه ی نسبتن جالبی در کانالهای دیگر پیدا نمی شود، ناچار خلق اللهی که نمی خواهند بچه هاشان پای ماهواره چیزهای بد یاد بگیرند و هیچ کار مزخرف دیگری هم جز تلویزیون نگاه کردن بلد نیستند به این سریال سرتاسر عبرت روی می آورند، احتمالن جناب سلحشور از وجود چنین سینه چاکانی که به گمانم کانالهای دیگر تلویزیون را تنها به عشق یوزارسیف کور کرده اند باخبر است، والا مریض که نیست بیاید بودجه ی سیما را همینجوری در جوی آب خالی کند! هست؟! بعدش هم ما هرچی تو این اثر شبه سینمایی می بینم به احتمال قوی ربطی به حضرت یوسف ندارد و اشتباهن نام یوسف پیامبر را بر آن نهاده اند، حالا چیزهای دیگری هم می خواهم بگویم که به وقتی دیگر موکول می کنم!

14 بهمن 1387 ساعت 18:40 | آخ ناتون |  بدون email | بدون آدرس وب

به هیچ وجه جانب انصاف را در گفته هاییتان در مورد سریال حضرت یوسف رعایت نکرده اید به حرمت این پیامبر طرز صحبتتان را عوض کنید شاید در بعضی صحنه ها موضوع کشدار شده باشد ولی به هیچ وجه آزار دهنده نبوده اگر غیر از این بود به این حد پر مخاطب و تماشایی نبود و در تمام طول این داستان برای عاقل تنها یک اشاره کافیست

13 بهمن 1387 ساعت 18:04 | منسه |  بدون email | بدون آدرس وب

دیشب که این قسمت سریال را دیدم یاد مطلب شما افتادم. اون خانوم رفت غرب، اومد، دزدا اومدن ما گفتیم چه اتفاق خاصی افتاده که داره اینطوری نشون می ده. بعدا دیدیدم هیچی. فقط یه دزدی معمولی شده. مثل دزدی های قبل. واقعا آب بستن رفته. اصلا قابل تحمل نیست.

12 بهمن 1387 ساعت 09:14 | ... |  بدون email | بدون آدرس وب

این را درگوشی بگویم و شما نشنیده بگیرید از بنده. حالا آن موضوع سفارشی نویسی که فرمودید مثلن باید 30 قسمت بشود حتمن، تا یک ماه را کامل پر کند نویسنده را مجبور می کند به لطایف الحیلی داستان را آب ببندد و کش بیاورد تا آن اتفاق بیفتد. اما اینجا سفارش از سوی خود آقای کارگردان اتفاق افتاده و اصلن طرح را هم خود ایشان به سازمان داده و کلی پیگیری و خلاصه کار آغاز شده. یکبار هم شنیده ام که اواسط کار قهریده و گذاشته رفته که کار به منت کشی سیما فیلم کشیده و از این صحبتها. من تصورم اینست که اینجا بحث آب بستن به فیلم بیشتر جنبه ی جبران کمبودهای مالی کار را دارد. باز هم قاطع نمی گویم اما تا جایی که می دانم کارهای تاریخی به این شکل برآورد ثانیه ای دارد. معمولن هزینه ی برداشت صحنه هایی که بسیار پر خرج است و نیروی انسانی فراوان می طلبد (که اینها هرکدام دستمزدی دارند ساعتی) از برآورد، فرا می رود و کارگردان مجبور است برای جبران مافات با بستن چنین صحنه هایی به داستان که کم خرج است و میزانسن های ساده ای دارد و بازیگران اندک ، جبران مافات کند و خرج آن صحنه ها را دربیاورد. با این حال من می بینم سریال، علی رغم همه ی انتقادهای وارده از سوی جامعه روشنفکری با توده های عظیم جامعه ارتباط خوبی برقرار کرده تا جایی که یکی از آشنایان بنده که پیرمردی است لامذهب ، به طور مرموزی شیفته ی یوزارسیف شده و دیده ام که با چه شوقی انتظار قسمت بعدی سریال را می کشد! تا جایی که اخیرن سوالی کرد که عمق این تاثیر را به وضوح می شد حس کرد. پرسید این امامان و ائمه که شما می گویید هم چنین آدمهایی بوده اند؟!!!

12 بهمن 1387 ساعت 00:12 | خوانده شده |  بدون email | بدون آدرس وب

سرکار خانم عرفانی از آنجاییکه پوتیفار دو سه قسمت پیش به غرب رفته و در شهر مردگان آرمیده پس زلیخا اصولن نمی توانسته از آغاز سفرهای استانی جناب یوزارسیو این ماجرا را چندین و چند بار برای پوتیفار تعریف کند! بگذریم از اینکه روابط جناب پوتیفار و زلیخا در زمان حیات آن مرحوم پس از وقوع آن حادثه ی کذایی و به تبع آن محبوس شدن یوزارسیو هم آنچنان تعریفی نداشته... علی ای نحو العام و با همه ی تفاسیر و تعابیری که حضرتعالی فرمودید فکر نمی کنم پس از این هم اتفاق خاصی در این سریال فاخر بیفتد! در عین حال نباید علاقه ی آقای سلحشور در تنه به تنه ی هالیوود و هالیوودیان زدن را نادیده گرفت، پس با چهار موتور روشن پیش به سوی ساختن بنهورهایی از این دست...

11 بهمن 1387 ساعت 14:49 | ف.ب.ک |  بدون email | بدون آدرس وب

لطفا شیر نفت را ببندید!

11 بهمن 1387 ساعت 12:39 | لوحی |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

کلام آغازین

راه و بیراهه

راه و بیراهه

محسن مؤمنی شریف


کلام آغازین

تحول در ساختار؛نیاز حوزه

تحول در ساختار؛نیاز حوزه

سید موسی هاشم زاده


کلام آغازین

آغازی بر یک پایان: در اهمیت صدای محمد معتمدی

آغازی بر یک پایان: در اهمیت صدای محمد معتمدی

امید مهدی‌نژاد


کلام آغازین

شعر جنگ؟ شعر کدام جنگ؟

شعر جنگ؟ شعر کدام جنگ؟

امید مهدی‌نژاد


کلام آغازین

روزهای خوب انسان بودن

روزهای خوب انسان بودن

سید عبدالجواد موسوی


کلام آغازین

بوعلی سینا نخستین نمایش درمانگر جهان

بوعلی سینا نخستین نمایش درمانگر جهان

مجید امرایی


کلام آغازین

مسئله ابتذال یا ابتذال مسئله؟

مسئله ابتذال یا ابتذال مسئله؟

سید مجید کمالی


کلام آغازین

چه کسی رییس حوزه هنری شده است؟

تغییرات در باغ هنر انقلاب

چه کسی رییس حوزه هنری شده است؟


کلام آغازین

در رهگذر آدم خاکی

در رهگذر آدم خاکی

محسن مؤمنی شریف


کلام آغازین

آنکه گفت آری آنکه گفت نه؛نقدی بر منتقدان

آنکه گفت آری آنکه گفت نه؛نقدی بر منتقدان

سید سعید هاشم زاده



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

راه و بیراهه


تحول در ساختار؛نیاز حوزه


آغازی بر یک پایان: در اهمیت صدای محمد معتمدی


شعر جنگ؟ شعر کدام جنگ؟


روزهای خوب انسان بودن


بوعلی سینا نخستین نمایش درمانگر جهان


مسئله ابتذال یا ابتذال مسئله؟


چه کسی رییس حوزه هنری شده است؟


در رهگذر آدم خاکی


آنکه گفت آری آنکه گفت نه؛نقدی بر منتقدان


حکمت معلمانه


مهمترین مسائل نشر کشور ،موانع و راه حل ها


دو دیدار به یاد استاد محمود شاهرخی


هنر چند بخش است؟ در حاشیه ی سخنان مهم وزیر ارشاد


در ستایش فرهنگ نقد


معلم همه ما؛ به بهانه چهلمین سال درگذشت جلال آل احمد


خلوت انس


سفیر شوروی باید تحقیر شود !


انتخابات؛فرهنگ یا سیاست؟


این قوم به حج رفته!


لطفا شیر آب را ببندید اسراف نشود!


عاشورا نقطه عطف آفرینش


شعور پنهان کلمه


در مروت ابر موسایی به تیه


هوای برفی


گاهی دیر یاد می‌گیریم


کس عیار زر خالص نشناسد چو محک!


جنگ ظاهر و باطن در مشرق زمین


عشقی از آن دست!


فوتبال کار انگلیسی هاست