خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
اخبار
17 خرداد 1388
3 خرداد 1388
31 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
سینمای ایران
26 اسفند 1388
21 اسفند 1388
7 اسفند 1388
سینمای جهان
19 مهر 1388
10 مهر 1388
یادگارها
27 مرداد 1388
28 اردیبهشت 1388
22 اردیبهشت 1388
9 اردیبهشت 1388
25 فروردین 1388
فن هنرپیشگی
31 شهریور 1388
تئاتر
10 بهمن 1388
9 بهمن 1388
سعید نیكو رزم
7 بهمن 1388
12 بهمن 1387

خلاصه داستان: كارگردانی در حین ساخت فیلمش مدام از سوی تهیه كنندگان تحت فشار قرار می‌گیرد تا بازیگران فیلمش را عوض كند و در نهایت خود نیز بركنار می‌شود. از این رو داستان فیلمی كه او در حال ساختنش بود نیز دستخوش تغییرات كلی می‌شود و در نهایت فیلم چیز دیگری از آب درمی‌آید. اما نویسنده اصلی كه یكی از بازیگران بركنار شده نیز هست آن را ذهنش همانطور كه می‌خواسته به پایان می‌رساند.

 


این فیلم نیز به مانند سایر فیلمهای بیضایی پیش از اینكه فیلمی در ژانر بخصوصی باشد یك «فیلم بیضایی» است. شیوه روایت بیضایی كه شامل دیالوگهای خلاصه و كپسول شده، بازی‌های اغراق شده و پر جلوه و زوایای دوربین نامعمول و در كل وضعیتی كابوس‌وار است در این فیلم نیز به وضوح قابل مشاهده است. اما تفاوت این فیلم با آثار قبلی بیضایی در «فیلم در فیلم» بودن آن است. بیضایی به هجو آن بخش از سرمایه‌گذاران سینمایی كه در واقع تاجر هستند پرداخته و آنها را تا حد سودجویانی كه فقط به دنبال منافع مالی هستند، پایین آورده است. این رفتار بیضایی، به نوعی واكنش او نسبت به بلاهایی است كه در سینما بر سرش آمده است. بلاهایی كه باعث شد بارها و بارها در ساخت فیلم قبلی‌اش «پرتگاه» تاخیر بیافتد و در نهایت نیز ناتمام بماند. بیضایی «وقتی همه خوابیم» را به این شكل فیلم در فیلم ساخته كه تا گذشت یك سوم آن همه چیز عادی و بخوبی پیش می‌رود و پس از گذشت یك سوم از فیلم است كه ناگهان با تغییر فضای فیلم، متوجه می‌شویم كه شاهد یك فیلم در فیلم هستیم. بلبشویی كه كارگردان از این لحظه با هجو و تاكید توامان وارد فیلم می‌كند به وضوح قصد دارد به بیننده بفهماند كه همه چیز در سینما (یا حداقل سینمای كشور ما) تا زمانی كه فیلم به اختیار كارگردان است درست پیش می‌رود و مشكل از جایی شروع می‌شود كه تهیه‌كننده یا سرمایه‌گذار خود را به عنوان صاحب‌نظر هنری وارد فیلم می‌كنند. به نوعی بیضایی این شكسته شدن رابطه بیننده با فیلم را دقیقا از جایی شروع می‌كند كه تهیه‌كننده وارد اجرائیات هنری فیلم می‌شود و از این رو به زیبایی یك همسانی بین حس آزار دیدن بیننده به علت مخدوش شدن رابطه اش با اثر و حس آزار دیدن كارگردان به علت مخدوش شدن محدوده اختیاراتش ایجاد می‌كند و به نوعی این دو اتفاق را با هم برابر یا به بیانی بهتر به لحاظ حسی به هم نزدیك می‌بیند.
اما هر چقدر تاكیدات بیضایی با فضای پر توهم و تریلرگونه فصول ابتدایی فیلم تناسب دارد و باعث نزدیكی بیننده به فیلم میشود، ادامه دادن همین شیوه به لحاظ عناصر بصری به شكلی كه گفته شد در ادامه داستان كه فضای رخدادها واقعی‌تر و حتی كمیك‌تر می‌شوند خود را به شكل اغراقی ناملزوم نشان می‌دهد كه كاركردی عكس یك سوم اول داستان دارد، یعنی باعث دور شدن بیننده از فضایی كه كارگردان ساخته است می‌شود. شاید به همین دلیل است كه گلایه‌های بیضایی به وضع موجود سینمای ایران از وضوحی كه به قصد آگاهسازی است به سمت اغراق پیش می‌رود و كم‌كم به غر زدن شبیه می‌شوند. در این بین وجوه جذاب فیلم نقاطی است كه كارگردان در احترام به شعور بیننده با اشاره كوچكی از آنها می‌گذرد. مثل فصل نهایی فیلم و بزن بزن و عروسی كه در حال ساخت است و در لانگ‌شات در اشاره‌ای گذرا اما موثر دیده می‌شود. اگرچه در نهایت، تسلط تكنیكی بیضایی باعث می‌شود فیلم تا پایان چندان آزار دهنده نباشد و اغراق نیست اگر بگوییم حتی فیلمهای ضعیف بیضایی (كه این فیلم یكی از آنهاست) از فیلمهای متوسط اكثریت قریب به اتفاق كارگردانان وطنی ما قابل تحمل‌تر هستند. حتی اگر در همه آنها از مژده شمسایی در نقشهایی مشابه استفاده شده باشد.

 

جلسه مطبوعاتی
بیضایی گفت كه همانند «حاجی آقا آكتور سینما» بیشتر قصد نمایش پشت صحنه آنچه در سینما می‌گذرد را داشته و این فیلم سومین قسمت از سه‌گانه‌ای است كه دوتای دیگر یكی فقط به مرحله فیلمنامه رسید و دیگری در مراحل اولیه متوقف ماند. او همچنین در جواب منتقدی كه فیلمش را دمده خوانده بود گفت روزگاری كه «غریبه و مه» را می‌ساخته نیز منتقدان آن فیلمها را دمده می‌دانسته‌اند و باید زمان بگذرد تا ارزش این فیلمش نیز مشخص شود و او فكر می‌كند بهترین فیلمی را كه در لحظه می‌توانسته ساخته است. او در پاسخ به این پرسش كه با اینكه حتی توانایی ساخت شاهنامه را نیز دارد چرا این كار را نمی‌كند، به سادگی گفت شما مجوزش را بگیرید، پولش را هم بدهید، من می‌سازم.

نظرات

من فیلم رو دیدم و با آقای بیضایی را جع به انتقاد ها موافقم به نظر من وضعی رو نشون می داد كه ما در كشورمون زیاد می بینیم ولی قبول دارم بعضی از اشاره ها گذرا بود

21 بهمن 1387 ساعت 23:19 | فریبا قهرمانی |  faribaa1988@yahoo.com | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: