خلاصه داستان
مردی پیر و تنها به نام ویلیام كه در نیویورك زندگی میكند یك راننده تاكسی به نام سولو را استخدام میكند. ویلیام قصد دارد در روزی خاص به زندگی خود پایان دهد و به همین منظور از سولو میخواهد او را در روزی بخصوص به كوهستان مورد نظرش ببرد و همین امر و مخالفتهای سولو باعث ایجاد رابطهای فراتر از یك راننده و مشتری بین آنها میشود.
فیلم محصول 2008 امریكا و پنجمین فیلم رامین بحرانی در مقام كارگردان است. البته رامین بحرانی ساكن امریكاست و سایر فیلمهایش را نیز در طول ده سال اخیر در امریكا ساخته است. بحرانی در این فیلم قصد دارد تنهایی و پوچی انسانهای امروز و بی هدفی و شكننده بودن روابط آنها را به معرض نمایش بگذارد. اما داستانی كه انتخاب میكند تنها به اندازه یك فیلم كوتاه كشش دارد و بحرانی نتوانسته با خرده روایتها و اتفاقات گذرایی كه به فیلم اضافه میكند جذابیتی برای بیننده ایجاد كند. شخصیتهای فیلم به درستی پرداخت نمیشوند. گذشته ویلیام بیش از حد مبهم میماند و اشاراتی كه به پس زمینه او میشود بیش از حد گذراست و مبتنی بر این پرداخت ناقص عدم نمایش خودكشی او در پایان فیلم، به او وجهی اسطورهای نمیدهد. از سویی دیگر، تاكید بر مشكلات نژادی سولو به عنوان یك سیاهپوست، مثل مسئله مواجههاش با هم نژادهایش كه در كار مواد مخدر هستند یا اختلاط با سایر اقوام مثل زناش كه اهل امریكای جنوبی است در حد كلیشههای رایج سینمای امریكا مطرح میشود و به همین دلیل، فیلم نمیتواند رابطه عاطفیای با بیننده برقرار كند و از آنجایی كه فیلم فراز و نشیبی در داستانش نیز ندارد بعد از گذشت حدود بیست دقیقه خسته كننده میشود. عمده تصاویر فیلم محدود است به تاكسی سولو و مسیر رفت و برگشت آنها از متل به سینما و جاهای مختلف و نمایش روابط نصفه و نیمه ویلیام با آدمهایی كه توضیحی راجع به آنها داده نمی شود.
حتی بحرانی در پرداخت بصری اثرش نیز كار خاصی را انجام نداده و سعی كرده برای مثال در فصل پایانی به نوعی با سوء استفاده از چشمانداز طبیعی كوهستان و مسیرش به فیلم جلوه زیباتری بدهد كه در نهایت این كار نیز تاثیر خاصی باقی نمیگذارد. میتوان به لحاظ مشابهت روابط و موقعیت «خداحافظ سولو» را با «Collateral» ساخته مایكل مان مقایسه كرد تا بیشتر مشخص شود كه ضعف بحرانی و همكارش بهاره عظیمی در مقام فیلمنامهنویسان این فیلم در پرداخت داستان چگونه باعث شده فیلم اثری خسته كننده از كار دربیاید. در مجموع میتوان «خداحافظ سولو» را فیلمی بسیار شخصی دانست كه علاقهمندانش كسانی هستند كه جنس تلقیاشان از تنهایی باید با چیزی كه بحرانی ارائه كرده یكسان باشد و در غیر این صورت، دنبال كردن روند فیلم كه اتفاقاتش بی دلیل و عمدتا قابل حذف هستند برای عمده تماشاگران سخت و طاقت فرسا خواهد بود.