• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

گزارش


گزارشی از دومین جشنواره داستان انقلاب

محمدحسن جمشیدی
16 بهمن 1387

در شرایطی که این روزها آب و هوای فرهنگی کشورمان به شدت سینمایی است، به طوری که تمام فضای خبری فرهنگی کشور را جو بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر پر کرده و هر آن بر این نا آرامی افزوده می شود، در گوشه ی تقویم کاری ما ثبت شده: « دوشنبه 14 بهمن ماه»  مراسم  « دومین جشنواره داستان انقلاب » و این یعنی دل کندن از سینما و بازگشتی دوباره به ادبیات به مصداق هر کسی کو دور ماند از اصل خویش!


از سینما فلسطین تا حوزه هنری فاصله چندانی نیست، به همین دلیل با یک چشم به هم زدن می توان این طریق را طی کرد. اصلا برای همین راس ساعت 30/17 دقیقه به حوزه هنری می رسیم و یکسره به طبق منهای یک ساختمان حوزه سرازیر می شویم! عده ای از مهمانان  ساعت شروع مراسم را به میل خود نیم ساعت جلوتر کشیده بودند و مسئولین مراسم از روی دلسوزی آنان را به داخل سالن راه داده بودند. من یکی عادت ندارم قبل از شروع هیچ  مراسمی یکجا بند شوم و به همین دلیل چرخی در محوطه منتهی به سالن می زنم. در کنار وسایل پذیرایی، به نکته ی جالبی بر می خورم. موردی که بسیار سهل انگارانه به نظر می رسید و پی بردن عموم به آن یعنی علنا برگزاری مراسم اختتامیه ای را زیر سوال بردن! اگر می خواستم رندانه عمل کنم خیلی راحت و بی دردسر سالن را ترک می کردم و دوباره به سمت سینما فلسطین رهسپار می شدم!
می پرسید چرا؟ برخلاف معمول در این دست مراسم ها، آئین ها، جشنواره ها یا اختتامیه ها مسئولان مراسم با تهیه کردن خبرنامه ای به مناسبت دومین جشنواره داستان انقلاب، همه چیز را صاف و پوست کنده در اختیار حاضران سالن قرار داده بودند. بسته حاوی اسم داوران، اسامی برگزیدگان نهایی و هم چنین اسامی تقدیریها، بیانیه جشنواره و غیره بود و این یعنی پایه و بن مایه اصلی یک مراسم و اگر کسی می خواست با وجود این بسته جلسه را ترک کند هیچ منع فکری اخلاقی برای او وجود نداشت! آخر برای او اختتامیه دیگر می توانست جذابیتی معمول در این دست برنامه ها را داشته باشد؟
بد می گویم، بگویید بد می گوید! پس می نشینم و برای صرفه جویی در وقت هم که شده قبل از این که مراسم شروع شود اسامی برنده ها را یاد داشت می کنم:
بخش رمان: نفر اول آقای سید هاشم حسینی بخاطر داستان گل سنگ (9 میلیون تومان)، نفر دوم آقای حسین فتاحی به خاطر داستان فصل کبوتر (6 میلیون تومان) و نفر سوم آقای حسن بهرامی به خاطر داستان تفنگ پدر بر بام شهر ( 4 میلیون تومان) / در بخش داستان کوتاه این دوره خانم کبری زارع پاکدل با داستان آش پشت پا( 2 میلیون تومان) نفر اول، آقای کامران جباری با داستان کلاه پهلوی(5/1 میلیون تومان) نفر دوم و خانم هاجر هدایت با داستان چقدر حرف نمی زند(1 میلیون تومان) نفر سوم شناخته شدند. 


هم چنین چون دومین جشن داستان انقلاب مصادف شده بود با سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به همین دلیل از عده ای از نویسندگان که در این سالها برای نوجوانان بیش ترین تلاش را کردند تقدیرشده وبه هر یک از آقایان: حسین فتاحی، ابراهیم حسن بیگی، مرحوم نادر ابراهیمی، فرهاد حسن زاده، داود غفارزادگان و علی اکبر والایی 2 سکه طلا اهدا می شود.
به هر حال در تحویل بسته ی فرهنگی اختتامیه ای کاش صبر بیشتری انجام می شد و مسئولین مراسم بهتر بود به این راحتی به مدعوین این دوره از جشنواره هر چه که او در یک مراسم اختتامیه نیاز دارد اطلاعات نمی دادند، تا وی تا آخر جلسه بنشیند و کنجکاو بماند که بالاخره چه کسی اول خواهد شد! ( اشاره به خروج بسیاری از مهمانان در اوایل مراسم!)

به هر تقدیر دومین جشنواره ی داستان انقلاب نیز به پایان رسید و جملات زیر بیان آن چیزی است که ذر مراسم اتفاق افتاد. باشد تا در دوره های بعدی شاهد بهتر برگزار شدنش باشیم.

 

انقلاب اسلامی در خارج از مرزها علاقه مندان بسیاری دارد.


محسن مومنی رئیس مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری گفت: در این 20 سال که بنده در ادبیات حوزه مسئولیت داشتم هیچ وقت به این اندازه به ادبیات استقبال نشده بود. ما در این سال ها کمتر دیده بودیم کتابی بیشتر از 10 بار تجدید چاپ بشود. این موضوع بر می گردد به این که جوانان حاضر در این دهه چون انقلاب را ندیده اند خیلی علاقه مند هستند تا با آن آشنا بشوند و ما باید از این امکان نهایت استفاده را بکنیم.

وی نوشتن برای انقلاب را خیلی سخت توصیف کرد و گفت: ما باید برای نوشتن درباره انقلاب، تاریخ انقلاب را بسیار مورد مطالعه قرار دهیم. به همین منظور در حوزه هنری جلساتی ماهانه ترتیب داده شده که طی آن افراد برای گفتن خاطراتشان به این مکان می آیند. مثلا ما کمتر در مکانی می توانیم خاطرات آقای عزت شاهی را بشنویم و این برای یک نویسنده که برای رسیدن به هر یک از این مطالب باید سفرهای زیادی کند بسیار مصمر ثمر است و فرصت بسیار مغتنمی است.
مومنی خاطرنشان کرد:  داستان انقلاب تنها به رویداهای قبل از انقلاب محصور نمی شود بلکه بعد از آن نیز در برمی‌گیرد مخصوصا در خارج از مرزها می‌توانیم جلوه‌های این رویداد شیرین را مشاهده کنیم بنابراین به دوستان نویسنده توصیه می‌کنم که در این محدوده هم فعال شوند چراکه بسیاری از مردم دنیا تشنه شنیدن حقایق انقلاب هستند.

 

باید به نویسنده های بعد از انقلاب خودمان ببالیم.


امیر حسین فردی که دبیر این جشنواره نیز به شمار می آید در ابتدای صحبت هایش گفت: اهمیت داستان انقلاب درست به اندازه ی خود انقلاب می باشد..
به نظر من برای برپایی و همچنین دیر دایر شدن این جشنواره در این سال ها دو مانع وجود داشته: مانع های نظری و مانع های اجرایی. دوستانی که با ادبیات داستانی آشنا هستند می گویند برای اینکه اثری در رابطه انقلاب نوشته شود باید سال ها صبر کرد تا این اتفاق بیفتد. البته این نظر درستی است اما باید غافل نبود از این نکته که این نظر از جانب کسانی گفته می شود که هیچ اراده ای برای این کار نداشتند. احتمالا آن ها هم منتظر بودند که انقلاب ما سرنگون شود.
وی در ادامه تصریح کرد: نویسنده های قبل از انقلاب که می توانستند کاری برای انقلاب کنند میلی از خودشان نشان ندادند و اگر گاهی هم می نوشتند کار خیلی ربطی به انقلاب نداشت. البته ما طلبکار نیستیم و خود آن ها باید جواب گوی وجدانشان باشند.
امیر حسین فردی در بخش دیگری از صحبت هایش گفت: تاریخ انقلاب ما سی سال بیشتر عمر ندارد و همه این کتاب های انقلابی در طول سی سال نوشته شدند و این زمان بسیار کوتاهی است. بنابر این باید خوشحال باشیم و ببایلیم به نویسنده های خودمان که جای شکر خداوند را دارد.

دبیر جشنوراه داستان انقلاب در ادامه به اهداف سازماندهی شده دشمنان انقلاب اسلامی برای نابودی انقلاب به محتوای دو رمان "نیمه شبها"  نوشته سلمان رشدی و"جنگ آخرالزمان" نوشته ماریو بارگاس یوسا اشاره کرد و افزود: زمانی که این دو اثر منتشر شدند تبلیغ فروانی پشت آنها بود و زمانی که این دو کتاب را خواندم دیدم این دو در داستانهایشان انقلاب و مبارزات مردمی را کاری عبث و بیهوده به تصویر کشیده‌اند که نتیجه‌ای جز شکست در برندارد.   

     
جوایز ایرانی و جوایز غیر ایرانی داخل کشوری
محسن پرویز نیز که به نمایندگی از وزیر ارشاد در این مراسم حضور به هم رسانیده بود، ویژگی های این جشنواره را برای حاضران در سالن برشمرد: این جشنواره نویسنده ها را به نوشتن تشویق می کند و در عین حال مردم را به خواندن. ضمن این که حسن دیگر این جشنواره این است که کارها قبل از این که چاپ بشوند مورد قضاوت قرار می گیرند، چرا که ما معمولا  آثاری که چاپ می شوند را مورد ارزیابی قرار می دهیم.

معاون فرهنگی وزیر ارشاد در قسمتی دیگر از صحبت هایش با اشاره به این که گاهی آنقدر یک مساله را برای خود ما نیز تکرار کرده اند که ورد زبان و باورمان شده است. وی اینکه جایزه های دولتی و خصوصی را همیشه بر سر بحث ها می اندازند را جفای در حق ملت می داند و می گوید: مگر انقلاب از مردم جداست؟ مگر حافظه ها انقدر سست شده  که به یاد ندارند همین مردم انقلاب کردند و این جسارت بزرگی است که بگوییم فلان شخصی که برای انقلاب نوشته دولتی است و جدا از مردم است. توصیه می کنیم بهتر است که از این پس بگویید جوایز دو دسته اند: جوایز ایرانی که شامل همین جایزه های مردمی می شوند و دیگری جایزه های غیر ایرانی داخل کشوری! جایزه هایی که در همه مراحلشان دچار ابهام هستند. هم در نحوه گزینش، هم در نحوه تامین بودجه مالی و دست آخر آثاری شایسته تقدیر می شوند که دارای سیاه نمایی  و موجب یاس در جامعه هستند.

 

ماریو بارگاس یوسا برنده ی جایزه نوبل خواهد شد.


وی در جواب آقای فردی که اشاره کرده بودند به کتاب آخر الزمان، به دو کتاب دیگر یوسا نیز اشاره کرد و گفت: در سال های پیش وقتی من کتاب «سور بز» او را نقد می کردم به نکته ای برخوردم که که کمتر منتقدی به آن اشاره کرده بود، این که آمریکایی ها در این کتاب به عنوان نیروهای نجات بخش معرفی شده بودند. این مطلب با اصول اولیه ی سیاست نیز سازگاری ندارد، دولتی بیاید برای آزادی بخشی به دیگر اقوام نیرو صادر می کنند بدون هیچ چشم داشتی! من همین جا به شما این نوید را می دهم که آقای یوسا در سال های آتی و نزدیک جایزه ی نوبل ادبیات را نیز خواهد برد زیرا ایشان خوش خدمتی کرده است!
محسن پرویز در پایان با بیان اینکه هنوز حق نویسندگان داستان انقلاب را ادا نکردیم گفت: این رویه را باید اصلاح کرده و به دنبال حمایت بیشتر از این نویسندگان باشیم.   

نظرات

سلام من امیدوارم داوران تمام داستان ها و رمان ها را تا آخر خوانده باشند و خدای نکرده حق کشی نکرده باشند . واقعاً امیدوارم .

16 بهمن 1387 ساعت 14:24 | فریال |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

گزارش

مصطفی انصافی: فرم جوهر هنر است

جلسه‌ی نقد و بررسی «شهری چون بهشت» (سیمین دانشور) با محوریت فرمالیسم با حضور مصطفی انصافی و فرحناز علیزاده برگزار شد

مصطفی انصافی: فرم جوهر هنر است

حنانه سلطانی


گزارش

نوشتن سرنوشت من است

آتش‌به‌اختیار (محمدرضا بایرامی) و خواب با چشمان باز (ندا کاووسی‌فر) برگزیدگان نخستین جایزه‌ی کتاب سال هفت اقلیم

نوشتن سرنوشت من است

مصطفی انصافی


گزارش

آسیب‌شناسی جنگ از نگاه نویسنده‌ی زن

نشست نقد و بررسی رمان «شهریور هزار و سیصد و نمی دانم چند...» اثر طلا نژادحسن برگزار شد

آسیب‌شناسی جنگ از نگاه نویسنده‌ی زن

مصطفی انصافی


گزارش

شهلا زرلکی: «از پائولو کوئلیو متنفرم!» یک عامه پسند ضعیف است

«از پائولو کوئلیو متنفرم!» در فرهنگسرای اخلاق نقد شد

شهلا زرلکی: «از پائولو کوئلیو متنفرم!» یک عامه پسند ضعیف است

مصطفی انصافی


گزارش

دردهای ابدی

جلسه‌ی نقد و بررسی مجموعه‌داستان «چتر کبود» در فرهنگسرای اخلاق برگزار شد

دردهای ابدی

راضیه روحانی پورسوره


گزارش

بازگشت گوتیک

نشست نقد و بررسی رمان «ظلمات» در فرهنگسرای اخلاق برگزار شد

بازگشت گوتیک

راضیه روحانی پورسوره


گزارش

نهمین نشست عصر داستان هفت اقلیم

با نقد و بررسی مجموعه‌داستان «کلاغ» (فرشته نوبخت) برگزار شد

نهمین نشست عصر داستان هفت اقلیم

مصطفی انصافی


گزارش

هفتمین نشست عصر داستان هفت اقلیم

با نقد و بررسی رمان هتل گمو

هفتمین نشست عصر داستان هفت اقلیم

مصطفی انصافی


گزارش

گشت و گذار در اردی‌بهشت کتاب

گشت و گذار در اردی‌بهشت کتاب

نفیسه کاخانی


گزارش

«صددرجه سانتیگراد»، تلفیقی از نوقلم ها و نویسندگان باتجربه

«صددرجه سانتیگراد»، تلفیقی از نوقلم ها و نویسندگان باتجربه

زهرا مهاجری



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

مصطفی انصافی: فرم جوهر هنر است


چنگی نصفه و نیمه بر دل


مقصر


مدرنیسم علیه مدرنیته


از نگاه ناظر بی‌طرف بیرونی


داستان‌نویسان پیشگام- بخش دوم و پایانی


پاره‌هایی از زندگی روزنامه‌نگاری که داستان‌نویس خوبی است


قنادی شادی


... و این نواست، بی‌تصویر!


داستان‌نویسان پیشگام- بخش نخست


خطوطی معوج پشت ظاهر صاف و ساده‌ی ارتباط آدم‌ها


تباه‌شدگی عاطفی


نوشتن سرنوشت من است


بلیط رفت و برگشت


فانوسی عین ستاره- بخش دوم و پایانی


پنجره‌ی اتاق خواب خانه‌ی جدیدمان


آسیب‌شناسی جنگ از نگاه نویسنده‌ی زن


فانوسی عین ستاره- بخش نخست


آبتازهای مرگخیز


شهلا زرلکی: «از پائولو کوئلیو متنفرم!» یک عامه پسند ضعیف است


بی‌خیالِ ادبیاتِ متعهد، آقای غلامی!


شمعدان سه شاخه


نفس یک جایزه‌ی ادبی کشف و تشویق است


تلاش برای فرار از میان‌مایگی


داستان «باید» دنیا را تغییر دهد


موقعیت تلخ و فرساینده


فرزند صبح


جمعه


تا انتهای رود


آخرین پرده