خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
16 بهمن 1387

باور كن خواهر، هنوز حالم جایش نیامده! ترسیده ام، از دیروز هم هی مومیایی می گذارم زیر زبانم، هیچ افاقه نمی كند. آن صدای بامب افتاده توی گوشم، هیچ نمی شنوم. اصلاً انگار كه ثقل سامعه گرفتم، تمام شده رفته! خیر سرم رفته بودم شابدوالعظیم بلكه هم زیارت كرده باشم هم شاه را ببینم. نه به زیارت رسیدم نه از دیدن شاه خیر دیدم. راستی كاغذ را نوشتم بگویم چطوری شاه شهید، شهید شد دارم از احوالات خودم می نویسم.

شاه كه آمد یك جلال و جبروتی داشت كه جماعت خوف كرده بودند. البت من ندیدمش از بس جماعت فشار آوردند. چند تا از زن ها با سوزن می زدند به بقیه كه بلكه كنار بروند شاه را تماشا كنند. یك سوزن هم به من زدند كه الان جایش سیاه شده، درست وسط كتفم خورده، الان دارد می سوزد. خلاصه شاه كه آمد توی حرم فراش ها دور باش و كور باش نكردند. بعداً شنیدم خدا بیامرز انگار كه فهمیده بوده روز آخرش هست، خودش اجل را كشیده پیش پایش. گفته بوده كه امروز می خواهیم با رعیت زیارت كنیم، مزاحم جماعت نشوید!

همان طوری هی سر می كشیدم بلكه شاه را ببینم. از زینب بیگم شنیده بودم كه هر كس شاه را با دو تا چشم خودش ببیند و همان وقت هر نیت بكند، برآورده می شود. اگر نیت بكنی كه پسر دار بشوی، حتماً می شوی حتی اگر دختر باشی!! با خودم گفتم یك نظر هم شده می اندازم، بلكه بعدی پسر باشد. شوهرم سر شكم قبلی ام گفت كه اگر شكم بعدی ات هم پسر نباشد، سرت هوو می آورم. خلاصه چند بار پریدم بلكه شاه را ببینم كه یكهو یك صدای عظیمه ای توی حرم پیچید. صدای جیغ و فریاد زن ها درآمد، یكی داد زد شاه را زدند! فراش افتادند به جان جماعت، زن و مرد نمی شناختند می زدند. آن وقت شاه را آمدند و برداشتند. این را خودم دیدم، یك گلوله خورده بود به قلب شاه و خون عین چشمه ازش می زد بیرون. چند نفر دور و بر شاه نشسته بودند گریه می كردند. بعد بردند پای كالسكه و دست شاه را تكان می دادند. ما هم فكر كردیم كه شاه زنده است، بعداً معلوم كه نخیر!

الغرض، خواهر! شاه را دیدم ولی نمی دانم حكم دیدن شاه مرده چی است! می ترسم شگون نداشته باشد دوباره دختر بزایم. زینب بیگم هم هیچی نمی گوید كه شاه مرده دیدن معنی اش چه می شود. تو را به خدا اگر آنجا كسی می دانست برایم توی كاغذ بنویس، ترسیده ام...

 

تصدقت

 

خواهر كوچكت

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: