اولین روز بخش رقابتی سینمای ایران با پخش فیلم «صداها» ساخته فرزاد موتمن در سالن اصحاب رسانه آغاز شد. فیلمی که باعث شد نفس راحتی بکشیم و به خودمان بگوییم که فیلمسازی وجود دارد که تمام عناصر فیلمش سر جای خود باشد و بتواند تماشاگر را راضی از سالن خارج کند. بعد از فیلم، فرزاد موتمن را دیدم که آماده میشد تا با تلویزیون مصاحبهای انجام دهد. به سمتش رفتم و به او برای ساخت چنین فیلمی تبریک گفتم و صحبت درباره برشت را با او آغاز کردم. هنگامی که از برشت حرف زدم به ذوق آمد و او را الگوی خود معرفی کرد. از «شبهای روشن» آغاز کردم. صحنههای داخلی فیلم که در خانه احمدی بازیگر میگذشت و قابهایی از نویسندگان بزرگ در آن وجود داشت را به او یادآوری و به پلانهای متعددی اشاره کردم که قاب عکس «برشت» جایی قرار دارد که در نماهای گوناگون فیلم خودنمایی میکند. فرزاد موتمن بیشتر به ذوق آمده بود و اضافه کرد که: « سعی کردم چیزی شبیه به هاله نوری هم قاب او را روشن کند.» البته نخست فکر کردم که قصدش مزاح بوده، اما وقتی صحبت را به سوی تیتراژ «صداها» کشاندم او هم تایید کرد. تیتراژ فیلم صداها اینگونه آغاز میشود: « شما شاهد دیدن فیلم صداها خواهید بود.» بیان کلمه فیلم «صداها» فاصله گذاری اولیه را انجام میدهد و میتوان گفت که مقدمهای را آغاز میکند تا فاصله گذاریهای بعدی انجام شود. موتمن در این مورد ادامه داد: «البته از تیتراژ فیلم راضی نیستم نه از محتوی و فاصله گذاری که میکند، بلکه از فرم ارائهاش که به هیچ وجه با فضای فیلم همخوان نیست و از اصرار دیگران بود که فرم تیتراژ اینگونه شد.» موتمن اشاره کرد که تیتراژ صداها قرار بود تا روی صفحه کاملا سیاه و فقط با معرفی عوامل توسط گوینده انجام شود و ناگهان اینسرت چاقو را در دست رویا نونهالی ببینیم که متاسفانه با این نوع تیتراژ مخالفت شد! بعد از گفتگو درباره تیتراژ به سراغ بازیها رفتم. بازیها در فیلمهای موتمن دقیقا همان چیزی است که برشت از آن سخن میگفت. یعنی بازی که احساسی نباشد اما خارج از احساس گرایی هم نباشد و در کل شمایلی از بازیگر را به ما نشان دهد که یادمان نرود او یک بازیگر است. موتمن در این خصوص گفت بازیهای خشک و تا مقداری غیر احساسی فیلمهایش را از تئوریهای برشت گرفته و سعی شده تا بازیها با حداکثر فاصله گذاری انجام شود. به عنوان آخرین سئوال از او پرسیدم که چرا از نگاه بازیگر به دوربین استفاده نمیکنید؟ و او گفت: «تا بحال فضا و جای این کار به وجود نیامده. من عاشق نگاه بازیگر به دوربین هستم.» او اشاره کرد که این کار (نگاه به دوربین) را وودی آلن و چاپلین و کیتن بسیار خوب انجام میدهند.
باید بگویم خوشحالم که با فرزاد موتمن درباره سبکی گفتگو کردم که کمتر کسی به آن میپردازد. اینکه موتمن با این بنیه فکری (تئوری برشت) سر صحنه میرود و در تمام عناصر فیلمش از این تئوریها استفاده میکند، نشانی است از اینکه او احترامی خاص به شعور تماشاگرش میگذارد، زیرا هدف برشت هم همین بوده است.