«صداها» فیلمی متفاوت بود، اما نه تفاوتی که به معنای آوانگارد بودن باشد. این فیلم در جشنوارهای که هیچ کدام از آثارش تا اینجا ما را امیدوار نکرد فیلمی متفاوت به حساب میآید. تفاوت «صداها» در دو عنصر فیلم به وضوح دیده میشود و برجسته است. اولین تفاوت فیلم در روایتی است که بر میگزیند و آن را به شکلی قابل قبول پرداخت میکند. روایتی که «صداها» سعی در پرداخت آن دارد روایتی غیر معمول از سیر یک داستان است. اغلب داستانهایی که امروزه شاهد آن هستیم دارای نقاط کلاسیک داستانگویی هستند. کلاسیک به معنای داشتن شروع، اوج و پایان و این سیر داستانگویی را به صورت اول تا آخر داستان بیان میکنند. اما «صداها» اینگونه نیست و داستانش را از پایان تا آغاز ماجرا میگوید یعنی تماشاگر دیگر نباید توقع داشته باشد که ببیند چه اتفاقی قرار است بیفتد (؟!) بلکه باید این پرسش را برای خود مطرح کند که چه اتفاقی افتاده است (؟) و این جستجو را تا پایان فیلم دنبال کند. سیر داستانی در «صداها» به سمت مقدمه حرکت میکند نه به سمت پایان و این متفاوتترین ویژگی است که تازهترین اثر فرزاد موتمن دارد. علاقه مشترک نویسنده فیلمنامه (سعید عقیقی) و کارگردان اثر (فرزاد موتمن) به فاصلهگذاری برشتی در روایت و پرداخت فیلمنامه هم دلیل اصلی این سیر است. پرداختی که ضد پرداخت کلاسیک عمل میکند و ساختار شکن است. این نوع ساختار شکنی البته ریسکهایی را میطلبد که باید گفت سعید عقیقی دست به ریسک بزرگی زده اما نباید فراموش کرد که نبود محور اصلی در داستان یکی از ضعفهای آن است و باید بر سر آن بحث و گفتگو صورت بگیرد. اگر در فیلم موتمن، «صداها» محور اصلی هستند و ارتباط افراد با یکدیگر را شکل میدهند، پس چرا این محور در فصلهایی از فیلم فراموش میشود؟!
دومین تفاوت «صداها» در بازیگری آن است. در این چند روزه که اثر موتمن به نمایش در آمده بود سوالاتی از این دست را میشنیدم که چرا بازیگران گاهی غلو میکنند و اساسا چرا بازیگران مثل خودشانند یا سوالی که بیشتر از همه ذهن من را به خود مشغول کرد این است که چرا صحنههای زدوخورد فیلم اینقدر مصنوعی و غیر واقعی است؟ البته پرسش این سوالات را نباید عجیب تلقی کرد زیرا اشخاص کمی هستند که از تئوریهای ذهنی موتمن با خبر بوده و هدف او را از غیر طبیعی بودن بدانند. باید گفت در اثر موتمن بازیگری هم به مانند روایت فیلمنامه هدفی خاص را دنبال میکند هدفی که مقدمهاش به تیتراژ «صداها» برمیگردد. به تیتراژ فیلم «صداها» باید توجه فراوانی کرد. تیتراژی که مانند خود اثر در سینمای ما متفاوت است، حداقل از نظر مضمون و هدفی که دارد. اینکه در آغاز فیلمی به این اشاره میشود که شما شاهد فیلم «صداها» هستید تنها میتواند یک هدف داشته باشد و آن این است که تماشاگر قصد کارگردان که نشان دادن یک دنیای غیر واقعی در سالن سینماست را بفهمد. موتمن با انتخاب بازیگرانی چون رضا کیانیان این امر را تقویت میکند. کیانیان خود بازیگری است که علاقه زیادی به تکنیک فاصله گذاری دارد و آن را چندین بار به اجرا گذاشته است. جسارت در ساختن فیلمی که بتوان آن را متفاوت خواند جسارتی است ستودنی و فرزاد موتمن این کار را به خوبی انجام داده است.