نوآوری همیشه در قالب و فرم و زبان نیست كه به چشم می آید چه بسا كه نوآوری در حیطه ی معنا بسیار مشكل تر است و چشمگیرتر. اینگونه است كه نوآوری های آقای صادقی در «تظاهرات درونی» خویش برای یافتن معنای حقیقی «انتظار» فرج حضرت ولی عصر (عج) و منتظران حقیقی حضرتش، و «اعتراض» شاعرانه ی او به ادا نشدن حق این معنا در جهان كنونی، جای تقدیر و تحسین دارد. با هم چند رباعی از او را می خوانیم:
از عاقبت كار جهان می ترسم
از چرخش بیخود زبان می ترسم
شاید سر من، رسیده از سبز به سرخ
از دوره ی آخرالزمان می ترسم
***
با چون و چرا چون و چرا می كشنت
مانند تمام اولیا می كشنت
ما از سر تفریح دعا می خوانیم
اینجا خبری نیست نیا می كشنت
***
هرچه به حساب بوفه خوردیم حلال
از قسمت هم علوفه خوردیم حلال
خوردیم غذای ظهر عاشورا را
نانی كه به نرخ كوفه خوردیم حلال
***
ما مسألههای اجتهادی داریم
در بحث و جدل كمی زیادی داریم
با این كه تو قطب عالم امكانی
ما چشم به قطب اقتصادی داریم
***
امروز نشد! به فكر فردا باشیم
در فكر همان روز مبادا باشیم
هر هفته همیشه جمعه ها تعطیلیم
یكشنبه دوشنبه ای بیا تا باشیم
***
از نقطهی كور این جهان می آییم
با فتنهی آخرالزمان می آییم
این جمعه بیا حوصله مان سر رفته
آقا تو نیایی خودمان می آییم
***
هفتاد و دو تا حساب جاری داریم
دفترچه وام یادگاری داریم
ما كارگران، منتظر ماشینیم
این جمعه كمی اضافه كاری داریم
***
ما منتظریم پنجمین فصل شود
بی واسطه ارتباطمان وصل شود
گفتند: شبیه صدر اسلام شویم!
ای كاش كپی برابر اصل شود
***
یاران وفادار به ظاهر داری
گریه كن حرفه ای و ماهر داری
دلخوش نشو با دعای عهد این قوم
تو قصه كوفه را به خاطر داری!؟
***
كوریم و ندیدیم خدایی هرگز
یكبار نگفتیم كجایی، هرگز
ما كار مهمتر از شما هم داریم
حق داری اگر جمعه نیایی هرگز
***
عمریست اسیر حرف مردم هستیم
درگیر همین سو تفاهم هستیم
این شكل جدید انتظاری كهنه است
ما منتظران دست دوم هستیم