خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز تئاتر عكس سینما اندیشه
22 اسفند 1387

چند شب پیش منزل اقوام

خانمی كامل و برازنده

 

گفت:«به به شنیده ام شده ای

خالق شعر های ارزنده

 

فاتح آسمان شعر شدی

مثل خورشید گرم و تابنده!»

 

الغرض بعد مدتی تمجید

رو به من كرد و گفت با خنده

 

مانده ام با تمام این احوال

ای دریغ از دوبیت سازنده!

 

نیستی توی باغ یا شاید

متوجه به حس خواننده

 

چند تا شعر ضد مرد بگو

چند تا شعر داغ و كوبنده

 

همه شاعران زن گفتند

تو فقط مانده ای سر افكنده!

 

عینهو بره ای بزن آتش

به دل گرگ های درنده!

 

گفتم البته غیر از این مطلب

هر چه خواهی بخواه از بنده!

 

نیستم طالب حقوق زنان

چون كه هستم به فكر آینده!

 

شعر سازنده هم نمی خواهم

با تمام وجود شرمنده!

 

مردها بد دل اند و یك دنده

غیر از آقای من در آینده!

نظرات

سلام. شعرتان خیلی خیلی زیبا،متفاوت و جالب بود. البته نظر آقای مهدی استاد احمد نیز جالب بود.

2 شهریور 1388 ساعت 23:44 | محزون |  m_mahzon@yahoo.com | آدرس وب

نیستم طالب حقوق زنان چون كه هستم به فكر آینده! ------------------------------- من هم گفته بودم: با نقض حقوق بانوان بد هستم بر حفظ حقوقشان مقید هستم گهگاه به شخصه ظرف هم می شویم ظمنا 26 ساله ، مجرد هستم

23 اسفند 1387 ساعت 23:27 | مهدی استاداحمد |  mehdigital@yahoo.com | آدرس وب

خوشمان آمد!

23 اسفند 1387 ساعت 17:20 | علیرضا ع م |  بدون email | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: