خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
20 فروردین 1388

جناب سروان یه حرفهایی می‌زنی! اگه یه نفر به شما فحش بده، همین جور نگاش می‌كنی؟ اونم نه هر فحشی. این آقا تو روز روشن جلوی صد نفر آدم به من گفت [...]. اگه یه نفر تو روز روشن جلوی صد نفر آدم بلا نسبت به شما بگه [...] چه كارش می‌كنی؟ شرط می‌بندم همین كلت رو می‌كنی تو حلقش بعدش هم بنگ. البته كار درستی می‌كنی. اون آدمی غیرت داره كه وقتی یكی تو روز روشن جلوی صد نفر بهش می‌گه [...] كلتش رو دربیاره بكنه تو حلقش بعدش هم بنگ خلاصش كنه. حیف كه اون لحظه من كلت نداشتم بكنم تو حلقش، ولی قفل فرمون ماشین رو همچین كوبیدم تو سرش كه جونش از حلقش دراومد.

 من از شما یه سوال می‌كنم جان بچه‌ات راست بگو، من [...]ام نه من [...]ام؟ قیافه‌ی من به [...] نیا می‌خوره؟ جناب سروان جلو قاضی نباید معلق بازی كرد ولی 24 ماه تمام خدمت كردم یك بار پشت سرم از این حرف‌ها نبود. الان بیست ساله تو بازارم كسی نگفته فلانی این كاره‌اس.‌ از من باید اعاده حیثیت بشه. خوب بود من هم وسط صد نفر آدم بهش می‌گفتم [...]، خوب نبود كه؟! من عقیده دارم تا مشت هست و تا وقتی می‌شه با كله صورت یكی رو دِفُرمه كرد چرا فحش؟ چرا [...]؟ اونی مرده كه به جای فحش بیاد گردگیری كنه، ولی این چی؟ مثل ضعیفه‌ها فحش داد و در رفت. به نظر من جناب سروان این آدم باید به جرم تشویش اذهان عمومی محاكمه بشه و بمیره، بله تشویش اذهان. این آدم تو روز روشن جلو صد نفر به من گفته [...]. شما دوست داری الان یكی بیاد بهتون بگه دور از جون [...]، فردا همین همكاراتون می‌گن جناب سروان [...]‌، حالا بیا درستش كن. مردم دهن بین شدن قربان. كی شما رو می‌شناسه؟ فقط كافیه دو نفر بگن جناب سروان [...]. یه شهر با خبر می‌شن. آدم روش نمی‌شه تكذیب هم كنه، می‌گن حتما یه چیزی هست كه داره تكذیب می‌كنه. شما یادتون نمی‌آد، بیست سال پیش تو همین محل دو تا جوون تو فوتبال به خاطر فحش پدر همدیگر رو كشتن. بله به خاطر همین فحشِ پدر كه البته الان فقط به خاطرش با هم قهر می‌كنن دو نفر مردن!

دوره زمونه عوض شده. من خودم اگه الان بیست سال پیش بود، خیلی وقت بود این یارو رو نفله كرده بودم. اون وقت‌ها رسم بود برای فحش آدم می‌كشتن. الان فقط اگه زیاد وارد جزییات بشی خطر مرگ داره. ولی اگه از فحش‌های معروف و متداول بگی نهایت از طرف چند تا فحش‌های معروف و متداول می‌شنوی. حالا شما بگو رضایت بده، من رضایت نمی‌دم. مملكت قانون داره. قانون باید پدر این مردك [...] رو دربیاره. باید چوب تو آستینش كرد. من بد دهن نیستم ولی اینا كاری می‌كنن دهن آدم وا می‌شه. شما تا حالا خودت دهنت وا نشده به زیر دست‌هات هر چی از دهنت درمی‌آد بگی؟ بهرحال آدم جایز الخطاست. اما بلوتوث آدم دربیاد از این بهتره تا این كه تو روز روشن جلوی صد نفر بهت بگن [...].

نظرات

سلام رضا جان دستت درد نكنه موفق باشی

28 فروردین 1388 ساعت 02:09 | ایمان فخار |  info@rahnama.gigfa.com | آدرس وب

خیلی جالب بود بهم سر بزن دوست داشتی.

22 فروردین 1388 ساعت 10:21 | جیگیل بانو |  بدون email | آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: