خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
2 اردیبهشت 1388

عوامل پیشنهادی:

كارگردان: كار گروهی، به اضافه بداهه‌پردازی اضافه
مدیر فیلمبرداری: استاد نورچشمیان با تشكر از همكاری صمیمانه كوجی زادوری
تهیه‌كننده: برادر كیسه‌ساز
موزیك: سرجیو شب‌خیز
بازیگران: همه قبلی‌ها به اضافه محمدرضا گلزار، نادیا دلدار، حسین پرستار و... مهناز افشار 


طرح داستان:
اراذل محل كه در قسمت قبل در چنگال دشمن سابقاً بعثی خونخوار گرفتار شده بودند، اینك آزاد شده و به دامن مام میهن بازگشته‌اند.
اراذل تصمیم می‌گیرند جمیعاً و به همراه خانواده‌های مربوطه به جهت یك سفر تفریحی ـ زیارتی ـ سیاحتی ـ تجارتی ـ سینمایی راهی عتبات عالیات در كشور عراق شوند.
به همین جهت بایرام لودر از طرف همه اراذل به حاجی گرینوف كه پس از بازنشستگی به كار كاروان‌داری مشغول شده، مراجعه می‌كند. حاجی گرینوف به بایرام خندیده و به او می‌گوید: شما قبلاً دوبار جاهای مختلف را به گند كشیدید و دوباره نباید این‌كار را بكنید. بایرام با لهجه شیرین آذری به او توضیح می‌دهد كه به تعداد آدم‌ها برای رسیدن به خدا راه هست و هركس بگوید نیست غلط كرده و پخ یئیپ.
در همین لحظه حاج‌آقا صدیق شریف وارد می‌شود و به حاجی گرینوف می‌گوید: اینها هنوز بنده خدا هستند و اگر تا امروز آدم نشده‌اند برای این است كه اخراجی‌های چهار و پنج در راه است و تازه اول عشق می‌باشد و تازه اول دشت می‌باشد و نمی‌شود سرچراغی دكان را تعطیل كرد. در نتیجه حاجی به تعداد لازم به آنها بلیط و ویزا می‌فروشد.
چند روز بعد همه اراذل به همراه خانواده در محل قرار جمع می‌شوند. اراذل محل شامل بایرام و كریم بیژن مرتضوی و امیر دودو و جواد رضویان و خانواده‌های مربوطه در كنار حاجی گرینوف و منزل و حاج‌آقا صدیق‌شریف به همراه حاج فرمانده و جواد همیشه‌هاشمی سوار اتوبوس ولووِ حاج رسول می‌شوند و با یادكردی از مجید سوزوكی، به طرف عراق حركت می‌كنند.
بایرام قبل از شروع حركت یك جوك بی‌تربیتی تعریف می‌كند كه ما الان نمی‌توانیم بگوییم، ولی در فیلم خواهید دید. حاج رسول نیز یك فیلم هندی با شركت آمیتاب باچان و دوستان در داخل دستگاه گذاشته و اراذل به نوبت حركات موزون آذری و بندری و بریك‌دانس انجام می‌دهند و روح خود و تماشاگران را جلای خاص می‌بخشند.
جمع اراذل، در راه ناگهان با یك محمدرضا گلزار روبرو می‌شود كه تریپ مبتذل غربی زده و كنار جاده ایستاده و از وجناتش پیداست كه نیاز به هدایت دارد. در نتیجه به اشاره كارگردان، برای اخراجی‌های بعدی او را سوار اتوبوس كرده، به راه خود ادامه می‌دهند.
در یكی از شهرهای مرزی امیر دودو برای خرید مواد از اتوبوس پیاده و بلافاصله توسط نیروهای خدوم انتظامی دستگیر می‌شود. در اینجا شخص كارگردان به همراه حاج فخرالدین صدیق‌شریف، به‌ناچار از اتوبوس پیاده شده و به مسئولان نیروی انتظامی توضیح می‌دهد كه خودی هستند و هماهنگ شده و چون در راستای موارد مربوطه است، ایرادی ندارد و برادران خدوم نیز دودو را آزاد كرده و اراذل به راه خود ادامه می‌دهند.
در همین حین دكی جون كه از كاروان جا مانده بود به كاروان می‌رسد و در اولین خبر، پرتاب ماهواره امید و دیگر پیشرفت‌های علمی اخیر را به تمامی اراذل تبریك می‌گوید. اراذل نیز به پاس این پیشرفت علمی با خواندن ترانه «دوباره می‌سازمت وطن» علاوه بر تقدیر و تشكر از سعه صدر مسئولان ممیزی ارشاد، ابراز عشق به آب و خاك خود را به شدت به نمایش می‌گذارند.
پس از ورود اتوبوس به عراق، گشت نیروهای آمریكایی جلوی اتوبوس را می‌گیرد و اظهار می‌دارند باید همه افراد را بگردند تا اجازه عبور بدهند. بایرام لودر و آقاجون عارف‌نشان از ماشین پیاده شده و اظهار می‌دارند این‌كار غیرناموسی است و محال است بگذارند نیروهای نامحرم آمریكایی، خواهر و مادر اراذل را بگردند. آمریكایی‌های بی‌ناموس حرف آنها را قبول نمی‌كنند و در نتیجه بایرام سر آنها را با شیرین‌كاری و لهجه آذری گرم می‌كند و اتوبوس یواشكی و بدون آنكه نیروهای آمریكایی متوجه شوند فرار می‌كند. بایرام نیز پس از دقایقی خود را به اتوبوس می‌رساند.
اتوبوس اراذل در ادامه به یكی از شهرهای عراق می‌رسند. بیژن قالپاق از اتوبوس پیاده و وارد شهر می‌شود و می‌بیند كه آنجا حلبچه است و مردم همگی بازماندگان جنایات ددمنشانه صدام هستند. در نتیجه مقداری آب معدنی و بیسكویت بلند می‌كند و به اتوبوس برمی‌گردد.
اراذل در ادامه راه به یك منطقه مشكوك می‌رسند. پس از ورود به آن منطقه متوجه می‌شوند، آنجا یك منطقه بعثی‌نشین است و در آنجا مسئولان سابق اردوگاه اسرا، از جمله غول برره و بیوك میرزایی بر اثر جنایات‌شان زندگی فلاكت‌باری را می‌گذرانند. در این لحظه آقاجون عارف‌نشان دوتارش را از داخل جورابش درمی‌آورد و با اجرای نغمه‌ای معنوی، شعری را در باب عاقبت خوب‌ها و بدها اجرا می‌كند و پس از آن نیز تك‌تك اراذل با ارائه جوك‌های ك‌دار، فضایی سراسر خنده و معنویت را رقم می‌زنند. پس از آن بایرام نیز با خواندن شعر «دیوونه شو دیوونه» زودگذر بودن حیات دنیوی را به همگان یادآور می‌شود.
در این لحظه پنج نفر از اراذل از جمله بایرام و بیژن مرتضوی و حاج رسول و جواد رضویان به همراه محمدرضا گلزار كه كمال همنشین در او اثر كرده و از تیپ سوسول غربی به تیپ جاهل مشدی متحول شده، از پنج نفر از خواهران حاضر در صحنه خواستگاری می‌كنند و پس از دریافت جواب بعله، فی‌المجلس و عندالمطالبه، مجلس بعله‌برون و عقدكنون را انجام داده، به هم محرم می‌گردند و باقی قضایا.
در پایان و پس از نود دقیقه شادی و خنده و معنویت، اتوبوس به یكی از شهرهای زیارتی می‌رسد و از آنجا كه با هرچیز بشود شوخی كرد، با مقدسات نمی‌شود شوخی كرد، كارگردان و بقیه عوامل حاضر در صحنه، فیلم را در همین‌جا به پایان می‌رسانند و همه شما بار دیگر به خداوند بزرگ سپرده می‌شوید.

پایان

 

نظرات

خیلی باحال بود ایشاالله به قسمت 200-300ام برسه

27 آذر 1388 ساعت 20:01 | سروش گلیان |  www.sg_doctor@yahoo.com | بدون آدرس وب

سلام قشنكتر از اون چیزی بود كه فكر میكردم. البته متن شما نه فیلم

25 آبان 1388 ساعت 09:04 | ك.م |  بدون email | آدرس وب

خوب بود

17 مهر 1388 ساعت 16:37 | علی ابدی |  بدون email | بدون آدرس وب

شایعاتی درباره زنده موندن مجید به گوش می رسد .ایا حقیقت دارد یا نه؟؟

6 مهر 1388 ساعت 18:10 | سید رضا حسینی.16ساله |  www.rezahosseyny@yahoo.com | بدون آدرس وب

جالب بود كلی فیض بردیم

2 مهر 1388 ساعت 13:22 | محمدحسین |  بدون email | آدرس وب

واقعا دم نگارگرش طلا.اما باید بگم اخراجی ها 2 را با اخراجی ها1 اصلا نمی شه مقایسه كرد. اخراجی ها2 خیلی تخیلی و بی محتوا و فقط برای خنداندن بود در حالی كه هنوز هم می شه از دیدن اخراجی ها1 لذت برد.ممنون.

3 مرداد 1388 ساعت 22:02 | مجید |  بدون email | بدون آدرس وب

فیلمی با عظمت شوالیه تاریكی كه از هر لحاظ بی نظیر یود و منتقدان جهانی نمره 10 به ان دادند --- اما كارگردان ان بعد از یكسال هنوز تصمیم قطعی برای ساخت قسمت سوم نگرفته اما این ده نمكی واقعا نمیدونم چی فكر كرده!!!!!!

2 مرداد 1388 ساعت 02:24 | آرمان 1980 |  setgrd@yahoo.com | بدون آدرس وب

خوب بود مرسی من نوشته هاتونو دوست دارم بخصوص اونایی رو كه در حلقه رندان خوندید

2 مرداد 1388 ساعت 00:18 | پیام بانكیان |  payamabiii@yahoo.com | بدون آدرس وب

متن های طنز شما را می خوانم. نوشته های شما جز لوده بازی و مسخره كردن چیزی نیست. ای كاش كمی از خودتان می نوشتید. یا ای كاش پی شعر هایتان می رفتید. فكر كنم موفق تر باشید. آقای مهدی نژاد پایتخت نشین! دنبال هنر واقعی باشید. شما لیاقتش را دارید. به خاطر چندرغاز پول تن به هر متنی ندهید. البته متن شما اینقدر ها هم ارزش نداشت كه من نوشتم.

30 تیر 1388 ساعت 08:53 | كیقبادی |  hasanmosafer@yahoo.com | بدون آدرس وب

دستت درست نگارنده. البته اگر اخراجی ها را به این سبك و سیاقی كه شما نوشته ای می ساختند، ارزشش بیش تر بود.

22 تیر 1388 ساعت 08:15 | احمد |  pelak@ymail.com | بدون آدرس وب

سلام . واقعا نویسنده این وب خلاقیت بخرج داده اگه همین مطلبو برای ده نمكی بفرستی شاید پول خوبی بابتش بگیری جدی میگم - مسخره - برو عمو این چرت و پرتا چیه رو هم كردی

18 تیر 1388 ساعت 15:03 | علی |  بدون email | بدون آدرس وب

دست شما درد نكنه

14 تیر 1388 ساعت 18:59 | منم |  بدون email | بدون آدرس وب

واقعا داستان بی معنی وبی محتوایی بود امیدوارم چنین داستانایی رو فیلمنامه نكنید وگر نه حیثیت فیلمسازای ایرانی زیر سوال میره ومنم به این نتیجه میرسم كه همه فیلمایی كه بازیگرای خوب داره الزاما فیلمای خوبی نیستن اقای ده نمكی هم با این كاراش فقط ارزش اخراجی ها1و2رو كم میكنه چون بیننده ها انقدرام خر نیستن!!!!!!!!!!!!محتوای یه فیلم خیلی مهمتر از بازیگرای جدید خوبه مخصوصا طنز كه باید گویای خیلی از وقایع روز جامعه باشه...

14 تیر 1388 ساعت 13:57 | فرزانه |  بدون email | بدون آدرس وب

عالی بود. حواستون باشه وقتی خواستن اخراجی های 3 رو بسازن ازشون حق كپی رایت بگیرید.

31 خرداد 1388 ساعت 11:18 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

عالی بود...مخصوصا بودن محمد رضا گلزار خیلیخوبه...ممنون

29 خرداد 1388 ساعت 16:42 | سالار |  sali_divone@yahoo.com | بدون آدرس وب

لطفاتاریخ تخمینی آنرا بگویید

17 خرداد 1388 ساعت 19:55 | پوریا امامی نسب |  www.abbmath742@yahoo.com | بدون آدرس وب

سلام بد نبود خوشمان آمد

10 خرداد 1388 ساعت 14:38 | bayram loder |  afsanehaye.mandegar@yahoo.com | بدون آدرس وب

خیلی بی مزه بود بانمك.............

9 خرداد 1388 ساعت 07:49 | علی |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام هنوز مطلب شمارو نخوندم ولی در مورد اخراجی ها2 باید بگم اصلا خوشم نیومد به عنوان طنز بد نبود گرچه اندكی آلوده به لودگی بود ولی میشد بهش خندید اما با عنوان فیلم دفاع مقدس یه جورایی موضوع رو حروم كردن میشد به خوبی اخراجی ها 1 باشه ولی حیف شد!

6 خرداد 1388 ساعت 00:43 | محمدی |  rebeca_mahdavi@yahoo.com | بدون آدرس وب

خیلی جالب بود من كه فیلم را ندیدم نمی دونم داستان را واقعی نوشتید یا خودتون درستش كردید.

25 اردیبهشت 1388 ساعت 13:29 | فائزه |  بدون email | آدرس وب

سلام.یه وقت دیدی همینو ساختا! از این بشر همه چی بر میاد.

24 اردیبهشت 1388 ساعت 06:44 | محمد هادی عرفان |  بدون email | آدرس وب

خیلی خوب بود فقط مواظب باشید كسی ایده های ناب شما رو ندزده.

22 اردیبهشت 1388 ساعت 10:25 | زهرا |  بدون email | بدون آدرس وب

بهتر نبود به جای اخراجی های 1و2و3و4و5و.... سریال اخراجی ها رو به صورت 90 قسمتی می ساختن؟

21 اردیبهشت 1388 ساعت 21:26 |  |  fa35319@yahoo.com | بدون آدرس وب

دستت درد نكنه كه به من ایدهای خوب میدی. ازطرف ده نمكی

16 اردیبهشت 1388 ساعت 20:31 | مرزبان |  بدون email | بدون آدرس وب

آٰفرین!

13 اردیبهشت 1388 ساعت 19:10 | عباسحسیننژاد |  ahoseinnejad@gmail.com | آدرس وب

جالب بود ولی بهتر كمی روحیه مذهبی ایثارگران بیشتر نشان بدهند

13 اردیبهشت 1388 ساعت 18:30 | نازی |  بدون email | بدون آدرس وب

جالب بود البته خلاقیت آقای ده نمكی رو باید در نظر گرفت و با یه مقدار تانتقاد سازنده تر ایشون رو از حقیقت بازتاب فیلمشون آگاه كرد. متشكرم.

9 اردیبهشت 1388 ساعت 12:29 | لاله |  بدون email | بدون آدرس وب

به خدا معركه بود . بابا تو دیگه كی هستی با این قلمت نوكرتم خیلی حال داد خستگی چندیدن ماهه از تنم رفت

9 اردیبهشت 1388 ساعت 06:33 | طاهرآبادی كاشانی |  بدون email | بدون آدرس وب

به اون دوستی كه از نشون دادن واقعیتها حرف زدند باید بگم این فیلم جز هجو جنگ هیچ مطلب دیگه ای نداشت و فكرنمی كنم خود فیلم در صدد بیان واقعیتها بوده كه حالا شما و خیلی های دیگه ازش حرف می زنید. به نظر من زیر كلمه ی اخراجی ها باید این رو نوشت: می خندانیمتان به هرقیمت

8 اردیبهشت 1388 ساعت 19:06 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

به نام خدا. آقای مهدی نژاد، شما اصلا بلد نیستید طنز بنویسید. من این را می دانم. شما یك آدم بد هستید!!

7 اردیبهشت 1388 ساعت 14:48 | سید امیر مهدی اصغری |  بدون email | بدون آدرس وب

جالب بود اما نمیشه كه ما بیایم و حقیقتارو بپوشونیم درسته؟ دركل ایده جالبی بود سعی كنیم حالا كه یه نفر داره واقعیت هارو نشون میده كمكش كنیم.ممنون

6 اردیبهشت 1388 ساعت 14:45 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

عالی بود....ممنون

4 اردیبهشت 1388 ساعت 20:57 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

واقعا عالی بود. درد دل ما رو به خوبی انتقال دادید. یا علی!

4 اردیبهشت 1388 ساعت 13:59 | حامد محمودی |  بدون email | آدرس وب

واقعا عالی بود من هم مطلبی در مورد اخراجی ها دارم میتوانید بخوانید

2 اردیبهشت 1388 ساعت 17:03 | محمد |  بدون email | آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: