نوروز ِ دلم با عشق ِ تو آغاز شد.
قلم درشت، كله گنده ی قلم ها است.
آدم ِ اتو كشیده، شب ایستاده می خوابد.
خشك سالی، هنر ِ چكه كاری را نابود كرد.
پاسخ ِ «چرا»ی گوسفند را، گرگ می دهد.
رشد ِ جمعیت، خواب را از عزرائیل هم گرفت.
سرباز ِ صلح طلب، به فكر ِ معاف از رزم است.
كلاه ِ حقوق ِ بشر، به سر ِ بچهی آدم گشاد است.
آشپز ِ سرمایه دار، «مجتمع ِ غذایی» راه انداخت.
اوضاع شیر تو شیر را بهتر از آب تو شیر می دانم.
ماهی ِ مركب، معلم ِ خط ِ ماهی ها است.
«هوادارن» همیشه از «زمین داران» فقیرترند.
به «آفتاب لب ِ بوم»، احترام می گذارم.
گل با گرده افشانی، «گردی» شد.
پرنده، بال ِ قفس را چید.