در اكثر كشورهای دمكراتیك دنیا، جریان آزاد اطلاعات و آزادی بیان از لوازم و اركان دمكراسی شناخته میشوند و رسانهها به عنوان ركن پنجم دمكراسی این وظیفه را برعهده دارند و این امر در قوانین اساسی مورد تاكید قرار میگیرد. از سوی دیگر در زمینههای اطلاعاتی، نظامی و امنیتی جریان آزاد اطلاعات و آزادی بیان بی معنی است و انتشار بی موقع چنین اطلاعاتی، موجودیت و امنیت سیستم را كه در ذیل امنیت ملی تعریف میشود به خطر میاندازد؛ از این رو قوانینی تصویب میشود تا مرز میان این دو حیطه یعنی اسرار سیستم و آزادی بیان و گردش اطلاعات را مشخص كند تا محدوده قدرت دولتها را در پنهانكاری اشتباهات و خطاهایشان تحت عنوان امنیت ملی و اسرار سیستم كاهش دهد و از فاش شدن اسرار ملی به نام آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات جلوگیری كند. در فیلمهای پلیسی و سیاسی رایج غالبا موضوع همین سوء استفاده افراد و سیستمهای اطلاعاتی از محدوده ناروشن این دو حوزه است كه اكثرا با پیروزی قهرمان فیلم به عنوان نماینده واقعی سیستم یا هشدار درباره موارد مشابه دیگر پایان مییابند.
یكی از این قوانین قانونی است كه دولت را موظف میكند تا پس از دوره زمانی مشخصی اطلاعات سابقا سری یا فوق سری را آشكار كرده و در دسترس پژوهشگران و كسانی كه خواهان دسترسی به آن هستند قرار دهد. البته نكته جالب در این مورد این است كه این دوره زمانی كه غالبا در حدود 30 الی 50 سال در نظر گرفته میشود، بیش از حداكثر زمان ذكر شده در قانون شمول گذر زمان برای پروندههای قضایی در همین كشورها است كه عملا فایده حقوقی و كیفری این اسناد را برای دست یابندگان به این اسناد از میان میبرد. علاوه بر این، تبصرهای در این قوانین وجود دارد كه تمدید مهلت انتشار برخی اسناد را با تصویب پارلمان یا كمیسیون امنیت ملی ممكن میسازد. البته باید گفت كه استفاده از این تبصره برای دولتها هزینههایی هم در بردارد كه استفاده از آن را برای دولتها محدود به شرایط بسیار خاص میكند، هزینههایی همانند اعتراض افكار عمومی و حساس شدن مردم به آن مورد خاص.
نظامهای سیاسی پیچیده دنیای كنونی دریافتهاند كه برای جلوگیری از آگاهی مردم از اطلاعات دیگر همانند سابق نمیتوان و نباید از روشهای منسوخی همانند پنهانكاری و انكار استفاده كرد. چون وقتی شما شیء گرانقیمتی همانند اطلاعات سری را در یك گاوصندوق با تعداد زیادی نگهبان ذخیره میكنید، عملا آن را به هدفی آسانیاب تبدیل كردهاید كه تنها مشكل در یافتن راهی برای دسترسی به آن است نه یافتن حقیقت و ذات آن. بنابراین شما به جای پنهان كردن و مشخص كردن جواهر گرانقیمتتان میتوانید به سادگی آن را در كنار اشیای بی ارزش و كم ارزشی همانند شیشههای لوستر و در مقابل چشم قرار دهید تا تنها خودتان بتوانید با نشانهای كه بر آن گذاشتهاید آن را تشخیص دهید و هزینه چندانی هم برای محافظت از آن نپردازید.
این روشی است كه در دنیای كنونی توسط سیستمهای اطلاعاتی كشورهای سلطه گر اعمال میشود، یعنی گم كردن اطلاعات اصلی در میان صدها و هزاران اطلاعات جعلی! چیزی كه مبنای امنیت اطلاعات آنها در اینترنت را هم تشكیل میدهد. این همان نكتهای است كه فیلمسازان هوشمند غربی در فیلمهایشان نسبت به تداوم دیكتاتوریهای فردی و جمعی در درون پوسته یك نظام قانونی دموكراتیك هشدار میدهند.
سیستمهای سیاسی مسلط موجود از شكل یك فرد یا طبقه یا گروه حاكم به صورت سیستمهایی درآمدهاند كه دریافتهاند تداوم سلطه سیستم منوط به اصلاح مداوم ساختار آن است؛ همان چیزی كه در استانداردهای فراموضوعی همانند ایزوها هم به عنوان چرخه اصلاح مداوم از آن به عنوان تضمین كاركرد موفق و پیشرونده سیستم نامبرده میشود. بنابراین سیستمهای سیاسی مسلط برای تدوام سلطه سیستم ضمن پذیرش اشتباهات و خطاها و پرداخت هزینههایی از نیروها و منابع سیستم، بقا و كاركرد آن را برای آینده تضمین میكنند؛ همانگونه كه در این كشورها هراز چندی شاهد استعفای فردی یا جمعی یا پرداخت غرامتهای هنگفت به آسیب دیدگان از سیستم هستیم.
شاید چنین مقدمهای برای نقد یك فیلم نامعمول یا حتی نامناسب برسد ولی برای یك فیلم تاریخی- سیاسی درباره یك جنایت سازمان یافته دولتی شناخت زمینههای سیاسی و اجتماعی تولید آن شاید حتی از بررسی خود فیلم مهمتر باشد.
انیمیشن «والس با بشیر» به دلیل اینكه جنایات "صبرا و شتیلا" را موضوع خود قرار داده است، یك فیلم جنجالی است و به دلیل ساختار مستندگونهاش نوظهور! ولی هیچكدام از این موارد موضوع بحث ما نیست. آنچه از نظر این مطلب مهم و جالب توجه است، چرایی و چگونگی تولید این فیلم در اسرائیل است، آن هم توسط یك سرباز سابق ارتش اسرائیل كه فیلمساز شده است.
با توجه به آنچه كه در بالا گفته شد، در نظام چند حزبی و به ظاهر دمكراتیك اسرائیل؛ كه در واقع پوششی بر یك نظام طبقاتی و تبعیض نژادی خاص قوم یهود است (كه آن هم پوششی برای یك حكومت مهاجم، ناهمگون و مزاحم در منطقه خاورمیانه جهت تحریك و آزار دائمی كشورهای منطقه جهت پذیرش هژمونی غرب و پرداخت باج وخراج به این سیستم است) خود سیستم برای اصلاح دائمی و رفع آسیب پذیریهای درونی و بیرونی، هر از چندی اقدام به افشای اسرار نه چندان سرپوشیده خود میكند. ولی در همین افشای اسرار هم از تمامی تكنیكها و روشهای كسب سود برای سیستم بهره میگیرد!
ادامه دارد ...