• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

مثنوی


رستم شاهنامه تو هستی به حکیم ابوالقاسم فردوسی

مصطفی محدثی خراسانی
24 اردیبهشت 1388

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی، قله سرفراز شهرستان ادب فارسی و سراینده و ستاینده منش اهورایی ایرانی را، هرچند یک روز برای بزرگداشت بسنده نیست، اما همین که روزی هست که در آن به شخص و شأن و شعر این بزرگ‌مرد بیندیشیم و امروزِ خود را با آنچه او ترسیم کرده است قیاس کنیم، غنیمتی است بزرگ.
مصطفی محدثی خراسانی، شاعر هم‌ولایتی فردوسی بزرگ، در این مثنوی کوتاه که به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی بزرگ سروده است، ادای دینی به این پیشوای شعر فارسی کرده است:


قصه‌پرداز توحیدی، ای مرد
مشرق صبح جاویدی، ای مرد
شاهد جلوه‌های خداوند
از رسولان مهری و پیوند
شاعر اوج‌مندانِ روحی
راوی قصه‌های شکوهی
پرده‌خوانِ ازل تا ابد تو
وارث روشنی و خرد تو
تک‌سوار خطرپوی دشتی
با سیاوش از آتش گذشتی
واژه‌های تو سرشار جان است
هدیة روشن آسمان است
ای حماسه‌ترین! ای ترانه!
ای سخن‌های ما را خزانه!
رستم شاهنامه تو هستی
جوهر آن چکامه تو هستی
در امان از گزند زمانی
جاودان جاودان جاودانی

نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

مثنوی

بخند، پسته‌ کوهی...

بخند، پسته‌ کوهی...

محمدعلی جوشایی


مثنوی

نینوایی: شق‌القمر

نینوایی: شق‌القمر

محمدرضا آقاسی


مثنوی

نینوایی: نی‌نامه

نینوایی: نی‌نامه

قیصر امین‌پور


مثنوی

فتنه بیدار شد، ای طالع خواب‌آلوده‌!

فتنه بیدار شد، ای طالع خواب‌آلوده‌!

علی معلم دامغانی


مثنوی

رستم شاهنامه تو هستی
به حکیم ابوالقاسم فردوسی

رستم شاهنامه تو هستی به حکیم ابوالقاسم فردوسی

مصطفی محدثی خراسانی


مثنوی

خسوف شقایق

خسوف شقایق

احمد عزیزی


مثنوی

ای پیش پرواز ِ کبوترهای زخمی

ای پیش پرواز ِ کبوترهای زخمی

عظیم زارع


مثنوی

اینک ای شب، من گیاهی خسته ام...

اینک ای شب، من گیاهی خسته ام...

احمد عزیزی


مثنوی

حج حسینی

حج حسینی

مرحوم محمدرضا آقاسی


مثنوی

خط مُقرمَط

خط مُقرمَط

استاد علی معلم دامغانی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد