پسرك با حسرت به ماهی های قرمز نگاه می كرد. او با اندك وسیله ای توانسته بود سفره هفت سین بچیند ولی جای ماهی خالی بود. در همان نزدیكی دو كودك دعوا می كردند كه سنگ، به تنگ ماهی خورد و شكست. ماهی فروش او را مقصر دانست و تا می خورد او را زد. فروشنده همسایه كه ماجرا را برای ماهی فروش تعریف كرد، از كارش پشیمان شد و برای معذرت خواهی، دو ماهی قرمز به پسرك داد.
پسرك با صورتی زخمی اما خوشحال به خانه رفت.