• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

داستان کوتاه کوتاه


برداشت آزاد

24 مرداد 1386

همه داخل اتاق مدیر جمع شده بودند تا به سخنرانی او گوش بدهند. انگار همه منتظر شنیدن چیز عجیبی بودند.
بالاخره بعد از کمی تاخیر، آقای مدیر وارد اتاق شد و بعد از صاف کردن سینه اش شروع به صحبت کرد.
آن روز صحبت های مدیر رنگ و بوی دیگری داشت و زیاد دوستانه به نظر نمی رسید.
همه کارمندها ساکت بودند و با دقت به حرف های مدیر که با کمی مکث و تردید از دهانش خارج می شد گوش می دادند. فضای سرد و بی روحی بود.
بالاخره بعد از یک سخنرانی طولانی، مدیر از همه حضار تشکر کرد و حرف هایش را به پایان رساند.
بعد از پایان جلسه، هر کس برداشت خاصی از حرف های مدیر پیدا کرده بود و راجع به حرف های او چیزی می گفت.
برداشت من هم از حرف های او خرید دوباره روزنامه و مراجعه به صفحه آگهی های استخدام بود...

نظرات

اونجوری که من فهمیدم آخر این جور داستانها باید غافل گیر کننده باشه. اما آخر این داستان اینجوری نبود.

18 آذر 1386 ساعت 11:25 | زهرا |  بدون email | بدون آدرس وب

بهترین برداشت هم بنظره من همینه

7 مهر 1386 ساعت 16:52 | بهزاد |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

داستان کوتاه کوتاه

فرزند صبح

فرزند صبح

مصطفی انصافی


داستان کوتاه کوتاه

درخت ساج

داستانک نویسنده‌ی 12 ساله از اندیمشک

درخت ساج

مهرزاد نژاداحمدی


داستان کوتاه کوتاه

قصر

قصر

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

وسوسه

وسوسه

اعظم شهیدی


داستان کوتاه کوتاه

ثریا خانم

داستانک یلدایی

ثریا خانم

حنانه سلطانی


داستان کوتاه کوتاه

از پشت شیشه

داستانک یلدایی

از پشت شیشه

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

شب

داستانک یلدایی

شب

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

بی‌دلیل

زهرا طراوتی


داستان کوتاه کوتاه

عبور شیشه‌ای

عبور شیشه‌ای

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

تکیه گاه

تکیه گاه

علیرضا آرام



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

داستان «باید» دنیا را تغییر دهد


موقعیت تلخ و فرساینده


فرزند صبح


جمعه


تا انتهای رود


آخرین پرده


دردهای ابدی


درخت ساج


قصر


وسوسه


درد جانکاه و دلپذیر و تنهایی


کفش


راز مرد اجاره نشین


حضور خلوت مرگ


پاییز نقاشی


داستان پایان


چرا در جایی که هیچ رازی وجود ندارد، باید دنبال راز گشت؟


لیلاج


شیشه‌ی دوم


فغان ز جغد جنگ


طنز سرکوب‌گر یک راوی


بازگشت گوتیک


سفری غیرمجاز با قطار ساعت ده به لندن


"سوختن در دمای پنجاه درجه بالای صفر"


وحشت از تنهایی


ثریا خانم


از پشت شیشه


شب


زوال خاندان مبشرانشایی


به نوشتن از طبقات بالای جامعه معتقدم...