• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

رباعی


این شعر چهارپایۀ کوتاهی است

بیژن ارژن
3 خرداد 1388

 

 

رباعی ـ اگرچه در تاریخ ادبیات ایران قالبی تفننی بوده است ـ اما در روزگار ما شاعرانی هستند که همّ اصلی و اساسی شاعری‌شان را بر سرودن رباعی گذاشته‌اند.
بیژن ارژن، شاعر کرمانشاهی، یکی از این شاعران است. ارژن سال‌هاست که با تأملی مثال‌زدنی رباعی می‌سراید. رباعی‌های ارژن سرشارند از درد و رنج و عاطفة انسانی. البته دربارة نوگرایی‌های ارژن در رباعی و تفاوتهای ساختاری رباعی‌های او با رباعی‌های مرسوم در فرصتی جداگانه داد سخن باید داد...

1
کفشی از مِه، پیرهنی از رفتن
پوشیدی و رفتی، به هوای نشدن
امّا شدی، آنچنان که باران از ابر
امّا شدی، آنچنان که من ماندم و من

2
باران یک‌ریز، قابِ چوبی، پاییز
از برگِ چنار حوضِ کوچک لب‌ریز
آن‌قدر به روزنامه‌ها فکر نکن
آیینه کنارِ میز، لبخندِ تو نیز...

3
کشتی و کویر، بادبان‌ها خاموش
پیچیده صدای دوره‌گَردان در گوش
دریا سبدِ حصیریِ سوراخی‌ست
افتاده کنارِ ساحلِ ریگ‌فروش

4
پاییز شدم از آن بهاری که تویی
آواره شدم در آن دیاری که تویی
ای بازی قطارِ بچّگی‌هامان! آه
این کوپه جدا شد از قطاری که تویی

5
در خانه نشسته بود و هِی پا می‌زد
پا می‌زد و پا می‌زد و درجا می‌زد
دیوانه که با دوچرخۀ بی‌چرخش
هرشب درِ خانۀ شما را می‌زد

6
پشتِ دیوار چشمه‌ای و ماهی‌ست
یا خلوتِ عاشقانۀ دلخواهی‌ست
دستِ تو به میله‌هایِ دیدن نرسید
این شعر چهارپایۀ کوتاهی‌ست

7
در باز شد و بسته شد و توفان شد
ماهیِ سفید سرخ و سرگردان شد
در باز شد و بسته شد و هیچ نشد
آه آمد و ابر آمد و باران شد

نظرات

باسلام دستتان درد نکند رباعیا شما هم از لحاظ فرم وهم محتوا خیلی تازه و گاهی بدیع ود اما متاسفانه آن ضربه ی لاز م راآنچنان که باید نداشت البته شاید برای من نداشته بهرحال موفق باشید.

28 آذر 1388 ساعت 21:55 | لیلا هوشیار |  azarakhsh1965@yahoo.co.uk | بدون آدرس وب

رباعی ارژن متفاوت از دیگران است ریرا نمی خواهد خیامی دیگر باشد ....رباعی باید از حصار خیام بگریزد تا دیگربار زنده شود

8 آذر 1388 ساعت 10:51 | سینا |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

رباعی

قربان تو ای برف

رباعی‌های برفی مرتضی امیری اسفندقه

قربان تو ای برف

مرتضی امیری اسفندقه


رباعی

فرسنگ به فرسنگ

شش قطره اشک تفته بر خاک آستان امام علی بن ابی‌طالب

فرسنگ به فرسنگ

امید مهدی‌نژاد


رباعی

هر آیه این صحیفه

شعرهایی برای آیات القُرمَزی، شاعره دربند بحرینی

هر آیه این صحیفه

پیمان طالبی


رباعی

من قول نداده‌ام که عاقل باشم

رباعی‌های عبدالرحیم سعیدی‌راد

من قول نداده‌ام که عاقل باشم

عبدالرحیم سعیدی‌راد


رباعی

آینه در کربلاست: فردا که سپیده بردمد

شعر عاشورایی

آینه در کربلاست: فردا که سپیده بردمد

زهیر توکلی


رباعی

چاقوی گلایه در دلِ حوصله

چاقوی گلایه در دلِ حوصله

مصطفی حسن‌زاده


رباعی

دل و سجاده و تسبیح در شعر

دل و سجاده و تسبیح در شعر

سیدحبیب نظاری


رباعی

این شعر چهارپایۀ کوتاهی است

این شعر چهارپایۀ کوتاهی است

بیژن ارژن


رباعی

می‌خانقاه

می‌خانقاه

زهیر توکلی


رباعی

تظاهرات درونی

تظاهرات درونی

تظاهرات درونی

عباس صادقی زرینی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد