• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

غزل


ای چراغ مطمئن...

12 خرداد 1388


علی‌رضا قزوه را کسی نیست که نشناسد و بعید می‌دانم کسی هم باشد ـ موافق یا مخالف او ـ که نقش ویژه‌اش را در شکل‌دهی جریانی به نام شعر انقلاب انکار کند.
قزوه با این‌که از اواسط دهة شصت و با شعرهای اعتراض‌‌‌آمیزش، خود را به‌عنوان شاعری جدی مطرح کرد، اما دیری نپایید که میان‌داری حلقة شاعران انقلاب را بر عهده گرفت. قزوه به‌خصوص در این چندساله، با طراحی و اجرای جشنواره شعر فجر و طرح‌های حمایتی دیگری که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به اجرا گذاشت، نه‌تنها به شعر انقلاب، که اساساً به جریان رسمی شعر امروز کمک درخوری کرد.
غزلی را که از علیرضا قزوه می‌خوانید، می‌توان در ردة غزل‌های نوهندی به‌شمار آورد. هرچه باشد نفس «بیدل»‌در هندوستان که باشی، بیشتر اثر می‌کند!

 

چشم هوشی باز شد، آیینۀ حیران شدیم
یک سحر آیینه گم کردیم، سرگردان شدیم
اشک در چشمان ما پُر شد، پری‌ها پر زدند
شیشه از دست پری افتاد، ما انسان شدیم
دل ز دنیا کندن آسان، بود چون دل بستنش
بسته شد تا چشم دنیا، محو در مژگان شدیم
غیرت ما این نبود و قیمت ما این نبود
هرچه دنیا قدر پیدا کرد، ما ارزان شدیم
شطح و طاماتی سرِ هم  شد به سودای غزل
با خیال خویش وهم‌آلودۀ عرفان شدیم
غیرتی آموختیم و طاعتی اندوختیم
جرأتی گل کرد، در باغ ملک پرّان شدیم
هوهویی از هرکه بشنیدیم، یاهویی زدیم
خانقاهی هرکجا دیدیم دست افشان شدیم
ای چراغ مطمئن! در ما طلوعی تازه باش
ما که عمری در شب زلف تو سرگردان شدیم

نظرات

حیران شدیم.

8 تیر 1388 ساعت 18:25 | سعید باقری |  saeed11300@yahoo.com | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

غزل

در صف بلیت فرنگ

شعری از ایمان کرخی

در صف بلیت فرنگ

ایمان کرخی


غزل

غیرت نبود

شعری از محمدعلی جوشایی

غیرت نبود

محمدعلی جوشایی


غزل

قلم‌های خفته

شعری از عباس احمدی

قلم‌های خفته

عباس احمدی


غزل

ما گریه می‌کنیم

به مناسبت اربعین حسینی

ما گریه می‌کنیم

عباس احمدی


غزل

عصر اشعث‌ها

شعری عاشورایی از پانته‌آ صفایی

عصر اشعث‌ها

پانته‌آ صفایی


غزل

خزر به گونه، خزان به گیسو

غزلی از امیرعلی سلیمانی

خزر به گونه، خزان به گیسو

امیرعلی سلیمانی


غزل

شعری از رضا نیکوکار

خواب است امشب ماه

رضا نیکوکار


غزل

خاطرات بد از پلکان سن

شعری از مرتضی حیدری آل‌کثیر

خاطرات بد از پلکان سن

مرتضی حیدری آل‌کثیر


غزل

جای بهتری برای کشته شدن

شعری از پیمان طالبی

جای بهتری برای کشته شدن

پیمان طالبی


غزل

شعری از سجاد سامانی

کمی دیگر شراب

سجاد سامانی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد