نظرات رهبری در باب انتخابات همواره بر وجهی ایجابی استوار بوده است و معظم له همواره این امر را تبلور وجه مقبولیت نظام دانسته و بر مشارکت تام در آن تاکید داشته اند.از همین روست که سالهای پس رحلت امام ایشان نگهبان اسلامیت و حامی جمهوریت نظام بوده اند .این امر البته معطوف به خاستگاه سیاسی ایشان نیز هست . در اندیشه سیاسی ایشان نقش جمهور نقش بی بدیلی است که حراست از آن استواری نظام را تامین می کند. نظر صریح ایشان این است که :
«... مسؤولیت رهبری در نظام جمهوری اسلامی این است که مراقب باشد نگذارد جهتگیری نظام اسلامی تغییر کند و از سمت هدفها منحرف شود. دستاندرکاران اجرایی کشور در بخشهای مختلف، هر کدام وظایفی دارند. ما باید نگذاریم نظام جمهوری اسلامی از این جهتگیری زاویه پیدا کند و منحرف شود.خدا و مردم و ارادهی مردم هم مورد اتکاء است. در درجهی اول هدایت و دستگیری الهی، و بعد عواطف پُرشور مردم به ما نوید میدهد که میتوانیم در این راه پیش برویم...»1
بنابراین میبینیم که تاکید ایشان بر جمع مقبولیت و مشروعیت است که انتخابات را در نظر ایشان پر ارج می کند ایشان اما در باب انتخابات ایده های دیگری نیز دارند و آن را از حیث توجه به روشهای مردمسالارانه مهم می دانند:
«... انتخابات از جهت دیگر هم مهم است، و آن این است که انتخابات نماد حرکت اسلامی در کشور ماست. انتخابات، هدیهی اسلام به ملت ماست. امام بزرگوار ما حکومت اسلامی به روش انتخاباتی را به ما یاد داد. حکومت اسلامی در ذهنها و خاطرهها به شکل خلافتهای موروثی به یادگار مانده بود؛ خیال میکردند حکومت اسلامی یعنی مثل خلافت بنیامیه و بنیعباس یا خلافت ترکان عثمانی؛ یک نفر با نام و شکل ظاهری خلیفه، اما با باطن و عمل فرعون و پادشاهان مستبد؛ بعد هم که از دنیا میرود، یک نفر را به جای خود معین کند. در ذهن مردم دنیا، حکومت اسلامی به این شکل تصویر میشد؛ که بزرگترین اهانت به اسلام و حکومت اسلامی بود. امام، حکومت اسلامی به روش انتخابات مردم و حضور مردم و تعیین منتخب مردم را - که لبّ اسلام است - بار دیگر برای مردم ما معنا کرد و در جامعهی ما تحقق بخشید...»2
این سخن در واقع خط بطلانی بر مدعیات متحجران ودر عین حال سکولارهاست که نقش مردم را در انتخابات و اساسا در فرایندهای مردمسالارانه در نظام جمهوری اسلامی بر نمی تابند .اما رهبری معظم انقلاب در باب دست به دست شدن قدرت و چرخش نخبگان نیز نظریات مهمی را ابراز داشته اند که می تواند به مثابه دلیلی متقن برای وجه مردمی نظام باشد:
«... این یکی از افتخارات ماست که دست به دست شدنِ قدرت اجرایی در بهترین شکل و با شیرینترین وضع در کشور ما انجام میگیرد؛ این را انقلاب به ما بخشید؛ این را اسلام به ما داد؛ این را احساس مسؤولیتی که ناشی از تفکر اسلامی و نگاه اسلامی به انسان و تعهد و مسؤولیت انسان است، به ما ارزانی داشته است. در این میدان کار و تلاش، جمعی میآیند و در فرصت معینی زحمتشان را میکشند، عرق میریزند و شب و روز تلاش میکنند؛ بعد اینها از صحنه خارج میشوند و کسان دیگری جای آنها میآیند؛ کار را از آنها تحویل میگیرند و بر اساس پیشرفتها و توفیقاتِ آنها کار را ادامه میدهند. کار و مسؤولیت باید بر همین اساس باشد؛ یعنی باید از توفیقات، تجربیات و پیشرفتهای هر مجموعهیی که کار و خدمتی را انجام میدهند، بعدیها بهره ببرند و روی بنای آنها ادامهی خدمت دهند. ما حدِّ یقف نداریم؛ یعنی اینطور نیست که اگر فرض کنیم ما توانستیم مسألهی اشتغال را بهطور کامل حل کنیم، حرکت ملت ما و کشور ما دیگر به نهایتش رسیده؛ نه، تازه شروع میشود. ما در پیشرفتِ خود حدِّ یقف و منتهیالیهی نداریم. ملت ما، ملت بزرگی است. کشور ما، کشور ثروتمندی است. تاریخ ما، تاریخ پُرافتخاری است. انتظارِ از این ملت، از این تاریخ و از این کشور، انتظار زیادی است. بر اثر فشار استبداد و دخالت بیگانگان و ناتوانی و بیعُرضگی بسیاری از حکومتهای قبل از انقلاب در این کشور، ما چند قرن عقبافتادگی داریم؛ این عقبماندگیها را باید بسرعت جبران کنیم. ما هرگز آن ملتی نبودیم و نباید باشیم که قدرتهای سیاسییی در دنیا به اتکاء علم و پیشرفت فناوریشان بتوانند در میدانهایی که به آنها مربوط نیست، به ملت ما زور بگویند و ما ناگزیر باشیم زور آنها را بپذیریم. ما باید ملتی باشیم روی پای خودمان و متکی به قدرت خودمان؛ در جایگاهی که به معنای واقعی کلمه، شایستهی ملت ایران است. این، کار و تلاش لازم دارد؛ این چیزی نیست که روزی متوقف شود. هر کدام از ماها که روی صحنهی این کار و آزمون بزرگِ خدمت به ملت میآییم، برههیی از عمر خود را کار و تلاش میکنیم؛ به قدر توان و همتِ خود خدمت میکنیم و کمکی میرسانیم و این گردونه را به پیش میبریم؛ بعد هم دیگری میآید و این راه را ادامه میدهد، و دیگرانی خواهند آمد. نسل جوانی که امروز در کشور ما دارد تربیت میشود، قابل مقایسهی با دورهی جوانی ما نیست؛ هوش و تواناییها و امید و همتش خیلی بالاست؛ اینها مدیران بسیار خوبی برای آینده خواهند بود. ما باید کشور را برسانیم به دست مدیران جوانی که نسل به نسل و پیدرپی از راه خواهند رسید تا این راه انشاءاللَّه ادامه پیدا کند. و این در کشور ما متکی است به جابهجایی نرم و آرام و همراه با محبت و برادری در مسؤولیتها و مأموریتها و در کسانیکه این مأموریتها را بر عهده میگیرند. این روحیهی برادری را هم باید حفظ کنید...»3
اینچنین است که انتخابات در جمهوری اسلامی وجهی جاودان کسب می کند .جاودانیای که ریشه در تلفیق حقانیت و مقبولیت در فلسفه سیاسی این حکومت دارد و به همان وجهی که حقانیت را گرامی می دارد مقبولیت را نیز ارج می نهد و دافع هر گونه تنگ نظری متحجرانه و تسامح اباحی گرایانه است. فلسفه ای که هم« جمهوری» است و هم «اسلامی».
پی نوشت ها
1 بیانات در اجتماع بزرگ مردم جیرفت، 17/2/84.
2 بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)، 14/3/84.
3 بیانات در دیدار اعضای هیأت دولت، 10/5/84.