ترجمه: دینا كاویانی
1. معنای خاص روشنگری
طبق لغت نامه « لسان العرب»نوشته ابن منظور،واژه عربی« تنویر»به معنای « فلق»یا به عبارت دیگر ظهور اولین بارقه و روشنایی روز است. همچنین واژه « تنویر»به معنای روشن ساختن و آگاه كردن ، است. در لغت نامه«الوسیط»فعل «استنر»به معنای درخشیدن آمده است. بدین ترتیب عبارت«مردم روشن شدند» به معنای آگاهی آنها از موضوعی و دستیابی به فرهنگی خاص است.
همچنین استعاره «نور» در معنای هدایت كردن به راه راست،استفاده میشود؛چنانكه درآیه 257 سوره بقره آمده است: « خدا یار اهلایمان است آنان را از تاریكیهای جهان بیرون آرد و به عالم نور برد ؛ الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور»بدین معنا كه آنان را به راه راست هدایت خواهد كرد.ایه 35 سوره نور نیز به همین صورت است:« خداوند نور آسمانها و زمین است؛ الله نور السماوات والارض».
ریشه شناسی «تنویر» با شرح دقیق مفهوم واژه«نور»ممكن میشود. دراین راستا باید یادآور شد كه توضیحات الكوفی(متوفی به سال 1686 میلادی برابر با 1094 هجری قمری)در كتابش- الكلیات- در باب یگانگی نور و تعدد ظلمت در قرآن كریم نیز تأئید شده است؛ چرا كه واژه «ظلمت» همیشه به صورت جمع و «نور»به شكل مفرد آورده شده است. دراین نوشته نیز ازاین پس بدین طریق عمل میشود.
در فرهنگ لغات قرآنی، واژه «نور» به معنای مجموعهای از اطلاعات، حقایق و دلایلی است كه تردید را برطرف میكند، از طریق دینی یقینایجاد میكند و شك و بت پرستی را به عقب میراند. نور از اسطوره یا خرافات نمیآید،بلكه برعكس حقیقت و دلایل مسلم و معتبر را مطرح میسازد.این توصیف زبان شناختی بر بار عقلانی و فرهنگی دلالت میكند كه نباید آن را از نظر دور داشت.
2. معنا و مفهوم فلسفی واژه «روشنگری»
واژه «روشنگری» در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی همراه با آزادیخواهی بورژوازی با گرایش به سوی انسان باوری بر پایه عقل،دانش و تجربه پدیدار شد.این موج فكری،ماتریالیسم را میستود و با جایگزین كردن عقل به جای تفكر دینی در تفسیر پدیدهها و قوانین حاكم بر طبیعت،اظهارات دینی را بی اعتبار ساخت.
از یك سو، انگاره روشنگری ترجمان یك موج فكری است كه قرن هجدهم میلادی در اروپا ،تحت تاثیر نخبگان روشنفكری پدید آمد كه از آن جمله میتوان به ولتر، دیدرو،كندرسه و هولباخ اشاره كرد. آنان نیز از فلاسفه خردگرایی همچون دكارت، اسپینوزا، لایب نیتس و لاك تأثیر گرفته بودند كه قرون هفدهم و هجدهم میلادی را تا حدی شاخص كردند كه كهاین دوره را «عصر خرد» مینامند. در همین دوران شاهد شكوفایی فلسفه روشنگری هستیم.
به تعبیر كلی میتوان گفت انگاره روشنگری شامل سه بخش خرد،طبیعت و پیشرفت است.این بخشها پایههای ناتورالیسم و اخلاق طبیعت باور را بر پایه علم تشكیل میدهند. در حقیقت همان گونه كه به طور قطع علم را باور دارند،به خرد نیزایمان دارند.
از سوی دیگر ، مفهوم روشنگری در محیطی اروپایی پدیدار شد كه خداناباوری اجباری بود. در حقیقت پایه انگاره روشنگری نشانگر خداناباوری بود و به طور كامل با كلیسا و قدرت دولت، مؤمنان خرافاتی، جهالت و فقر مخالف بود. هواداراناین موج فكری به بازگشت به طبیعت اذعان بسیار داشتند. در تفكر اروپایی، انگاره روشنگری به معنای رها یی از قید اصول موروثی و اكتسابی از قدرت است. به دیگر سخن،این مفهوم در تعریف دوباره زندگی بر پایه تفكر عقلانی و ارادهای در راستای فعالیت عقلانی محض به كار رفته است.گرایشاین موج فكری به سوی رها ساختن تمدن از سلطه كلیسا و تمایلات خداباورانه و اسطورهای است. همچنیناین موج خواهان آن است كه پیشرفت بشریت ابتدا از طریق تحقیقات علمیتحقق یابد.
بدین ترتیب، كانت اولین كسی بود كه از واژه «روشنگری» برای توصیف موج عقلانی بهره برده است كه در قرن هفدهم میلادی در اروپا پدیدار گشته بود و در قرن هجدهم به اوج خود رسید. تاثیراین تفكردرتمدن اروپایی وهمچنین برمردمانی كه درلوای آن میزیستند،هویدا بود. بنابراین«روشنگری»واژه رایج در میان روشنفكران،انگارهای است كه در اروپا پدید آمده است و منابع و معانی ضمنی آن از تمدن اروپایی تفكیك ناپذیر هستند.این انگاره به موج فكری باز میگردد كه بر دورهای از تاریخ تفكر اروپای معاصر تفوق داشت كه به طور كلی « عصر روشنگری» خوانده میشود.
3. فلسفه روشنگری از دیدگاه اسلامی
مفهوم اسلامیروشنگری نظریه سادهای نیست، بلكه انگارهای است كه ترجمان حقیقت ذاتی دین مقدس و تفكیك ناپذیر از زندگی مسلمانان است؛ هرچند ابعاد آن متفاوت است: از سویی ، اسلام توانیایجاد میكند كه انگیزه تزكیه تمدن در تمامیابعاد است. همچنین انگاره روشنگری، مفهومیاسلامیو اصلاح گر است؛بدان معنا كه در صدد تحقق اهداف متعالیای است كه اسلام برای زندگی مسلمانان تعیین كرده است. انگاره روشنگری از لحاظ نگرش جهانی و منطقی، همان اصلاح مفاهیم دینی و كاركرد دین است،كه هدف آن شامل گذشتن از حالت سكون و آغاز حركتی جدی و سازنده است كه در خدمت« امت» قرار خواهد گرفت.علاوه بر آناین مفهوم،اصلاح احكام مقدس شریعت به انگیزه وحدت میان عالم اسلامیاست.
بی شك امروزه واقعیت زندگی امت اسلامی،نیاز مبرمی به اصلاحات، تغییرات و تعریفی دوباره از ارزشهای موجود در جامعه اسلامیدارد كه تنها با تلاش مشترك تحقق مییابد؛ اقدامیبر پایه تعالیم شریعت كه توسط نگرشی ملهم از بنیادهای پایدار دین هدایت میشود.این نگرش باید بر پایه نیازها و شرایطی باشد كه بتواننداین اقدام را در راستای مناسب هدایت كند.این نكته معنای علمیمفهوم روشنگری است.
در راستای چارهجویی برای وضعیت جهان اسلام، ناچار باید انگاره روشنگری در مفهوم اسلامی آن در مسیر تحقق اهداف مورد نظر قرار گیرد. این امر تنها به معنای اقدامیعقلانی و فرهنگی نیست،بلكه شامل جنبشی از اصلاحات ریشهای و جهانی در باب مفاهیم است؛مفاهیمیكه دوباره باید حقیقت را برقرار سازند و انگارهها را معنا بخشند.این اقدام در راستای تصحیح تحریفها و جعلهایی صورت میگیرد كه دامان آن را آلوده ساختهاند و همچنین رفع تمامیمعانی ضمنی افراطی یا غیر عقلانی است.این امر موجب هماهنگی تلاشهایی میگردد كه در راستای ترویج ارزشهای اخلاقی،تساهل،نوع دوستی،تعاون و اتحاد در جوامع اسلامیصورت میگیرند و همچنین الزام به كسب دانش و استفاده از ابزار و روشهای آن در خدمت نوزایشی راستین و ارزش دادن به مفهوم منطقی است كه با نور«ایمان» روشن شده است. این امر همچنین به معنای پیشبرد اقدامیجدی در راه تحقق توسعه است.این توسعه به دنبال فرآیندهای عقلانی و در چهارچوب ثابت دین و احكام شریعت است.
از سوی دیگر شایسته است به زمینهای كه انگاره روشنگری در آن مطرح میشود،حدود آن و همچنین شیوههایی كه در اختیار دارد، توجه شود. مفهوم اسلامیروشنگری به اندازهای گسترده است كه نمیتوان آن را در چهارچوب علوم شریعت یا علوم انسانی در مفهوم عمومیمحدود ساخت.این موضوع، مفهومیجهانی است كه تمامیزمینههای فعالیت مذهبی، علمیو فرهنگی زندگی در جوامع اسلامیرا شامل میشود. در حقیقت،نوزایش علمیو پیشرفت فناوری از انگاره اسلامیروشنگری منبعث میشود؛ چرا كه بر برتری منطق و تفكر دلالت میكند كه خداوند آن را در اختیار انسان قرار داده است. دستیابی به نتیجه چنین تلاشی تنها با باور داشتن به داشتهها میسر است.