خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
18 تیر 1388

در اندوه قطع پی در پی درختان در شهرها:  با اجازه از محمد جواد محبت

 

 در كنار حریم یك اتوبان

توی تهران دو كاج روئیدند

مردم البته از گرفتاری

كاج‌ها را به كُل نمی‌دیدند

 

روزی از روزهای پاییزی

حكم تعریض آمد از بالا

راه افتاد شخص پیمانكار

شب كه بودند خلق در لالا!

 

یكی از كاج‌ها به ایشان گفت:

لطف خود را به بنده شامل كن

چند تا سَرو آنطرف تر هست

ما دو را جون مادرت ول كن!

 

گفت با طعنه مجری پرو‍ژه

كاج بی ریشه از تو بیزارم

از منابعْ طبیعی استان

بنده شخصا مجوزم دارم

 

سرو چون این شنید گفت: این كاج

به سبیل باباش خندیده‌ست

بنده فامیل حاجی‌ام، ضمنا

ریشه هایم پر از مونوكسید است!

 

مجری طرح دید اینطوری

كار تعریض جاده ممكن نیست

گشت عازم مهندس ناظر

تا ببیند كه عیب كار از چیست

 

شهریاران شبانه با سرعت

راه تكرار بر خطر بستند

سرو و كاج و چنار را یكجا

با لودِر تكه تكه بشكستند          

 

نظرات

واقعا جالب بود...

29 شهریور 1388 ساعت 01:12 | انار |  بدون email | بدون آدرس وب

ماشاا... ، انشاا...همه داستان های قدیمی هم مثل آدم ها به روز بشن! شكرا... (یه سر به آدرس بزنید لطفاً)

3 شهریور 1388 ساعت 11:46 | رضا بنده دستیار گرام دكتر بهین |  بدون email | آدرس وب

كار زیبایی بود

20 تیر 1388 ساعت 20:00 | عالی |  بدون email | بدون آدرس وب

عالی بود ایشالا كارای دیگتون رو هم بزنین

19 تیر 1388 ساعت 17:55 | مجتبی قایدی |  بدون email | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: