خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز تئاتر عكس سینما اندیشه
اخبار
17 خرداد 1388
3 خرداد 1388
31 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
سینمای ایران
9 مرداد 1389
7 مرداد 1389
سینمای جهان
30 تیر 1389
6 خرداد 1389
یادگارها
27 مرداد 1388
28 اردیبهشت 1388
22 اردیبهشت 1388
9 اردیبهشت 1388
25 فروردین 1388
فن هنرپیشگی
31 شهریور 1388
فرهنگ اقتباس های ادبی در سینما
27 تیر 1388

حقیقت

 

«درباره الی ...» با فاصله بسیار زیادی شاید ادامه بیان دغدغه‌های فرهادی در «چهارشنبه سوری» باشد. از این حیث كه تم اصلی داستان در هر دو فیلم عواقب دروغ گفتن یا نگفتن تمام واقعیت، ارتباطات سست و بی مایه، خودخواهی، قضاوت كردن و قضاوت شدن و ... است كه البته تمام این موضوعات برمی‌گردد به خصوصیات انسان‌های طبقه متوسط و به اصطلاح مدرن.

سپیده بسیاری از دانسته‌هایش را (هرچند اندك) در مورد الی به زبان نیاورده و دقیقا همین دانسته‌های اندك پس از آنكه اتفاق اصلی داستان رخ می‌دهد به شدت با اهمیت می‌شود. او می‌دانسته كه الی دو سال با پسری به نام علیرضا (صابر ابر) نامزد بوده، می‌دانسته الی می‌خواهد از او جدا شود، می‌دانسته كه الی تمایلی به این سفر نداشته و ... . مرز بین راز داری و بیان دانسته‌های ما كجاست؟ آیا اساسا بروز آن اتفاق دردناك در فیلم باعث مهم شدن ناگفته‌های سپیده شد؟ آیا اگر الی زنده از آب گرفته می‌شد بازهم بحث و جدل برای پیدا كردن مقصر ماجرا ادامه می‌یافت؟ ناگفته‌های سپیده پنهان كردن حقیقت تلقی می‌شد؟ تا چه حد می‌توان مهم شدن این حقایق را ناشی از حس فرار از واقعیت و تلاشی در جهت پاك كردن صورت مسئله دانست؟ اساسا حقیقت چیست؟ نسبت میان حقیقت و مصلحت را چطور باید دید؟ اصولا مصلحت یعنی چه؟ و ...

 

قضاوت

 

شاید اساسی‌ترین موضوعی كه در فیلم ذهن تماشاگر را درگیر می‌كند مسئله قضاوت و چگونگی انجام آن است (با فرض اینكه ملزومات و معلومات كافی داشته باشیم و البته صلاحیت آن را). تماشاگر به همراه بازیگران فیلم مرحله به مرحله در شرایط قضاوت كردن قرار می‌گیرد اما تصمیم درست كدام است؟ آیا الی قصد داشت با احمد رابطه‌ای تازه را آغاز كند و علیرضا را فراموش كند؟ آیا اساسا همراه شدن الی با سپیده برای یافتن مورد بهتری برای تشكیل زندگی بود؟ آیا اصرار الی برای برگشتن به تهران در روز دوم سفر ناشی از دودلی‌اش در مورد ارتباطش با علیرضا و ناراحتی‌اش از شرایط حاكم بر جمع نبود ؟ آیا اگر الی به تهران می‌رسید با علیرضا ادامه نمی‌داد؟ چه دلیلی داشت كه الی به مادرش سفارش كند تا كسی را در جریان سفر شمالش نگذارد؟ آیا او از آمدن پشیمان شده بود؟ تصمیم جماعت حاضر در ویلا برای اینكه سپیده هم باید در پنهان كردن حقیقت با آنها همراه شود را چطور باید دید؟ فداكاری الی كجای این ماجرا قرار می‌گیرد؟ آبروی الی چه قیمتی دارد؟ حق علیرضا برای دانستن حقیقت چه می‌شود؟ الی چطور انسانی است؟ داستان فداكاری الی كجای قصه قرار می‌گیرد؟ و ...

 

واقعیت

 

داستان در این فیلم داستان در كنار هم نبودن در عین كنار هم بودن است و احساس غربت و جدا افتادگی است كه انسان‌ها نسبت به هم دارند (از خصوصیات جوامع مدرن). در سی دقیقه ابتدایی فیلم همه چیز بر وفق مراد است و ارتباطات در ظاهر دوست داشتنی و البته الی به شدت مقبولیت دارد و پاك و محجوب و گرم و دوست داشتنی است و" كار نكرده عزیز است". ولی به محض بروز اتفاق تراژیك فیلم ورق برمی‌گردد. حالاست كه رویه واقعی روابط رخ می‌نمایاند و تلاش برای فرار از واقعیت غیر قابل هضم شروع می‌شود. اینجاست كه همه فراموش می‌كنند كه الی فداكار است و ... (حداقل سعی می‌كنند فراموش كنند) اینجا است كه الی دروغگو، فریبكار، متظاهر (اشاره به صدقه دادن الی) و حتی خائن و ... خطاب می‌شود و در همین میان است كه دمل اختلافات امیر و سپیده سر باز می‌كند، امیر از احمد انتقاد می‌كند و البته اختلافات پدر و مادر آرش به میان كشیده می‌شود و ... تلاش همه جانبه برای فراموش كردن اصل اتفاق و مسئولیت تك‌تك افراد حاضر در ویلا تا جایی كه سپیده هم تصمیم به كتمان حقیقت می‌گیرد و ...

 

غایت

 

سكانس پایانی «درباره الی ...» یك پایان به غایت تلخ است و واقعی برای فیلم و شروعی بسیار خوب برای تثبیت مرحله جدیدی از فیلم سازی فرهادی و سینمای ایران. اتومبیلی در شن فرو رفته و جماعت حاضر در ویلا تلاش می‌كنند آن را بیرون بكشند و ...   

 

- عنوان مطلب بر گرفته از دیالوگ فیلم، " یك پایان تلخ بهتر از یك تلخی بی پایان است"

نظرات

سلام در وبلاگم مطلبی مفصل درباره ی الی نوشته ام .امیدوارم بخونید و نظر گرانبهاتون رو در اختیارم بگذارید. من منتقد كتاب هستم و كار نقد فیل بسیار كم انجام دادم.با اشتیاق منتظرم.

3 اسفند 1388 ساعت 01:28 | مهرنوش دژم |  بدون email | آدرس وب

دمت گرم. كاش سید سعید هاشم زاده كمی از شما یاد بگیره نقد كردن رو!!!

29 شهریور 1388 ساعت 21:17 | احسان |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام در وبلاگم مطلبی انتقادی درباره درباره الی گذاشتم لطفا بخوانید و نظر دهیدhttp://faainatazhaboon.blogfa.com/

5 مرداد 1388 ساعت 15:53 | مهدی |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام و خسته نباشید.باید بگم كه از دیدن درباره الی و اینكه چطور فرهادی تونسته تماشاگرشو به طرزی باور نكردنی درگیر زندگی واقعی كنه به شعف اومدم.خوندن مطلب شما همون حسی رو به من ده كه تماشای فیلم، از این حیث كه اصولا بنا نیست به راحتی همه چیز رو در اختیار داشته باشیم بلكه باید به دستش بیاریم وتحلیلش كنیم...

31 تیر 1388 ساعت 17:35 | نوشین م. |  nooshinm@gmail.com | بدون آدرس وب

سلام.خوشحالم از اینكه فیلمی مثل درباره الی رو تو سینمای ایران دیدم.به نظرم تنها نتیجه ای كه از درباره الی میشه گرفت بی جوابی و غور كردن در خوده.فیلم درست یعنی همین فیلم باید تماشاگرشو در گیر كنه و به سمت درستی سوق بده.

30 تیر 1388 ساعت 17:42 | سامان |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام آقای مقدسیان.واقعا باید بگم همانقد در گیر مطلبتون شدم كه فیلم از تماشاگرش می خواست.به نظرم تمام سوالاتی كه شما طرح كردید به علاوه بسیاری دیگه ذهن تماشاگر رو به خودش مشغول میكنه.خوشحالم از اینكه این فیلم رو دیدم یه فیلم استخوان دار.راستی می خواستم بدونم كه چرا دیگه تو سینمای ما نمینویسید؟؟!

28 تیر 1388 ساعت 17:19 | حسام احمدی |  بدون email | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: