• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

در گرای طنز


طبل تو خالی!

1 مرداد 1388

 

 

معجزۀ شعر طنز «با مقدمه‌ای از رضا رفیع»

گرد‌آورندگان: آزاده سلیمانی، زهرا باقر‌شاهی، حسام محمد‌ظاهری

کاریکاتوریست‌ها: امیر‌رضا سقراطی، رضا پیشکاری، سهیلا قادرمرزی، یاسمن انزابی‌ چهره‌قانی

طراح جلد: علی زغیم

قیمت: 5500 تومان

چاپ اول: 1387

نشر ثالث

 

بعضی از کتاب‌ها چه‌قدر آدم را به یاد تحقیق‌های دوران دانش‌آموزی می‌اندازد. تحقیق‌هایی که به طبلی تو خالی شبیه بود. همان‌هایی که یک کلمه‌اش را هم فرد به اصطلاح دانش‌آموز ننوشته بود ولی یک «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» تحریری می‌چپاند اولش و بعد با یک جلد گران قیمت، سر هم بندی‌اش می‌کرد. دانش‌آموزان این تحقیق‌ها را برای گول زدن معلم‌هایشان درست می‌کردند، پس مولف‌هایی هم که چنین کتاب‌هایی را به بازار نشر می‌فرستند، قصد گول زدن مخاطبانشان را دارند! شاید کار تقلبی آن دانش‌آموزان خیلی کریه به نظر نرسد و تازه آدم را به خاطر سادگی دوران کودکی و نوجوانی به خنده هم وادار کند ولی درمورد کتاب‌هایی که فقط جلد شکیلی دارند، تنها جای تاسف باقی می‌ماند. «معجزۀ شعر طنز» یکی از همین کتاب‌هاست. کتابی که کلی برنامه برای گول زدن مخاطب دارد: جلد محکم گالینگوری آن هم با رنگ شاد نارنجی!، نام دوست‌داشتنی شعر آن هم طنز به اضافۀ مقدمه‌ای از «رضا رفیع» که می‌تواند به منزلۀ مهر تاییدی برای  محتویات کتاب باشد. حتی اگر تمام اینها را نادیده بگیریم، وقتی نام نشر «ثالث» را به عنوان ناشر کتاب، به چشممان می‌خورد، انتظارمان خیلی بالا‌تر می‌رود و توی دلمان می‌گوییم: «این کتاب حتماً برای مطالعه، تحفۀ نطنزی خواهد بود.» کتاب را باز می‌کنیم و مشغول خواندن مقدمۀ رضا رفیع می‌شویم، مقدمه‌ای علمی که با زبان شیرین این طنز‌پرداز آمیخته شده است، ولی حیف که این ذره‌بین علمی و زبان شیرین تنها تا همان‌جایی که رفیع هنوز از خود کتاب صحبتی نکرده، دیده می‌شود. همان‌جایی که به قول خودش از تعریفات مربوط به حیطۀ طنز درز می‌گیرد و به ستایش کتاب مذکور می‌پردازد: «این کتاب حکم یک کشکول را دارد. دفینه و گنجینه‌ای است از گوهر‌های تابناک دریایی عمیق و مواج و ناپیدای کرانۀ طنز پارسی که آنها را از دل دریایی صدف‌های متنوع و متلون بیرون کشیده و یکجا در ساحل نمایش قرار داده است... _ص17_» معجزۀ شعر طنز اگرچه واقعاً قصد یک کشکول شدن را داشته ولی به قول معروف همین‌طور قضاقورتکی و کشکی‌کشکی نمی‌توان کشکول به خورد مخاطب داد که...! با اینهمه اگر خدایی نکرده (!) این کتاب را تهیه کردید، هنگام خواندن آن، هیچ انتظار مثبتی نداشته باشید و از هیچ ایراد و ضعفی تعجب نکنید. یک‌وقت خیال نکنید که با مجموعه طنزی مثل «یک لب و هزار خنده» ی «عمران صلاحی» طرف هستید که سخت در اشتباهید چرا که گردآورندگان این مجموعه حتی سطحی‌ترین استانداردهای جمع‌آوری یک مجموعۀ ادبی را هم رعایت نکرده‌اند. اصولاً مجموعه‌های ادبی بر اساس دوره‌های مختلف زمانی طبقه‌‌بندی می‌شود ولی در این مجموعه شما در کنار نام بزرگ «سنایی» با نام یکی از شاعران طنزپرداز «در حلقۀ رندان» به نام «جمشید مقدم» روبه‌رو می‌شوید! یا شعرهای «سعید سلیمان‌پور» را در کنار شعرهای «مولوی» مشاهده می‌کنید! قصدم این نیست که بگویم دو شاعری که از آن‌ها نام بردم، طنزپردازان خوبی نیستند، به خصوص اینکه سعید سلیمان‌پور از طنزپردازانی است که هنر خودش را بارها به مخاطبانش اثبات کرده ولی می‌خواهم بگویم که چنین ترتیبی در یک گرد‌آوری خودش طنز بزرگی است و مخاطب را به سخره وا می‌دارد. گذشته از این اصلاً معلوم نیست که چرا در این مجموعه که از برخی طنزپردازن نه چندان مطرح کشور آثاری چاپ شده، از شاعران خوبی مثل «ناصر فیض» و «ابوالفضل زرویی‌نصر‌آباد» اثری دیده نمی‌شود. انگار که گردآورندگان این کشکول تایید شده از سوی رضا رفیع،  هر‌آنچه را که دوست داشتند داخل کتاب ریختند و هیچ‌توجهی به کیفیت آثار انتخاب شده نداشته‌اند، در‌ضمن جای سوال و تعجب است که چرا اشعار منتشر شده از شاعران کلاسیکی مثل «سعدی» گاهی به تک‌بیتی تبدیل شده‌اند، هرچند که شاید گرد‌آورندگان کتاب فقط از همین یک بیت خوششان آمده باشد! تازه برای عناوین شعرها هم تیترهایی من‌در‌آوردی ساخته شده که خیانت به اصل اثر است! حالا به تمام این نواقص، کاریکاتور‌های بچه‌گانه‌و غیرحرفه‌ای کتاب _که بعضی‌هاشان روی کاغذ‌های گلاسه هم چاپ شده‌اند!_ را هم اضافه کنید و دست‌ آخر به خاطر اینکه تلخی نقد این کتاب به مزاجتان خوش بیاید، یکی از شعرهای شیرین معجزۀ شعر طنز را _که از «ابوالقاسم حالت» نقل شده_بخوانید:

 

هر کجا یاری گرفتم، کودن و هالو در‌آمد

هر کجا اسبی خریدم، بدتر از یابو در آمد

هر زمان در زیر زلف دلبری دستی کشیدم

ز آن کله‌گیس اوفتاد و کله‌اش بی‌مو در‌آمد

هر کجا خربوزه کردم پاره،‌ بد‌تر از کدو شد

هر که را دوشیزه خواندم، عاقبت بانو در‌آمد!

هر کجا قد را علم کردم که با دشمن بجنگم

دشمنم بسیار خر زور و قوی بازو در‌آمد

هر کجا با یار گفتم شرحی از درد دل خود

خنده زد، گفتا: عجب، این هم مزخرف‌گو در‌آمد!

 

 

نظرات

انتقاد غیر کارشناسی برای لای جرز دیوار خوبه :d

27 آذر 1388 ساعت 11:21 | یاسمن |  yasamanphysic@yahoo.co.uk | آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

در گرای طنز

زندگی روی دور کُند

زندگی روی دور کُند

فاضل ترکمن


در گرای طنز

پای حرف‌های خوب بچه‌ٔ جوادیه

پای حرف‌های خوب بچه‌ٔ جوادیه

فاضل ترکمن


در گرای طنز

طبل تو خالی!

طبل تو خالی!

فاضل ترکمن


در گرای طنز

طنز در آثار هدایت

طنز در آثار هدایت

زهرا طراوتی


در گرای طنز

یک نمایشگاه و هزار خنده!

یک نمایشگاه و هزار خنده!

فاضل ترکمن



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

پایانِ پنجم!


شیشه های با بخار


ماخولیای شوهری


مجلس آرام


پدر خانواده


شاعر می‌شود!


زهی خیال باطل!


مستاجر عرب


وقتی آقای خانه تحریم می شود!


خانم سیبیلو!


ممنوع التصویرها


گردی زمین


محبت نصفه نیمه


کدام رگتان باد کرده است؟


وقتی گاز می گیرد!


گلوله محافظه کار


عادت زشت


عشق تو بلانسبت خرم کرد!


هاسپیتال گوربه‌گوری


مراقب جان‌هایت باش بابا خلیل


جناب عزراییل، سلام!


کشیده 900 متری


انتخاب رشته


مرکز کشور جم


کاری لوح ماتور(58)


نامه‌های زیر در حیاط


سعدی آوانگارد می شود!


زندگی هنری یک مدل!


یار مهربان


نسل پدرسوخته