• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

معرفی


دوبیتی ناتمام و... نگاهی به مجموعه دوبیتی «از این دست»

مرتضی کاردر
1 مرداد 1388




سید حبیب نظاری شاعری است که همهٔ توان خود را در سال‌های اخیر صرف سرودن دوبیتی‌های مذهبی کرده است. یکی دو سال قبل کتاب بگو تا صبح چند آدینه مانده است: مجموعه 313 دوبیتی دربارهٔ امام زمان (عج) از او منتشر شد. آن زمان در نقدی بر این کتاب که در سایت ادبی‌ـ‌‌هنری فیروزه منتشر شده بود اشاره کردم که این تعداد دوبیتی در یک موضوع طبیعتاً کیفیت کار را پایین می‌آورد و آن را در حدّ کارهای سفارشی تنزّل می‌دهد؛ علاوه بر این ظرفیت‌های بالفعل مضمون مورد بحث آنقدر نیست که شاعر بتواند در 313 شعر از آن استفاده کند؛ پس شاعر ناگزیر از تکرار چندین و چند بارهٔ مؤلفه‌ها و نشانه‌های آن موضوع و نزول از یک زبان شاعرانه به یک زبان معمولی است. بیان صریح این مسائل موجب شد تا آن نقد ناخواسته لحن تندی پیدا کند که از این بابت از شاعر معذرت می‌خواهم؛ هرچند که هنوز بر این باورم که کلیات آن صادق بوده است.
□

حالا کتاب دیگری از این شاعر منتشر شده است که باز هم مجموعه‌ای از دوبیتی‌های مذهبی است. کتابی با نام از این دست که مجموعهٔ  133 دوبیتی دربارهٔ حضرت ابالفضل العباس (ع) است. اگرچه هنوز فکر می‌کنم که اساساً تعیین سقف برای کتابهایی از این دست چندان مناسب نیست و شبههٔ تصنعی بودن کتاب را به ذهن متبادر می‌کند، اما مجموعاً تعداد شعرهای این کتاب در قیاس با کتاب قبلی معقول‌تر است.
در یک نگاه کلی می‌توان گفت که شعرهای این کتاب پخته‌تر و یکدست‌تر از کتاب قبلی است و سهم کشف‌های تازهٔ شاعرانه در آن بیشتر است. علاوه بر اینکه، حجم کمتر کتاب موجب شده است که کارهای خوب این مجموعه بیشتر به چشم بیاید و در میان انبوه کارهای معمولی گم نشود.   
تو در متن جنون جا می‌گرفتی
به دندان مشک خود را می‌گرفتی
سپاه سایه‌ها از پا می‌افتاد
تو با دستان خود پامی‌گرفتی
دوبیتی 45
*
دو چشم، خیس یک دریا، دو تا دست
دو تا گل‌دستهٔ زیبا، دو تا دست
قنوت تشنگی را سرخ خواندند
کنار غربت سقا، دو تا دست
دوبیتی 88
*
بگو بغض مرا پرپر کند مشک
غم دست مرا باور کند مشک
به دندان می‌برم اما خدایا
لبانم را مبادا تر کند مشک!
دوبیتی 97
*
مسافر تشنه و بی‌تاب و خسته
کنار دست‌های خود نشسته
در آغوش برادر خواند آن روز
نماز بی‌ قنوتش را شکسته
دوبیتی 113
*
خودش می‌رفت اما دست‌هایش
رقم زد عشق را با دست‌هایش
به روی خاک افتادند اما
نیفتادند از پا دست‌هایش
دوبیتی 98

□
تلاش شاعر بر این بوده است که از مضامین عاشورایی در گسترهٔ معنایی بیشتری استفاده کند، تا شعرش اسیر تک‌معنایی نشود. مثلاً کلمهٔ دست در تمام دوبیتی‌ها تکرار شده است ولی شاعر سعی کرده است تا آن را در معانی گوناگون به کار گیرد که باید گفت در موارد بسیاری در این کار موفق بوده است. همهٔ دوبیتی‌‌هایی که پیش از این آمده‌اند و پس از این می‌آیند می‌توانند نمونه‌های این مسئله باشند.
عین همین مطلب دربارهٔ کلمهٔ دوبیتی نیز صادق است. شاعر از دوبیتی به مثابهٔ یک شیء در بسیاری از دوبیتی‌هایش بهره برده و سعی کرده است که کارکردهای معنایی متفاوتی از آن به دست دهد. از این منظر به چند نمونهٔ زیر توجه کنید:
بهار زخم‌هایت ماندنی بود
کجا آن زخم‌ها پوشاندنی بود
کنار رود، روی دفتر خاک
دو بیت دست‌هایت خواندنی بود                                        
دوبیتی 19
*
دوباره مشک دریا ـ یک دوبیتی ـ
سرودی عشق را با یک دوبیتی
تنت روی زمین ـ یک چارپاره ـ
دو دستت روی شن‌ها ـ یک دوبیتی ـ                                     
دوبیتی 17
*
من و حس لطیف دست‌هایت
دو گلبرگ ظریف دستهایت
جسارت کرده‌ام گاهی سرودم
دوبیتی با ردیف دستهایت                                              
دوبیتی 12

□
ذیگر نکتهٔ قابل توجه این مجموعه توجه شاعر به تحولات شعر در سالهای اخیر و تلاش او برای به کار گرفتن آنها در قالب دوبیتی است. جدای از استفاده‌های گوناگونی که شاعر از کلمه دست و دوبیتی کرده است، بازی‌هایی با ساختار دوبیتی نیز انجام داده است که در بعضی موارد بسیار خوب از کار درآمده‌اند:
برادر تشنه کام و مشک در دست
به دل شوق امام و مشک در دست
به سوی خیمه‌ها راهی شد اما
دوبیتی ناتمام و... دست بر خاک                            
دوبیتی 85

.........................................
دوبیتی هم دو دست از دست داده است
دلم تنگ است یا باب الحوائج
..............................................                     
دوبیتی 124

دوبیتی! ناگهان دستان آن ماه...
گلوگیر است این اندوه جانگاه
رباعی باش و بشکن بغض خود را
لا حول و لا قوة الا بالله                                 
دوبیتی 125
        
□
کتاب آغاز و انجام خوبی هم دارد. شعرهایی در آغاز کتاب آمده که به لحاظ مضمونی به نوعی مقدمه و درآمد دوبیتی‌‌های متن کتاب است. در پایان هم دوبیتی‌هایی آمده‌ است که‌ می‌توان آنها را حسن ختام برای مجموعه دانست. مثلاً:
گل زخم و ستاره، وای از این دل!
هوای غم دوباره، وای از این دل!
دلم مثل دو دستت پاره پاره است
صد و سی و سه پاره، وای از این دل!       
دوبیتی 133
□
مجموعاً فکر می‌کنم که تلاش سید حبیب نظاری برای استفاده از ظرفیت‌های گوناگون قالب دوبیتی در مضامین مذهبی در این کتاب جواب داده است. کتاب از این دست یکی از نمونه‌های خوب شعر عاشورایی این سال‌هاست. امیدورام که شاعر بتواند موفقیت این کتاب را در موضوعات مذهبی دیگر نیز تکرار کند.

نظرات

دوست خوبم، کاردر عزیز! همین طور که این یادداشت شما بر مجموعه ی "از این دست" خوشحالم کرد نقد مجموعه ی آدینه ها هم که به قول خودتان اندکی تند بود هم خوشحالم کرد. معتقدم که عرصه ی نقد عرصه ی تعارف و تمجید و تملق نیست بر عکس عرصه ی صراحت و بی پردگی است. نقد شما بر آن کتاب به بنده چیزهای زیادی یاد داد و هر چند با قسمت هایی از آن موافق نیسم ولی فکر می کنم سرآعاز خوبی برای دوستی ما شد به شرط این که این دوستی با همان صراحت و حتی بی رحمی نسبت به آثار بنده ادامه یابد. پیروز باشید برادرت نظاری

3 مرداد 1388 ساعت 06:45 | سید حبیب نظاری |  بدون email | آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

معرفی

بازار صابر: سرایندۀ درد

بازار صابر: سرایندۀ درد

رستم آی‌محمّد‌اُف (عجمی)


معرفی

آن سوی بادها: 
نگاهی به مجموعه «سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند»

آن سوی بادها: نگاهی به مجموعه «سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند»

مرتضی کاردر


معرفی

باور کنید من نمونه‌ام
نگاهی به مجموعه «پستة لال، سکوت دندان‌شکن است»

باور کنید من نمونه‌ام نگاهی به مجموعه «پستة لال، سکوت دندان‌شکن است»

مرتضی کاردر


معرفی

دوبیتی ناتمام و... 
نگاهی به مجموعه دوبیتی «از این دست»

دوبیتی ناتمام و... نگاهی به مجموعه دوبیتی «از این دست»

مرتضی کاردر


معرفی

هر سنگی پرنده است اگر...
نگاهی به مجموعه شعر قابیل توبه می‌کند

هر سنگی پرنده است اگر... نگاهی به مجموعه شعر قابیل توبه می‌کند

مرتضی کاردر


معرفی

به بهانه ی نقد «پاره خط» در سرای اهل قلم

به بهانه ی نقد «پاره خط» در سرای اهل قلم

به بهانه ی نقد «پاره خط» در سرای اهل قلم

مژگان عباسلو


معرفی

گزارش یکی از نشست های برگزارشده در بیست و یکمین نمایشگاه کتاب تهران

گزارش یکی از نشست های برگزارشده در بیست و یکمین نمایشگاه کتاب تهران

محمدحسن جمشیدی


معرفی

من یار مهربانم...

من یار مهربانم...

مژگان عباسلو


معرفی

گونه های نوآوری در شعر معاصر ایران

گونه های نوآوری در شعر معاصر ایران

مژگان عباسلو


معرفی

سید ضیاءالدین شفیعی: من مرگ را او خطاب می‌کنم

سید ضیاءالدین شفیعی: من مرگ را او خطاب می‌کنم

مژگان عباسلو



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد