خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
اندیشه فلسفی
7 بهمن 1388
ابوالفضل مسلمی
20 شهریور 1388
رضا راد
8 شهریور 1388
سید باقر میرعبداللهی
4 شهریور 1388
حسن سید عرب
26 مرداد 1388
معارف دینی
9 دی 1388
جواد خرمیان
23 آذر 1388
رضا بابایی
21 مرداد 1388
بابك سیاسی
9 خرداد 1388
6 خرداد 1388
سید مهدی شجاعی
نظریه هنری
9 آبان 1388
استفان بوكو
1 آبان 1388
توماس وارتنبرگ
29 مهر 1388
توماس وارتنبرگ
25 مهر 1388

نظریه ادبی
21 آذر 1388
ابوالقاسم جعفری
4 آبان 1388
الكساندر نیكولایف
28 مهر 1388
منوچهر دین‌پرست
6 اردیبهشت 1388
ای.س.اسكاراپانوا
14 فروردین 1388
نظریه سیاسی
8 مهر 1388
محسن ایمانی
16 مرداد 1388
عبدالحسین خسروپناه
17 خرداد 1388
سجاد نوروزی
14 خرداد 1388
ناصیف نصار
28 اردیبهشت 1388
مطالعات فرهنگی
18 آذر 1388
دكتر حسین كچوییان
8 مرداد 1388
عباس جان نثاری
25 خرداد 1388
سجاد نوروزی
27 فروردین 1388
سجاد نوروزی
9 اسفند 1387
حسن سید عرب
4 شهریور 1388

كتاب « هرم هستی» نوشته مرحوم مغفور آیت الله دكتر مهدی حائری یزدی ـ اعلی الله مقامه ـ از نخستین منابع فلسفه اسلامی در قلمرو فلسفه تطبیقی و نمودار نظام وحدت وجود انتقادی است كه مؤلف محترم آن بر اساس قواعد فلسفی ، منطقی و ریاضی اثبات كرده و كوشیده تا اندیشه را با سیر و سلوك رهروان هماهنگ كند . نظریه هرم هستی خلاصه بخشی از رساله دكتری مؤلف محترم درباره علم حضوری بوده كه در 1978 در دانشگاه تورنتو كانادا نوشته شده است. چاپ سوم این منبع ارزشمنددر 1385 ش در دسترس علاقه مندان به فلسفه قرار گرفته است . موضوع اصلی كتاب، بحث از هستی شناسی مقایسه ای نزد حكیمان مسلمان و فلاسفه غرب است. در« هرم هستی» بیانات و آراء ملاصدرا به تقریری ابتكاری و تازه مطرح شده بدین انگیزه كه جهان در یك هرم، كه شكل هندسی دارد، ترسیم می شود. آنچه در« هرم هستی» به عنوان یك نظر اهمیت فراوان دارد بحث از قاعده «الواحد» است كه نشان می دهد رابطه خدا با عالم هستی ، رابطه علت و معلول است، اما نه رابطه علت و معلول كه در فلسفه هیوم مطرح شده است . مسئله دیگر این كتاب مفهوم «امكان فقری» است كه مبسوط مطرح شده است.

مؤلف محترم نظریه هستی شناسی را از مشخصه های بی همتای فلسفه اسلامی و دانش برترین و برترین دانش دانسته و بر اساس آن به تطبیق با مباحث شبیه به آن در فلسفه غرب پرداخته است . به نظر ایشان، هستی شناسی بحث از حقیقت و هستی اشیاء است . به نظر او بزرگ‌ترین امتیاز مباحث هستی شناسی این است كه میان ذهن و عین طبیعی و غیر طبیعی ، رابطه علمی برقرار می كند و به ذهنیّات انسان صبغه واقع بینی و حقیقت اندیشی می بخشد . یكی از انگیزه های تألیف هرم هستی، فقدان این تصور است كه وجود دارای مراتب است و این تصور در زبان فلسفه غرب به خوبی مطرح نشده است. همچنین «نظریه هستی شناسی توحیدی» در این كتاب مطرح شده كه به نظر مؤلف زیر بنای تمام نظریه های دیگر او در مباحث جهان شناسی ، جامعه شناسی، انسان شناسی ، حقوق بشر ، سیاست مُدُن و مباحث نفس قلمداد شده است . از این رو می توان این كتاب را به مثابه مقدمه و اساس آن مباحث دانست به گونه ای كه مؤلف قصد داشته قلمرو مباحث مذكور را بر مبنای هستی شناسی در فلسفه اسلامی مطرح كند و آن گونه كه پیداست تنها مبحث سیاست را بر این اساس مطرح كرد. برای نمونه در خلال بحث از «كلی»، گفته شده كه خاصیت جامعه اسلامی این است كه در آن فرد در نسبت بین كلی طبیعی و افراد شناسایی شده است و ضابطه عبارت از این عینیت است.

در مباحث نخستین كتاب ، كیفیت تصور غربیان از مفهوم وجود بررسی شده و حاصل آن است كه آنها در تقسیمات ارسطویی در باب وجود اشتباه بزرگی كرده اند و بر اساس این تصور نتایج گوناگونی از هستی مطرح شده است . به نظر مؤلف ارسطو وجود را به اقسام تجربی آن تقسیم كرده كه در حقیقت این كار او را نمی توان تقسیم دانست، بلكه به اصطلاح « إعطاء الحكم بالمثال » است در حالی كه حكیمان مسلمان وجود را به سه قسم فلسفی و منطقی تقسیم كرده اند كه عبارت است از: محمولیِ مستقل یا نفسی، رابطی و رابط. فارابی و ابن سینا برای قسم سوم گفته اند زبان عربی برای ربط غیرزمانی ، لفظی ندارد كه فقط ربط را افاده می كنند. از دیگر مباحث تطبیقی كه برای نخستین وآن هم در «هرم هستی» مطرح شده این است كه حكمای مسلمان نظر پیروان ارسطو را هم به طور قاطع رد كرده اند و حتی فاربی و ابن سینا كه از مفسران ارسطو بشمار می روند این نظر را كه حقایق وجود به طور كلی با یكدیگر متفاوت اند نمی پذیرند .

كتاب هرم هستی اگر چه در مقام فلسفه تطبیقی و در مقایسه موضع هستی شناسی در فلسفه اسلامی و فلسفه غرب مقام شامخ و بی همتایی دارد امّا رویكرد طرح مباحث ناظر به مبحث هستی شناسی و معرفت شناسی در دو نظام فلسفی مذكور است . برای نمونه در بحث از «برهان صدیقین» كه به انگیزه حقیقت ِرابطه وجودی انسان و جهان با آفریدگار هستی مطرح شده و به نظر مؤلف بهترین و اطمینان بخش ترین روش در توصیف رابطه انسان و جهان با خدا است ، مباحث معرفت شناسی به نقل از كانت مطرح شده كه اگر چه به طور كامل مربوط به یكدیگر است امّا حاكی از این معنا است كه در این كتاب مباحث فلسفی مربوط به وجود در فلسفه اسلامی گاه با مباحث معرفت شناسی در فلسفه غرب تطبیق ومقایسه شده است كه نمایندگان این دو حوزه معرفتی فارابی و ابن سینا و ملاصدرا از یك سو آنسلم و كانت و هگل و راسل و دیگر اندیشمندان غرب از سوی دیگر است. البته مؤلف به طور كامل به مطلب واقف بوده اند و در بخشی از كتاب؛ كه هستی شناسی را متكفل بحث از حقیقت و هستی اشیاء می دانند، بلافاصله متذكر شده اند كه نظام دیگری هم هست كه نظام معرفت شناسی و مباحث علم است .

مولف می پرسند كه آیا معرفت شناسی فقط در محدوده هستی شناسی است ؟ حتی گاه هستی شناسی كانت را بررسی كرده و آن را با معرفت شناسی و فلسفه علم اسلامی كه بی شباهت با یكدیگر نیست تطبیق داده است و سبب این كار آن است كه به نظر مؤلف محترم تفكر انسانی یا به اصطلاح فلسفه ها ی زبانی ، نوعی تفاهم زبان و تفاهم انسانی است . در حقیقت تفاوت بنیادی زیادی میان فلسفه اسلامی و غربی نیست و تفاوت در طرز بیان و و اظهار مطالب است. گسترش تطبیقی مباحث گاه تا قلمرو منطق و فلسفه هم وسعت یافته است . برای نمونه در بحث از «تشكیك وجود» مؤلف محترم قایل به تشكیكّ خاصی وجود است كه خطوط اصلی آن را در این كتاب مطرح كرده و این خطوط را در هرم هستی از قاعده تا رأس پیوسته و ناگسستنی فرض كرده اند تا از این رو رابطه وجودی جهان هستی را با مبدأ آفرینش شناسایی شود . لذا به نظر ایشان از پیامد های جالب توجه منطق و فلسفه تحلیلی همین مطلب است كه قضایا و قیاسات منطقی و فلسفی را در قالب ریاضی مطرح كرده و در ابعاد محسوس تعلیمی ترسیم می كند تا آنچه را ذهن موشكافنده انسان با تحلیل و تجزیه درك عقلانی می كند چشم و حواس ظاهر او با درك تجربی و حسی ادراك كند.

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: