• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

چهار پاره


در کنامت نمیر...

سعید بیابانکی
8 شهریور 1388

 

سعید بیابانکی متعلق به نسلی از شاعران پس از انقلاب است که در بررسی‌های جریان‌شناختی، کمتر از باقی نسل‌ها مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است. نسلی که رابط میان نسل‌های دوم و سومِ پس از انقلاب بود و با شعرِ عمدتاً معتدل و درون‌گرای خود، وطیفه گذار از شعر ایدئولوژیک دهه شصت را به نحله‌های متعدد ادبی و بی‌ادبی(!) دهه‌های هفتاد و هشتاد بر عهده گرفت.
البته بررسی ویژگی‌های شعرهای شاعران این نسل مجالی فراخ‌تر می‌طلبد. شاعرانی چون محمدحسین جعفریان، سیداکبر میرجعفری، علی هوشمند و دیگرانی که در عین تشحص شاعرانه‌ای که از خود دارند، ویژگی‌های سبکی مشابهی نیز در آثارشان دیده می‌شود.


 

مثل یک نعره، مثل یک فریاد
از تهِ دره تا کمرکشِ کوه
سربلند ایستاده بر تپه
مثل کوهی، پلنگِ سرکشِ کوه

پوستی خال‌خالی و یک‌دست
خزِ نرمی تنیده بر تن او
از همین‌جا نگاه کن: پیداست
جای زخمی کنار گردن او

یادِ آن‌روزها که با نامش
برمی‌آشفت خوابِ کفتاران
رعشه بر جان کوه می‌افتاد
لرزه بر قامت سپیداران

آسمان در تصرف نامش
دشت در سلطة صدایش بود
هیچ جنبنده‌ای نمی‌جنبید
هرکجا ردّ پنجه‌هایش بود

آفتابی نمی‌شد از بیمش
ماه بالای آشیانة او
سال‌ها مانده‌بود نیمه‌شبان
سرِ صحرا به روی شانة او

سایه‌اش را دولول‌ها با خشم
روز و شب داغ‌داغ بوسیدند
سرِ راهش چه دام‌ها، تله‌ها
زیر باران و برف پوسیدند

در کنامت نمیر و با خونت
برف‌ها را شراب رنگی کن
ای غرورِ اصیلِ کوهستان!
باز هم، باز هم پلنگی کن

نظرات

نمی دانم ایا درست متوجه شده ام یا نه؟ غیر مستقیم از یک اتفاق بزرگ حرف زدن . ولی اگر درست فهمیده باشم باید بگویم اینجا شدت پرده پوشی به هویت موضوع لطمه زده است. و در ضمن حرف در سطح و نیمه کاره رها شده است. با همه ی اینها زیبایی کار را انکار نمی شود کرد.

3 مهر 1388 ساعت 23:18 | زیبا طاهریان |  بدون email | بدون آدرس وب

عالی

19 شهریور 1388 ساعت 14:07 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

به جرات می تونم بگم یکی از معدود شعرهاییه که توی این یه ساله خوندم و تکونم داده .

10 شهریور 1388 ساعت 15:32 | بیژن |  بدون email | بدون آدرس وب

سپاس...بسیار زیبا و تاثیر گذار بود...من را یاد شعر سگها و گرگهای اخوان ثالث انداخت...

9 شهریور 1388 ساعت 05:14 | t.t |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

چهار پاره

اردی‌بهشتِ بی‌بَهجت

اردی‌بهشتِ بی‌بَهجت

عباس احمدی


چهار پاره

نینوایی: رهروِ کعبة عشق

نینوایی: رهروِ کعبة عشق

محمدرضا شفیعی کدکنی (م.سرشک)


چهار پاره

در کنامت نمیر...

در کنامت نمیر...

سعید بیابانکی


چهار پاره

یاعلی گفت و...

یاعلی گفت و...

سیدحمیدرضا برقعی


چهار پاره

این عید یاد بچه‌ها باشیم

این عید یاد بچه‌ها باشیم

این عید یاد بچه‌ها باشیم

مژگان عباسلو


چهار پاره

نوخسروانی

نوخسروانی

علی عباس‌نژاد


چهار پاره

دو رکعت نشسته

دو رکعت نشسته

سیدحمیدرضا برقعی


چهار پاره

یک بهار از بهشت

یک بهار از بهشت

محبوبه ابراهیمی


چهار پاره

جان جانان

جان جانان

غلامحسین عمرانی


چهار پاره

نوروزهای کوچک

نوروزهای کوچک

مژگان عباسلو



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد