عباس حسیننژاد شاعر است و طنزپرداز و ـ در اینجا ـ مهمتر از همه، دانشآموخته زبان و ادبیات ژاپنی در دانشگاه تهران. جمع این خصوصیات، مجابمان میکند حرفهایش را درباره هایکو بیش از دیگران جدی بگیریم. حسیننژاد قرار است باز هم درباره هایکو برایمان بنویسد.
پیشتر از اینها که زبان ژاپنی را با همه عجیبی و غریبیاش به عنوان رشته تحصیلی در دانشگاه تهران دنبال کنم، از ژاپن چیزهایی شنیده بودم و با اینکه چیزهایی که بیشتر از طریق تلویزیون یا سینما به من رسیده بود خیلی کم بود، ژاپن به عنوان یک حقیقت آفتابی زیبا در دل من رسوخ کرده بود.
بعدها که آشنایی من با این زبان و مهمتر از آن فرهنگ باشکوهی که آن را پشتیبانی میکرد بیشتر شد، خودم را با دریایی مواجه دیدم که بهرغم همه کاهلی و سستیام در تحصیل، خواستم با امواج سهمگین آن روبرو شوم و سنگینترین موجی که هنوز در گیجی برخورد با آنم، «هایکو» است.
رولان بارت در کتاب امپراطوری نشانهها نوشتهای با عنوان «دستبرد به معنا» دارد:
«هایکو دارای خاصیتی شبحواره است و آن اینکه هرکس همواره تصور میکند به سادگی میتواند اشعاری همانند آن بسراید. انسان از خود میپرسد: آیا میتوان چیزی سادهتر در یک نوشتار خودانگیخته از شعر زیر از بوسون یافت:
غروب است، پاییز
فقط
به پدر و مادرم میاندیشم.
ما به هایکو غبطه میخوریم!»
هایکو (HAIKU) به عنوان یک شاخصه و نشانه مهم فرهنگ ادبیات ژاپنی با همهیکوتاهی و کمیاش از لحاظ نوشتار تأثیری زیاد بر ادبیات جهان گذاشته است که حتی این روزها میشنویم: «هایکوی ایرانی یا هایکوی فیلیپینی مثلاً!»
این روزها بازار هایکو در ایران دارد هی گرم و گرمتر میشود، اگرچه کسانی که دسترسی بالایی به بازار نشر و ارباب رسانه دارند، درصددند ماجرا را به نفع خود مصادره کنند، مثل همیشه! و باز سر اکثریت بیکلاه میماند که در این باب به زودی حرفهای بیشتری خواهم زد.
هایکوها کوتاهترین فیلمنامههایی هستند که نوشته میشوند و فقط باید نظارهگر تصویری بود که شاعر آن را در قالب کلمات ریخته است و ما را در شهودی ناب سهیم کرده است.
البته درک ما از هایکوهای ژاپنی صرفاً به نگاه مترجمان محدود شده و فهم عمیق هایکو نیاز به دانستن زبان و آشنایی کامل با مؤلفههای هایکو و شاخصههای فرهنگی و اجتماعی ژاپن است.
*
رسیدن به معنای یک هایکو خود یک روشنشدگی درونی است که میتواند تمام احساس آدمی را نسبت به دنیای اطرافش دگرگونه کند.
*
چند هایکو به ترجمه قدرت الله ذاکری :
shundou no shita ni ware ari nanji ari
در روشنای بهاری
من هستم
تو هستی
*
هایکوی بهاری
تاکاهاما کیوشی
(1874-1956)
***
hotarugari ware o kogawa ni otoshikeri
گرفتن شبتابها
ما را به نهر
انداخت
*
هایکوی تابستانی
ناتسومه سوسه کی
(1867-1916)
***
Sanzen no haiku o kemishi kaki futatsu
سه هزار هایکو
در خود دارند
دو خرمالو
*
هایکوی پاییزی
ماسااوکا شی کی
(1867-1903)
***
Yuki ni kite migotona tori no damari iru
به میان برف ها می آید
پرنده زیبا
ساکت ایستاد
*
هایکوی زمستانی
هارا سه کی ته
(1886-1951)