خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
کلام آغازین
26 آبان 1388
31 شهریور 1388
3 خرداد 1388
26 فروردین 1388
10 اسفند 1387

11 بهمن 1387
25 دی 1387
خسرو آقایاری
8 دی 1387
مرجان فولاد وند
26 آذر 1387
5 آبان 1387
6 مهر 1387
9 شهریور 1387
24 تیر 1387
31 شهریور 1388

«هیچ كس حق ندارد پیش از رسیدن به شناخت كامل از ماهیت چیزی یا كسی، به آن عشق بورزد ، یا از آن نفرت داشته باشد.»

لئوناردو داوینچی

همیشه به دنبال نوشتن مطلبی درباره مفهوم نقد بودم. نقد، فرهنگی كه نقد نویسی ایجاد می كند و فرهنگ نقد پذیری كه مهمترین بخش این مقوله است، اما از آنجا كه خود در اول راه قرار دارم و مشغول یادگیری و پژوهش هستم این رویا حتی در حد یك پژوهش كوچك به واقعیت تبدیل نشد اما با اتفاقی كه درباره مقاله «وضعیت سوم : نقدی بر بازی شهاب حسینی در سوپر استار» افتاد  و بیش از صدها نظر ( چه احساسی و چه منطقی) برای آن نوشته شد؛ تصمیم به جمع آوری پژوهشی تحلیلی كرده ام و در آن بیشتر از كتاب جامع «نقد چیست؟ منتقد كیست؟»  كه با كوشش مسعود فراستی بدست سود برده ام.

****

فرانسوا تروفو منتقد و فیلمساز مولف فرانسوی درباره رابطه هنرمند و منتقد می نویسد :« هنرمند همیشه معتقد است كه منتقدان ، همیشه علیه او هستند – و همیشه هم علیه او بوده اند – زیرا حافظه انتخابگر او به نحوی بدخیم به عقده ی سوء ظن او دامن می زند.» در باره نقد نویسی در كشور خودمان هم اینگونه نگاهی در هنرمند یافت می شود كه هنرمند با سوءظن تمام مطالب و نظرات یك منتقد را نگاه می كند و این در طول تاریخ سینمای جهان هم اتفاق افتاده، مثل برخورد چارلی چاپلین بزرگ با منتقدان كه آنها را قشری بی مصرف و بیكار خطاب می كرد و به گفته خودش به آنها (منتقدان) توجهی نشان نمی داد. اما در فضای نقد كنونی و با حضور ستاره های سینما نگاه دیگری هم به وجود آمده و آن، نگاه طرفداران یك هنرمند است كه مانند هواخواهان  دو آتیشه و بسیار غیرتمند با منتقد هنرمندی كه دوستش دارند برخورد می كنند. دریغ از اینكه رابطه نهفته میان هنرمند و منتقد را بدانند.  تروفو رابطه نهفته این دوقشر را اینگونه تشریح می كند :« در رابطه میان هنرمند و منتقد، همه چیز در چارچوب قدرت صورت می گیرد و جالب است كه منتقد هرگز این واقعیت را از نظر دور نمی دارد كه در این رابطه ی قدرت، این اوست كه ضعیفتر است، حتی اگر سعی كند این واقعیت را پشت لحن پرخاشگرش پنهان كند. حال آنكه هنرمند به طور مداوم برتری معنوی خود را از نظر دور می دارد. عدم وجود یك دید همه جانبه در مورد هنرمند را می توان به عاطفی بودن ، حساسیت یا احساساتی بودن و مطمئنا به حس سوء ظن كم و بیش قدرتمندی كه در وجود اوست نسبت داد.» خواننده متعصب امروز از این رابطه غافل است و این عدم شناخت است كه او را به واكنش غیر منطقی و یا احساسی وا می دارد. البته پرسشی كه بعد از این سطر بوجود می آید پرسش بنیادینی است  كه می گوید : « چطور منتقد می تواند به هر نحو بنویسد و آزادانه واكنش نشان دهد اما طرفدار نباید اینگونه باشد؟» ولی در جواب این پرسش و در مقاله «اعترافات یك منتقد» نوشته «رابین وود» این سوال اینگونه پاسخ داده شده:

«... درباره نقد به سه نتیجه می رسم : اول – گرچه نقد باید به صورت نوعی  فرمولبندی روشنفكرانه جلوه كند و همواره مسیر نیل به عینیت را بپیماید ، اما در عین حال نقد معتبر نقدی است كه نباید ارتباط خود با واكنش كلی منتقد را از دست بدهد.  دوم – عنصر دیدگاه شخصی همواره تاثیری تعیین كننده در مباحثات انتقادی دارد؛ سركوب كردن چنین عنصری نه امكان پذیر است و نه مطلوب.  سوم – درپایان واقعی یك نقد باید ارزیابی صورت بگیرد؛ ارزیابی كلی تجربه ای كه منتقد در برخورد با اثر احساس كرده است.» با این سه ویژگی كه رابین وود برای نقد نویسی قائل می شود نگاه شخصی و احساسی نقد نویس به مثابه یك هنرمند در مواجه شخصی و احساسی با اثرش می ماند و از وجوه اصلی نقد بر شمرده می شود. اما وود، رابطه دیدگاه شخصی منتقد با اثر را به همین جا ختم نمی كند بلكه در ادامه می نویسد : «... او (منتقد) انسانی است درگیر در فعالیت كاملا انسانی،  و بحث و مناظره ای را پیش می كشد كه در آن شاید دیدگاه اولیه خود او هم دستخوش دگرگونی شود.» این گفته وود  باز هم  وجه مشترك دیگر هنرمند و منتقد را عیان می كند. منتقد به مانند یك هنرمند ممكن است از نظر خود برگردد و رویه فكری اش دچار تغییر و دگرگونی شود، به مانند یك هنرمند كه در طول فعالیت هنری اش ممكن است دچار تغییر و دگرگونی در نگرش و ساختارش شود. اگر بیشتر به این ویژگی ها توجه داشته باشیم نگاه طرفداران هم می تواند همانند یك نگاه منتقد باشد و در حال تغییر و دگرگونی شود اما فرار از نقد پذیری ، دگرگونی ، متوسل شدن به تعصب افراطی چه از جانب هنرمند و چه از جانب طرفدار افراطی هنرمند و اهانت به منتقد سوالاتی را بوجود می آورد: «چه چیزی در نقد آنها ( هنرمند و طرفدارانش) را آشفته كرده و بر می آشوباند؟ نقد به هدف زده یا به بیراهه رفته ؟ اگر بیراه می گوید، باكی نیست، اثر موجود است و از خود دفاع می كند و نیازی به دفاع تند و افراطی هنرمند و طرفدارانش نیست. مگر اینكه اثر هنرمند ضعیف و دارای عیب و ایراد باشد كه این واكنش ها را می طلبد!؟!»

یكی از اشتباهاتی كه خواننده به آن دچار می شود مواجه اخلاق مدارانه با نقد است. اینكه فكر می كند منتقد هنگامی كه از هنرمند و اثرش اشكال می گیرد باید به شخصیت او تعهد اخلاقی نشان دهد و به این توجه كند كه هنرمند به عنوان مثال مومن است یانه و اگر مومن است از او اشكالی گرفته نشود. در صورتی كه منتقد، هنرمند را با اثرش می شناسد نه با زندگی شخصیش. منتقد می خواهد نگاهی كارشناسانه داشته باشد و در خود آگاه به قضاوت بنشیند نه اینكه به قول رابین وود :« بیانیه هایی در مورد اینكه چگونه باید زندگی كرد صادر كند..». رنه كلر در مقاله ای به نام انقلاب عطف به ماسبق از یك هنرمند منتقد (كه اسمش را نمی آورد.) می نویسد :« اگر از یك تابلوی نقاشی در نگاه اول خوشتان آمد، بدانید كه آن تابلو عاری از هرگونه جذابیت است. یك اثر هنری خواهان تلاش از جانب بیننده یا شنوده است و فراتر از آن ، باید كه در آغاز به مذاقشان خوش نیاید.» و بعد كلر از ون گوگ، سزان و مونه كه تابلوهایشان در زمان خود فهمیده نمی شدند مثال می آورد و اضافه می كند :«... هیچ فكر كرده اید آن تابلوها حالا چه ارزشی دارند!» البته رسیدن به این نگاه برای هر بیننده سخت است اما ممكن به نظر می رسد.

نظرات

داره ازت خوشم میاد!

2 مهر 1388 ساعت 10:14 | حمید وفامنش |  بدون email | بدون آدرس وب

میبینم كه متنبه شدی . ما رو هم دعا كن سید جان ...

2 مهر 1388 ساعت 10:12 | پوریا |  بدون email | بدون آدرس وب

الحمدلله رب العالمین . بالاخره یه كورسو امیدی بهت هست .پس قبول كردی كه "منتقد به مانند یك هنرمند ممكن است از نظر خود برگردد و رویه فكری اش دچار تغییر و دگرگونی شود، به مانند یك هنرمند كه در طول فعالیت هنری اش ممكن است دچار تغییر و دگرگونی در نگرش و ساختارش شود" . امیدوارم لطف خدا شامل حال همه ما شود و از اشتباهاتمان تخته پرش بسازیم بسوی كمال . موفق باشی عزیزم

2 مهر 1388 ساعت 10:10 | امیرمحمد حقیقت |  بدون email | بدون آدرس وب

چرا شما كه منتقدین خودتون انتقاد پذیر نیستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قضیه مومن بودن و نبودن آقای حسینی نبود چرا شما فقط همین برداشت رو از حرف های ما داشتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قضیه بازی فوق العاده تاثیرگذارشون بخصوص در جشنواره امسال بود كه شما در حقیقت به ایشون واقعاً توهین كردید می دونی آقای هاشم زاده چه چیزی مارو رنجوند؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینكه تا اون موقع هیچ منتقدی نتونسته بود از بازی شهاب حسینی در سوپراستار ایراد بگیره ولی شما این كار رو با شدت تمام انجام دادی حتی در زمان جشنواره اكثریت منتقدین بر این باور بودند كه سیمرغ امسال برای آقای حسینی است(به خاطرفیلم درباره الی ...) چون در درباره الی... یكی از بهترین بازی های تاریخ سینما رو انجام داده بودند و من مطمئنم كه در اونجا نقششون رو زندگی كرده بودند ولی شما در حقیقت تهمت دروغگو بودن به یشون زدید و با لحن بد حرف ایشون رو به سخره گرفتید. برای حرفم دلیل و مدرك هم دارم كه اون حرف های آقای فرهادی در برنامه سینما صداست این هم از لینكش: http://radio.irib.ir/goftogoo/RadioSheet/Archive/w_page01/07/CinemaSeda.php اگه واقعاً اهل هنر و نقد و این جور چیزا هستید این فایل های صوتی رو گوش بدید تا شما به این بازیگر محترم تهمت نزنید درضمن من خیلی از اون حرفتون بدم اومد كه گفتید فقط شهاب حسینی در شمعی در باد خوب بازی كرد و اون هم دیده نشد.به خدا خیلی خیلی دلم شكست چون من با چشم های خودم از اون ابتدا بازی های زیباشون رو دنبال میكردم توروووووووووووووووووخدااااااااااااااااااااااا منطقی نقد كن تا منطقی نقد شی

2 مهر 1388 ساعت 08:31 | ستاره |  stars6668@yahoo.com | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: