خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر سفرنامه
4 مهر 1388

دو سه روزه به خودت خیلی می‌نازی غزلك

چقدر ور می‌زنی، روده درازی غزلك 

 

می‌ری تو یاهو مسِنجر با همه چت می‌كنی

پِی كی هستی تو دنیای مجازی غزلك؟

 

به گمونم كه تو هم  تو زرد از آب در اومدی

منو باش كه فكر می‌كردم تو بسازی غزلك

 

عزیزم چه مرگته؟ باز كی پُرت كرده بگو

بگو منظورت چیه؟ از چه لحاظی غزلك؟

 

بعضی وقتا صحبتات اشك منو در میاره

بسكه تو رمانتیكی، پوست پیازی غزلك

 

تو به من می‌گفتی میمون، یه نیگا تو آینه كن

من اگه شكل گوریلم تو گرازی غزلك!

 

تو قرار بود بری چالوس برا دیدن ننه‌‌ت

دیدنت با یكی تو جادّه هرازی غزلك

 

نظرت چیه برم الكتریكی وا كنم؟

آخه خیلی جذابی، برق سه فازی غزلك

 

نكنه هوا ورت داره بگی ماشین می‌خوام

یه موتور دارم اونم از نوع گازی! غزلك

 

خلاصه جنبه عشقو نداری بزن بغل

برو دس بردار از این مسخره بازی غزلك

 

مام كه شاعر نمی‌شیم شعر نون و آب نمی‌شه

دیگه باس بریم پیِ ترانه سازی غزلك!

 

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: