• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

یک نویسنده، یک کتاب


دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم

معصومه میرابوطالبی
13 مهر 1388

«جروم دیوید سالینجر» در سال 1919 در منهتن نیویورک از پدری یهودی و مادری مسیحی به دنیا آمد. در هجده، نوزده‌سالگی چند ماهی را در اروپا گذراند و در سال ۱۹۳۸ هم‌زمان با بازگشت‌اش به آمریکا در یکی از دانشگاه‌های نیویورک به تحصیل پرداخت، اما آن را نیمه‌تمام رها کرد.اولین داستان سالینجر به نام «جوانان» در سال  1940در مجلهٔ استوری به چاپ رسید. چند سال‌ بعد (طی سال‌های 1945 و 1946 ) داستان ناتور دشت به شکل دنباله‌دار منتشر شد و سپس در سال ۱۹۵۱ روانهٔ بازار کتاب این کشور و بریتانیا گردید. «فرانی و زویی »، «نه داستان» (در ایران با عنوان «دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم» (یکی از داستان‌های آن) ترجمه و منتشر شده) «تیرهای سقف را بالاتر بگذارید»، «نجاران و سیمور»، «پیش گفتار» ، «جنگل واژگون»، «نغمه غمگین » ، «هفته ای یه بار آدمو نمی کشه» و «یادداشتهای شخصی یک سرباز» از جمله آثار کم‌شمارِِ سالینجر هستند.


در «دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم» می توان به داستانهای شاخصی اشاره کرد که به تقابل دنیای کودکان با والدین خود می پردازد و این نگاه سالینجر به کودکان همیشه مد نظر منتقدین بوده است. در داستانهای تدی و یک روز خوش برای موز ماهی و عمو ویگیلی در کانه تی کت این تقابل شاخص و ملموس است. به خصوص در داستان «عمو ویگیلی در کانه تی کت» که کودک دنیایی غیر از دنیای مادر خود دارد و با درگیری مادر با دنیا و دوست خیالی خود مواجه است. درگیری ذهنی مادر همراه با دوستش چیزهایی است که خواننده به راحتی کم اهمیت بودنش را درک می کند و حتی خود سالینجر از روایت جزء به جزء آن می گذرد و روایت را گسسته اما قابل فهم به خواننده ارائه می دهد و کودک هم دچار همین گسستگی می شود. دوست خیالی اش می رود زیر ماشین و او دوست خیالی دیگری برای خود پیدا می کند. در داستان تدی با بچه ای خارق العاده رو به رو ایم که با زبانی غیر از زبان کودک صحبت می کند و همین کودک هم که با هم سنان خودش تفاوتهای چشم گیری دارد در درگیری با والدینش مشترک است. والدینی که کودک را فقط مزاحم می پندارند.

در داستان «یک روز خوش برای موزماهی» شخصیت بیماری در داستان حضور دارد که تحت تاثیر جنگ است. نامزد او که شخصیتش در یک مکالمه تلفنی با مادرش معرفی می شود تقریبا در گیریهایی شبیه مادر، در داستان «عمو ویگیلی در کانه تی کت» دارد اما شخص بیمار داستان، همدم کودکی است که تنها در ساحل است. او سعی می کند موزماهیها را که در نهایت از خوردن موز زیاد می میرند را نشان دوست کودکش بدهد و او می بیند. یعنی شخصیت بیمار تنها می تواند در گیری ذهنی خود را با کودکی در میان بگذارد که فقط آشنایی چند روزه ای بینشان است.

در داستان «مرد خندان» سلینجر وارد درگیریهای نوجوانان می شود و معلمی که می خواهد ماجرای مرد خندان را برای بچه ها تعریف کند. نزدیکی ذهنی داستان مرد خندان با ماجرایی که تنها نه در ظاهر داستان بلکه در بطن آن برای معلم رخ می دهد  خواننده را با مرد خندان و ماجرای دختر درگیر می کند.
در داستان «پیش از جنگ با اسکیموها»، گسستگی خانوادگی و عاطفه ای که به سادگی در یک دختر نوجوان شکل می گیرد به تصویر کشیده می شود. پیش از جنگ با اسکیموها و چند داستان دیگر از این کتاب پایان روشن و قابل فهمی برای خواننده دارند اما در بعضی دیگر خواننده درگیر با داستان، جایی رها می شود که خود باید بفهمد چه بر سر شخصیتهای دوست داشتنی داستان می آید، مثل داستان عمو ویگیلی در کانه تی کت یا داستان تدی.
در داستان «تقدیم به ازمه با عشق و نکبت» خواننده بیشتر با افراد پس از جنگ درگیر می شود. شخصیت اول داستان که ازمه را می بیند و فکر می کند می خواهد چیزی برای داماد او بنویسد که شاید خوشایند نباشد اما در اصل چیزی نیست. این بیمار بودن شخصیت را می رساند و موضوع نکبت واقعی را در داستان روشن می کند که ازمه با تاکید زیاد از مرد می خواهد داستانی بنویسد که نکبت در آن زیاد باشد. نکبت واقعی در زندگی مرد و شاید بقیه در جریان است و آن چیزی جز جنگ نیست.
داستان «انعکاس آفتاب بر تخته های بار انداز» برعکس چند داستان اول که کودک در تقابل با والدین خود قرار دارند مادر سعی می کند وارد دنیای کودک چهار ساله خود شود و نگرانی ای که باعث شده کودک از خانه فرار کند و حرف مستخدمها را از زیر زبان کودک به شیوه ای کاملا مادرانه بیرون می کشد.

داستان «دهانم زیبا و چشمانم سبز» داستانی است ساده و سر راست که به طرز ماهرانه ای بدون مستقیم گویی رابطه زن و مرد را مشخص می کند و این تعلیق را به وجود می آورد که مرد به دوست خود خیانت کرده و زیبایی اصلی داستان آنجاست که سلینجر اجازه نمی دهد خواننده فکر کند از همه چیز سر در آورده و آن زن، همان همسر دوست اوست. بلکه در آخر خواننده مردد می ماند که هموست که پیش مرد است یا مرد ذهنیت خاصی نسبت به آن زن دارد. در این داستان و داستان پیش از جنگ با اسکیموها گسستگی خانوادگی را سلینجر به خوبی به تصویر کشیده است.
و در نهایت دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم که نام کتاب از این داستان گرفته شده است. خواننده این داستان درگیری راوی با خود و تمام زنهایی که وارد داستان می شوند را به خوبی درک می کند. سلینجر در همان ابتدا راوی را با مرگ مادرش رو به رو می کند و ناپدری ای که به راحتی زن هرزه ای را مهمان خود و راوی می کند. توصیفی که راوی از طرز نگاه زن می کند دیدگاه خاصش را نشان می دهد و همین ساختار شخصیتی باعث می شود که در موسسه نقاشی به دختر راهبه اهمیت بیشتری بدهد. سلینجر یک خط روایت موازی و البته نه چندان ملموس بین ماجرای راهبه و مغازه ای که وسایل ارتوپدی می فروشد به وجود آورده است. همه اینها به کنار ناله های شبانه ای که می شنود کنایه ای است به زندگی پر از آه آن پیرزن و پیرمرد ژاپنی.

راوی دل به راهبه ای خوش می کند که در ذهنش او را ساخته ، درست مثل دختری که در مغازه وسایل ارتوپد فروشی او را از پشت شیشه می بیند، با آن لباسها و در نهایت دختر هول می شود و می افتد و می رود و راوی را در باغ زیبایی از لگنها و وسایل تنها می گذارد. راهبه هم می رود و راوی در آن موسسه تنها خواهد ماند.
دیالوگهای این نه داستان، به طرز ماهرانه ای پرداخت شده اند و به خوبی در شناخت شخصیتها تاثیر گذارند.

نمی شود این نه داستان را نخواند و متوجه نگاه دقیق سالینجر به زندگی اطرف خودش نشد. او به مردان پس از جنگ، بچه ها و زنهای خانه داری که در هر جامعه ای هستند و شاید نادیده گرفته می شوند به طرز ماهرانه ای پرداخته است.

نظرات

سلام، در میان نویسندگان ایرانی آل احمد را می توان از بزرگترین نویسندگانی دانست که موشکافانه، معضلات اجتماعی زنان و کودکان را بررسی کرده است.

20 خرداد 1390 ساعت 19:50 | تولدی دوباره |  بدون email | بدون آدرس وب

من عاشق این کتاب هستم

3 شهریور 1389 ساعت 23:59 | shadipadi |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

یک نویسنده، یک کتاب

تنهایی پر هیاهو

تنهایی پر هیاهو

فائزه شکیبا


یک نویسنده، یک کتاب

سری که درد... می کند

سری که درد... می کند

سارا عرفانی


یک نویسنده، یک کتاب

شازده کوچولو

شازده کوچولو

معصومه میرابوطالبی


یک نویسنده، یک کتاب

روح سبلان

روح سبلان

وجیهه علی اکبری سامانی


یک نویسنده، یک کتاب

دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم

دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم

معصومه میرابوطالبی


یک نویسنده، یک کتاب

دشت بان

دشت بان

سارا عرفانی


یک نویسنده، یک کتاب

هدایت و داستان کوتاه

هدایت و داستان کوتاه

بابک صحرانورد


یک نویسنده، یک کتاب

جنازه شما را به چه کسی باید تحویل داد؟

جنازه شما را به چه کسی باید تحویل داد؟

زهرا طراوتی


یک نویسنده، یک کتاب

امشب در سینما ستاره

امشب در سینما ستاره

حسن حبیب زاده (رها پاکان)


یک نویسنده، یک کتاب

مترجم دردها

مترجم دردها

مهدی امینی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

داستان «باید» دنیا را تغییر دهد


موقعیت تلخ و فرساینده


فرزند صبح


جمعه


تا انتهای رود


آخرین پرده


دردهای ابدی


درخت ساج


قصر


وسوسه


درد جانکاه و دلپذیر و تنهایی


کفش


راز مرد اجاره نشین


حضور خلوت مرگ


پاییز نقاشی


داستان پایان


چرا در جایی که هیچ رازی وجود ندارد، باید دنبال راز گشت؟


لیلاج


شیشه‌ی دوم


فغان ز جغد جنگ


طنز سرکوب‌گر یک راوی


بازگشت گوتیک


سفری غیرمجاز با قطار ساعت ده به لندن


"سوختن در دمای پنجاه درجه بالای صفر"


وحشت از تنهایی


ثریا خانم


از پشت شیشه


شب


زوال خاندان مبشرانشایی


به نوشتن از طبقات بالای جامعه معتقدم...