6.در یک اثر پرفورمانس آرت اهمیت متن (script) بیشتر است یا زمینه های اجرایی کارگردان ؟ چرا ؟
باید بگویم هیچ کدام وجود ندارد. شما باید بتوانید چیزی را در زمان واقعیاش و به واسطهی دغدغهای درونی پرفورم کنید. مثلا گئورگ گراس (George Grosz) در برلین به سال 1918 لباس کاملی از یک اشرافی با عصا و پالتوی سر تا پای بسیار گران و اشرافی بر تن میکند و در شهر و مجامع رسمی با حفظ منشهای اشرافی شرکت میکند. حالا پرسش این است که او چه چیزی را پرفورم کردهاست؟ گراس صورتک کامل و نزدیک به طبیعی از یک گوریل بر چهره نصب کردهاست. آری میل او از این حرکت یک بازگشت به انسان نئوناندرتال اولیه است و کشفی تازه از آنچه علم آن زمان میگوید. باید بپذیریم که این هنر بعد از مهارت در هنرهای نمایشی و تجسمی بیشترین نیاز را به دغدغههای ذهن بیدار یک هنرمند در برخورد با پدیدهها دارد. چنین چیزی هم قابل آموزش نیست. این همان تشابهی است که با سایر هنرها دارد. نقاشی به نام ونسان ونگوگ همزمان با نقاشی به نام پل گوگن و در یک قاره ( ودر یک منطقه: جنوب فرانسه) و در یک سبک نقاشی میکردهاند. حالا چرا نقاشیهای ونگوگ از گوگن بیشتر مسأله برانگیز است و حتی ارزش مادی بیشتری دارد؟
در بازیگری و سایر هنرها نیز همین دغدغه اساس کار آزمودگی است، اما دغدغه قابل تدریس و تحصیل نیست. اهمیت یک پرفورمانس در گستردگی جهانبینی موثرش است. همین جاست که اکثر آثار به اصطلاح پرفورمانس آرت در ایران و یا سایر نقاط جهان به تله میافتند. واقعیت این است که شاید فقط با کپی برداری و حفظ موازین زیباشناسانه در کپی کردن بر روی یک صحنه میتوان کارگردان نامییی شد، اما این هنر چون هنر تضادها در لحظه و پرفورم کردن همه چیز و رسیدن به کارکرد ویژههایی مفهومی است به خاطر شخصی بودنش قابل کپی شدن با همان تأثیرگذاری نیست. چنین اتفاقی در حال حاضر شاید باعث شدهاست که این سبک به ایران نیامده عدهای از خود هنرمندان نسخهاش را پیچیدهاند و حتی کتابهایی با عنوانهای نادرست هم در این مورد به بازار دادهاند و هیچ نمیدانند که از ورود چه رویکردی دارند در عرصهی فعال هنری جلوگیری میکنند. در آتن با «شمال امین» که تحتالحمایهگی دولت اتریش دارد به یکی از هنرمندان جهانی تبدیل میشود، در خصوص پرفورمانس آرت صحبت میکردم. او کاملا از این سبک بدش میآمد و به آن و سرو صدایی که بر پا کرده است، معترض بود. حال اینکه چه اجراهایش در ایران و چه اجراهایش در همان آتن مشتمل بر رویدادهایی بود که در این زمینه قابلیت تحلیل و معرفی را داشت. به هر جهت پر سر و صدا کار کردن مطلوب هیچ هنرمندی نیست. پس متن خود هنرمند است و کارگردانیاش همان پرفورم کردن، اما فارغ از قراردادهای قابل تکرار و قابل ماندگاری.
7. با توجه به ویژگی هایی چون تکرار، بی عاطفه گی، ماشینی بودن، اغراق و رقص در مبحث بازیگری پست مدرن، تفاوت بازیگر و پرفورمر در چیست؟
با اینکه این پرسش بسیار حیاتی است و دغدغهی شما را به طرح واحد این پرسش قبول میکنم، اما احساس میکنم با جملات قبل توانستهام به چنین موردی نیز پاسخ دهم. شاید با اینکه اسم کتاب «پرفورمنسآرت و بازیگری» استاد ارجمند جناب آقای «احمد دامود» به گمانم کاملا بازاری و غیر واقعی است، اما ایشان جملهای را در صفحهی بعد ذکر کردهاند که پاسخی به ابهامات بهوجود آمده در این خصوص است. جمله را به یاد دارید؟
حتی ایجاد تمرین برای پرفورمانسآرت زیاد منطقی به نظر نمیرس، چرا که مسیر آکادمیک ندارد و از این نظر دانشکدههای هنری معدودی اقدام به بازگشایی دپارتمانی برای مطالعات پرفورمانسآرت کردهاند تا از رسوخ ایرادات بیش از اندازه به نام این حوزه جلوگیری کنند، همچون:
ایالات متحدهی امریکا، استرالیا، انگلیس، فرانسه ، برزیل و ...
8. در آثار رابرت ویلسون از ریتمهای کند، موسیقی خلسه آور، رقص مدرن و تصاویر ویدئویی استفاده میشود، آیا این آثار را باید تئاتر نامید یا یک اثر پرفورمنس زیرا ویژگی هر دو را داراست. با این تفاسیر ویژگی های متمایز کننده یک اثر تئاتری و یک پرفرمنس در چیست؟
با عرض پوزش از جنابعالی باید کلمهی ریتم کند را تصحیح کنیم: ریتم، تندی و یا کُندی ندارد، بلکه چنین اصطلاحی به غلط برای ما مصطلح شده و بهکار میرود. منظور شما سرعت کند است. رابرت ویلسون از جمله مثالهای بسیار خوب ایست در این حوزه. او با اجراهایی که بعضی اوقات تا یک هفته و ده روز هم به وقوع پیوسته است، و با توجه به مهارت و تخصصش در هنرهای تجسمی به مجموعهای از همین پرفورمهایی که پیشتر اشاره شد دست زده است. مثلا ساخت مجسمهی نه متری آبراهام نینکلن در یکی از اجراهایش در حضور تماشاگر و یا استفاده از برنامههای رادیویی و تلویزیونی کاملا زنده و بدون قرارداد در حین اجراهای نمایشش که قطعا برنامههای امروز و فردای هیچ رادیو و تلویزیونی در یکساعت مشخص از چند روز کاملا شبیه به هم نیست و نمونههای متعدد دیگر از این دست. ویلسون در کارهایش شما را به یک سفر واقعی از پدیدههای پیرامونتان با اتکا به اندیشهاش میبرد. اما شما این پدیدهها را همانگونه که در زندگی معمولی دیدهاید نخواهید یافت، حتی با وجود هیچ تغییری در آنها. او کاملا هر پدیده را وارد یک کارکرد ویژه میکند. باز هم به چند مثال قبل توجه کنید. امروزه حتی یوجینیو باربا گروه اصلیش را اکثرا از بین متخصصین موسیقی انتخاب کرده است تا بتواند به اجراهایش در این مسیر کمک کند و ...
در این کارهای اجرایی تئاتر باید توجه داشت که پرفورمانس در احرای یک تئاتر از عناصر معتنابه پرفورمانسآرت بهره میبرند و پرفورمانس نیز اطلاق میشوند، اما کاملا نمیشود آنها را پرفورمانس آرت دانست. اکثر این تلاشها در حوزهی تئاتر تجربی میشود و بسیار مراحل رسیدن به محصول و اجرا زمان بر است و گاهی تا دو سال هم به طول میانجامد تا به اجرا برسند. از همین رو به این دسته کارها تئاتر تجربی میگویند. این اصطلاح از زبان فرانسه به تئاتر دنیا منتشر میشود و در زبان فرانسه Exprimental به معنای کار آزموده و Exprimental Theatre به معنای تئاتر کارآزمودگان است.
9. چرا دهه های شصت و هفتاد دوران طلائی پرفرمنس به حساب می آید؟
کشمکشهای هنری- اجتماعی که به صورت نامهایی در کتابهای تاریخ هنر وارد میشوند، از وقتی که برای آن حوزه نامی را قبول و به دیگران معرفی کردند، نقد و تحلیل آن حوزه را در حیطهی شناختشناسی آغاز میکنند و به جمع آوری مطالب و نمونههایش مبادرت میورزند. مثلا ما عکسی از ناصرالدین شاه داریم که با اره و تیشه و قیچی چمن زنی و شیلنگ و این دست اشیا در هیبت یک پزشک در بالای سر یکی از ملازمینش حاضر شده تا به اصطلاح او را درمان کند. همین امر میتواند یک پرفورمانس آرت باشد اما چون هنوز این سبک در آن زمان نامگذاری نشده است پس در زمرهی نمونههای این هنر برشمرده نمیشود.در دهههای شصت و هفتاد نمونههای زیادی از این سبک در دست بود و هنرمندان به صرافت اعلام استقلال آن افتاده بودند و مدام نگرانیها از شیوع نادرست آن حرف اول هر میزگرد هنریای بود. از طرفی دو شاخهی کانسپچوالآرت و پرفورمانسآرت کاملا به دو حوزهی مستقل تبدیل شدند. در همان سالها بود که کتابهای مهمی همچون همین کتاب راسلی گلدبرگ منتشر شد. جالب است بدانید این کتاب از 1969 تا سال 1988(کتابی که در دسترس من است) چهارده بار چاپ شده است و در سال 1979 یک امریکایی به نام «هری ن.آبرام» ویرایش تازهای را از آن به چاپ رسانده است.
10.جایگاه و ضرورت اجرای پرفرمنس در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
وقتی تلفن به ایران آمد باعث شد که سطح گستردهای از ارتباطات که تا قبل از آن فکرش را هم نمیکردیم ،ایجاد شود. تمام مظاهر هنری نیز همچون همین پدیدهها باید نگاه شوند و باید خوب بدانیم که این حوزهی هنری در ایران با سرعت دارد تمام در میان نسل جوان حرکت میکند و هر گونه مخالفت با آن و یا معاندت کورکورانه، فقط وضع را از این که هست بدتر میکند و هیچ گاه نمیتوانیم در بارهی آن به نتیجهی خوب و مطلوبی برسیم. بهتر است در ایران نیز به سرعت به فکر بازگشایی مکانی به عنوان مطالعات پرفورمنس در دانشگاههای هنری مبادرت ورزیده شود تا به این حرکت سر و سامان دهد و از نشو و نمای ریشهها و ساقههای هرز جلوگیری شود.