نوشته: آمبروز بیرس
از آنجا که خرگوش مدام لاک پشت را به خاطر کندی اش دست می انداخت قرار گذاشتند تا مسابقه ای برپاکنند. مقام قضاوت را هم گذاشتند به عهده روباه. با هم مسابقه را شروع کردند: خرگوش در بالاترین حد سرعتش دوید و لاک پشت که فقط نیتش این بود که رقیبش خودش را خالی کند خیلی آهسته حرکت کرد. همین طور که سلانه سلانه می رفت در مسیرش به خرگوش برخورد که یک گوشه به خواب رفته بود پس فرصت را غنیمت شمرد و تا جایی که می توانست به سرعتش افزود و بالاخره خسته و کوفته به خط پایان رسید و مدعی پیروزی در مسابقه شد.
روباه گفت: «نه جونم! یه چند ساعتی میشه خرگوشه مسابقه رو برده، جخ برگشت که تو رو تشویق کنه!»