چكیدن ، تولدِ باران است.
رودخانه هم اهل طغیان است.
فقیر هم «ضعف ران» می گیرد.
نارنج، با ضامن متولد می شود.
بی كله، دچار سردرگمی نمی شود.
اسب ها، به چشم پوشی عادت دارند.
بهترین لذت درخت، ریشه دوانی است.
شادترین پلی كه دیدم، پل سیدخندان بود.
ماهی، با «خاك تنی» به ملكوت پرواز كرد.
آدم هفت خط، به دیگران هم خط می دهد.
«سیر»، از جوانه تا برداشت «سیر» است.
بی انصاف، نام دكانش را «عدالت» گذاشت.
سر سپرده، وام بلاعوض خود فروختگی گرفت.
پیر خمیازه كشید، مرغ روح از گلویش پركشید.
چاقوكش حرفه ای، متخصص خطاطی چهره است.