بعد از این آسایش از پیر و جوان خواهم گرفت
لقمه را از توی حلق این و آن خواهم گرفت!
می پرم تا آسمان خورشید را کش می روم
نور را هم از چراغ آسمان خواهم گرفت!
صبح ها در خانه گوش و چشم را گم می کنم
می روم کله پزی یک من زبان خواهم گرفت!
من که تا عهدی و بوقی شکل کفتر بوده ام
مثل کفتاری به روی مرده جان خواهم گرفت!
تا زمین را لاشه و نابود و خاکستر کنم
از خدا شش روز دنیا را زمان خواهم گرفت!
جن و دیو و اهرمن در کار من وامانده اند
ورد و جادو را من از آب روان خواهم گرفت!
در به تخته خورد و من هم صاحب میزی شدم
پشت میزم از خدا نام و نشان خواهم گرفت!
مثل توفانی به ساز زندگی رقصش (!)کنم
انتقام از آن «نسیم» مهربان خواهم گرفت!