نمی توان گفت مسایل مهم و اساسی صنعت نشر كشور در طول سالهای پس از انقلاب به درستی احصا نشده یا به اندازة كافی بیان نشده است . و نیز نمی توان گفت وجهة همت دولتها در گذشته و حال توسعه و رونق تولید كتب و ترویج كتابخوانی نبوده است . اما به طور قطع می توان اذعان داشت كه آسیب شناسی صنعت نشر (عبارت از تولید محتوا ، چاپ و توزیع و خرید و فروش ) متأثر از سوءتفاهم هایی بوده و هست كه بر روند تشخیص عوامل منفی و بیماری های نشر و به تبع آن ، تجویز درمان ، تاثیرات ناگواری می گذارد . بیت الغزل قریب به اتفاق سوءتفاهم های موجود آسیب شناسی های صورت گرفته در طول سالها این موارد است:
سوءتفاهم های موجود
١. مردم كتاب نمی خوانند یا رغبت به كتابخوانی كم است ، ٢. آثار متعهد و ارزشی مشتری ندارد ، ٣. واقعیتی به نام مافیای توزیع و فروش در جامعه كتابفروشی هست كه جلو توزیع و پخش و فروش كتب ارزشی را می گیرد .
تجربة حدود هفت سال كار تولید و نشر فروش آثار ادبیات متعهد و ارزشی در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی (از سال ٨١ تاكنون ) بیانگر واقعیات و حقایقی دیگر بوده كه (جدا از عواملی كه در رسیدن به این نتایج جدید مؤثر بوده اند ) یافته هایی گرانبها و در خور بررسی و سرمایه گذاری هستند .
دستاوردهای انتشاراتی حوزه هنری
آنچه كه در طول سالهای گذشته در حوزه نشر كتاب در محدودة فعالیتهای انتشاراتی حوزه هنری به وقوع پیوسته به طور خلاصه به شرح زیر است :
١. حجم تولیدات از حیث تعداد عناوین و صفحات نسبت به سالهای قبل از ٨٠ به حدود ١٥ برابر افزایش یافته است .
٢.سهم كتب مربوط به حوزة دفاع مقدس و رمان متعهد و ارزشی در كتب تولیدی حدود ٧٠ درصد بوده است .
٣. صفی از ناشران همسو (از نظر اهداف و روشها و مشی تولید و جنس شناخت از موضوعات متعهد ) متشكل از پانزده ناشر به وجود آمده و فعالیت اطلاع رسانی و توزیع بر تولیدات همة این ناشران متمركز شده است.
٤. جامعة مخاطب بالقوه و بالفعل كتب پیش گفته شناسایی شده اند .
٥. تمركز فعالیت بخش توزیع و فروش از ” فروش عمده به نهادها و مراكز دولتی “ به
« تكفروشی و ورود به بازار واقعی كتاب » تغییر كرده است .
٦. مهمترین مسایل اصلی و آسیب های واقعی صنعت نشر امروز كشور احصا شده اند .(كه در جای خود توضیح داده می شود. )
٧. آراء مشتریان ومخاطبان كتب جمع آوری و به نویسندگان و تولیدكنندگان منتقل شده است .
٨. بر اساس شناختی كه از مسایل اصلی نشر كشور به دست آمده ، راهكارهای عملی و نظری تمهید شده اند .
٩. اصلاح نگرش ها و باورهای قدیمی در باب كتاب و كتابخوانی در میان دست دركاران تولید و توزیع و فروش در دستور كار قرار گرفته است .
١٠. از عناصر جوان ، نوجو ، مسؤول و باورمند در امر اطلاع رسانی ، جریان سازی و رونق بخش فروش استفاده شده است .
محصول این تمهیدات كه تعدادی از آنها هنوز در مراحل آزمایش و یا ابتدای اجرا هستند ، بیست برابر شدن فروش محصولات حوزه هنری و تجدیدچاپ مكرر كتابهایی است كه گاه در طول ده سال حتی یك چاپ از آنها به فروش نمی رفت و امروز در یك سال بیش از ده بار تجدید چاپ می شوند .
آنچه كه حاصل شده ، فقط در حدی است كه بعضی فرضیه های غلط را (در زمینه اتهاماتی كه به مردم وارد می شده و افسانه پردازی هایی كه در بارة مافیای توزیع صورت می پذیرفته ) از ذهن دست اندركاران تولید و نشر آثار متعهد و ارزشی جبهة فرهنگی انقلاب اسلامی پاك كرده است و به هیچ وجه نمی تواند جز یك نقطه امید و به تعبیری نقطة صفر، تلقی شود.
مهمترین مسایل واقعی حوزه نشر كشور
غور عملی و نظری در حوزة نشر كشور مسایل عمیق تر و مهم تری را به ما شناسانده كه تا به طور كامل احصا نشوند و برای هریك از آنها طرحها و برنامه های درست و عملی و اثرگذار تنظیم نشود و به اجرا نرسد ، عملاَ كاری انجام نشده است.
از نگاه كسانی كه در پنج – شش سال گذشته به طور جدی در عرصة نشر برای رسیدن به نتایج جدید كارشبانه روزی كرده اند ، مهمترین مسایل نشر كشور به طورخلاصه عبارت از موارد زیر است (و البته بدیهی است آنچه در چارچوب چند جمله وتیتروار آمده ، هر یك توضیحات و پیوستهای مفصل و همه جانبه دارد كه در جای خود باید به آنها پرداخته شود.):
١. به دلایلی كه تعدادشان زیاد است ، نشر در كشور ما مسیر صنعتی شدن را طی نكرده است . به همین دلیل ، دچار بسیاری از آفات ریز و درشت است كه هریك در نقطه ای از امور ، به گلوگاهی برای بخشهای مختلف و متنوع نشر تبدیل شده اند.
٢. سیاستگذاری های جا و بی جا و درست و غلط دولتها در حمایت یا هدایت مسیر نشر ، آن را در گیر مسایلی كرده كه جز با بازشناخت آثار بعضاَ سوء این سیاستگذاری ها نمی توان به اهمیت موانع ایجاد شده پی برد.
٣. از عواقب صنعتی نشدن نشر ، عدم شكل گیری خط تولید مناسب و متناسب با نیازها و خواسته ها و به تبع آن ، نبود چرخة توزیع و فروش مناسب بوده است .
٤. بی اعتنایی مفرط به نیازها و خواسته های جامعة مخاطب در مواردی كه لازم بوده به اقتضائات و شرایط آنها توجه شود. دامنة این بی اعتنایی ها از برنامه ریزی برای تولید محتوا تا تولید محتوا ، و از تولید فنی تا كتاب سازی كشیده شده و گاه آنچه تولید شده ، اولین و بدیهی ترین مشخصات یك محصول انتشاراتی را چه از حیث محتوا و چه از حیث فرم ظاهر نداشته است.
٥. هیچگونه برنامه ریزی یا اقدام عملی در خصوص جذب و آموزش نیروی انسانی در حوزه های فنی و تخصصی توزیع و فروش صورت نپذیرفته و كاری به غایت تخصصی به دست عاملان سنتی یا نیروهایی كه تصادفاَ وارد این عرصه شده اند، سپرده شده است . چنین است كه هم اكنون هیچ دانشگاه ، حتی مؤسسه آموزشی در سطوح پایین تر ، افرادی را در زمینة اقتصاد و تجارت كتاب تربیت نمی كند و حتی یك هنرستان فنی برای تربیت نیروی انسانی فروشندة محصولات فرهنگی (از جمله كتاب) نداریم.
٦. شبكة توزیع كشوری كه باید واسطة توزیع كتاب بین ناشر و كتابفروشی باشد اساساَ شكل نگرفته و شبكة فروشگاهی نیز به قدری كم تعداد و با پراكندگی نامعقول در سطح كشور است كه به هیچ وجه پاسخگوی جابه جایی اولیة كالای كتاب و ارائه به مشتری نیست .
٧. از توانایی های رسانه ها (از جمله رسانه ملی ) در اطلاع رسانی و جریان سازی در حوزة كتاب و كتابخوانی بهرة مناسب گرفته نشده است .
٨. كمكهای بیش و كم دولتی در چارچوب یارانه كاغذ یا اقلام چاپی ، بیش از آن كه بر رونق كار ناشران بیفزاید ، تصویری متكی و بدهكار و گاه ورشكسته از كلیت نشر كشور ارائه داده است .
راه حل ها
اگر موارد فوق را كه لزوماَ همة مسایل مبتلا به نشر كشور هم نیستند ، به عنوان مهمترین مشكلات بپذیریم ، طبعاَ برنامه ریزی برای رفع آنها خود اولین قدم در یافتن راه حل هاست .
اما اگر نگاه ما به این مسایل به مثابه بررسی یك كلاف سر درگم باشد ، به جایی نخواهیم رسید . قطعاَ می شود با اولویت بندی آنها و احصای سهم منفی هر یك ، به فهرستی از
برنامه های اجرایی برای رفع اشكالات رسید. نیز می توان برای رفع كاستی های ذكر شده برنامه هایی همزمان را طراحی و اجرا كرد . به طور كلی ، به ترتیب زیر می توان به سمت رفع معضلات صنعت نشر كشور حركت كرد:
١. ایجاد یك درك و فهم مشترك و عاری از سوء تفاهم در بارة معضلات نشر.
٢. تغییر نگرشها و اصلاح باورهای غلط شكل گرفته در مورد موضوع كتاب و كتابخوانی .
٣. آموزش نیروی انسانی متخصص خصوصاَ در زمینه توزیع و فروش (در همه سطوح تحصیلی ممكن )
٤. ایجاد شبكة زنجیره ای فروشگاههای بزرگ در سراسر كشور با امكانات كامل (نیروی انسانی متخصص ، ارتباطات شبكه ای ، پشتیبانی )
5. ایجاد و تقویت شبكة توزیع كتاب كه نقش اصلی را در انتقال كتاب از انبار ناشر به ویترین كتابفروشی ها دارد.
٦. عدم دخالت مستقیم دولتی در خریدكتب از ناشران و واگذاری این امر به واسطه های توزیع .
(هر نوع خرید از ناشران ممنوع شده و كتاب از ویترین كتابفروشی ها خریداری شود. )
٧. جمع آوری كلیه نمایشگاههای كتاب كه نمایش توام با فروش دادند. (چرا كه برگزاری نمایشگاهها مانع از تشكیل كتابفروشی ها و فروشگاههای بزرگ كتاب می شود.)
٨. توسعة خدمات بخش بیمه سرمایه به ناشران و مؤسسات توزیع و كتابفروشان .
٩. حركت به سمت صادرات كتاب و ایجاد و توسعه بازارهای خارجی در كشورهای منطقه و جهان (چه از طریق ترجمه به زبانهای دیگر و چه از طریق صدور كتاب )
آنچه نگاشته شده ، مقدمه ای بربحث مسایل صنعت نشر كشور است . به ضمیمة این مطلب ، طرحها و برنامه هایی كه هر یك به نوعی پاسخگوی یكی یا چند عنوان از مشكلات نشر
است ، به صورت خلاصه و در محدودة حوصلة این مقاله آورده می شود . امید است با مطالعة دقیق و بررسی همه جانبه ، دست كم درك مشتركی از بعضی مفاهیم كلیدی (از جمله شبكه توزیع ، شبكه فروشگاهی ، آموزش ، حمایت و ...) به وجود آید.