• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر
نظرات

دوبیتی هام زلال چشمه ساران رباعی هام روان آب باران قصیده، مثنوی؛ ... مشق شبامه غزل هام جمله در توصیف یاران ________________ زیبا بودند. نویسا مانی دوبیتی بالا را هم من تقدیم می کنم به آقای میری عزیز.

6 بهمن 1388 ساعت 13:15 | بهروز جعفری |  bjnmspp@hotmail.com | آدرس وب

عالی بود

4 بهمن 1388 ساعت 15:38 | مسیحا نصیری |  masinasiri@yahoo.com | بدون آدرس وب

خوب بود تلاش کنید حتما موفق میشید ممنون

19 دی 1388 ساعت 12:04 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

قشنگه اما باید خمیر دو بیتی هایت کمی بیشترک ورز خرد وتنور ی داشتر باید تا پخته تر گردد آنچه می آید به کار*خوشا آنان که در راه دو بیتی/شدند پا بند درگاه دو بیتی/ز محزونی شنو ای جان میری/ خوشا سوز وخوشا آه دو بیتی**یاهو

15 دی 1388 ساعت 13:23 | سید جواد محزونی نامقی |  avaze55sjmn@gmail.com | بدون آدرس وب

اگه کتابی دارن لطفا معرفی کنید! یا علی

28 آذر 1388 ساعت 00:02 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

زیبا بود فکر نمی کردم از برادر میری چنین دوبیتی هایی بر بیاد!!

24 آذر 1388 ساعت 07:49 | فاطمه |  بدون email | بدون آدرس وب

خیلی خوب بود ! خدا بهت قوت بده مرد بزرگ

16 آذر 1388 ساعت 18:40 | یوسف عبدالرضایی |  yousef_abdolrezaei@yahoo.com | بدون آدرس وب

lezat bordam,besiar ziba bod

14 آذر 1388 ساعت 22:48 | الهه عبدی |  elaheabdi47@yahoo.com | بدون آدرس وب

این دو بیتی عالی بود تو مهتابی و من بی‌تابِ دوری دلم پر می‌کشه صد سال نوری دل من! آسمون سقفش بلنده بپر... اما صبوری کن، صبوری صد سال نوری!

14 آذر 1388 ساعت 10:14 | نسیم عرب امیری |  بدون email | آدرس وب

خیلی زیبا بود مرسی یه کتاب شعر معرفی می کنم حتما برای دل خودت بخر بخون (غزلیات شاعر خشت مال نیشابوری- حیدر یغما) این فرد بیسواد بوده ولی شعر هاش انسان رو دگرگون می کنه

13 آذر 1388 ساعت 17:39 | فرهاد |  fanoos11@yahoo.com | بدون آدرس وب

غیر احساس، صداقت و صمیمیت یک چیز دیگر برای دوبیتی لازم است. زبان ساده و عامیانه که به نظرم در این ابیات رعایت شده بدون این که حس شاعرانه خراب شود.

13 آذر 1388 ساعت 13:33 | کریمی |  بدون email | بدون آدرس وب

شماره های 2 و 4 و 5 و 6 قوی‌تر هستند سه تای دیگه یه کم معمولی به نظر می‌رسن ولی در مجموع دوبیتی‌های خوبی هستن. همون‌طور که گفته شده ساده و صمیمی.

12 آذر 1388 ساعت 16:52 | حبیبی |  بدون email | بدون آدرس وب

بسیار ضعیف بود این کارها...حتی شعر هم نبود خیلی جاها و صرفا نظم بود...همین...

12 آذر 1388 ساعت 02:50 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

بسیار زیبا بود با تشکر

11 آذر 1388 ساعت 19:53 | مهدی نامقی |  m_nameghi@yahoo.com | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

رباعی

قربان تو ای برف

رباعی‌های برفی مرتضی امیری اسفندقه

قربان تو ای برف

مرتضی امیری اسفندقه


رباعی

فرسنگ به فرسنگ

شش قطره اشک تفته بر خاک آستان امام علی بن ابی‌طالب

فرسنگ به فرسنگ

امید مهدی‌نژاد


رباعی

هر آیه این صحیفه

شعرهایی برای آیات القُرمَزی، شاعره دربند بحرینی

هر آیه این صحیفه

پیمان طالبی


رباعی

من قول نداده‌ام که عاقل باشم

رباعی‌های عبدالرحیم سعیدی‌راد

من قول نداده‌ام که عاقل باشم

عبدالرحیم سعیدی‌راد


رباعی

آینه در کربلاست: فردا که سپیده بردمد

شعر عاشورایی

آینه در کربلاست: فردا که سپیده بردمد

زهیر توکلی


رباعی

چاقوی گلایه در دلِ حوصله

چاقوی گلایه در دلِ حوصله

مصطفی حسن‌زاده


رباعی

دل و سجاده و تسبیح در شعر

دل و سجاده و تسبیح در شعر

سیدحبیب نظاری


رباعی

این شعر چهارپایۀ کوتاهی است

این شعر چهارپایۀ کوتاهی است

بیژن ارژن


رباعی

می‌خانقاه

می‌خانقاه

زهیر توکلی


رباعی

تظاهرات درونی

تظاهرات درونی

تظاهرات درونی

عباس صادقی زرینی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد