• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

مثنوی


نینوایی: شق‌القمر

محمدرضا آقاسی
6 دی 1388



هفتاد و دو ماه... ظهرِ عاشورا شقّ‌القمرِ امام را دیدند
هفتاد و دو پشتِ آسمان خم شد، وقتی کمرِ امام را دیدند
هفتاد و دو ذبح و یک خلیل‌الله، در عزم خلیلِ حق خلل؟ هرگز
در سیروسلوک فی‌سبیل‌الله تعظیم به هیبتِ هُبَل؟ هرگز
در هلهلۀ بُتانِ هرجایی این‌گونه که دید خودشکستن را؟
افروخت شرارۀ ستم‌سوزی، آموخت رهِ زِخویش رستن را
بنگر حرکات نور اعظم را: در ورطۀ تشنگی تلاطم کرد
هفتاد و دو کشتیِ نجات آورد، هفتاد و دو نوح وقفِ مردم کرد
هفتاد و دو کاروان و یک سالار، هفتاد و دو واحه روبه‌رو دارد
گاهی ز تنور و گاه بر نیزه با امّتِ خویش گفتگو دارد
آن اسوۀ پاکباز می‌گوید: آنان که ز راز مرگ آگاهند
در دشتِ جنون ز پا نمی‌افتند، بر مرکبِ خون هماره در راهند
هفتاد و دو صف، فشرده چون پولاد، هفتاد و دو قبضه موم در یک مُشت
هفتاد و دو سرسپردۀ مولا، تسلیمِ اشاره‌های یک انگشت
انگشتِ اشارتی که او دارد فردا به مصاف می‌برد ما را
گر شیوۀ نو پریدن آموزیم، تا قلۀ قاف می‌برد ما را
فردا که ز نیزه می‌دمد خورشید، فردا که خروسِ مرگ می‌خواند
از خنجر و برگ حجله می‌بندیم، ما را چو عروسِ مرگ می‌خواند
هفتاد و دو لحظه، لحظۀ پرواز، هفتاد و دو کربلای پی‌درپی
هفتاد و دو لحظۀ سرافرازی، سرهای بریده، خون‌چکان بر نی

نظرات

خدا رحمتش کنه نفسش حق بود

9 دی 1388 ساعت 21:04 | سعیده مهرپرور |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

مثنوی

بخند، پسته‌ کوهی...

بخند، پسته‌ کوهی...

محمدعلی جوشایی


مثنوی

نینوایی: شق‌القمر

نینوایی: شق‌القمر

محمدرضا آقاسی


مثنوی

نینوایی: نی‌نامه

نینوایی: نی‌نامه

قیصر امین‌پور


مثنوی

فتنه بیدار شد، ای طالع خواب‌آلوده‌!

فتنه بیدار شد، ای طالع خواب‌آلوده‌!

علی معلم دامغانی


مثنوی

رستم شاهنامه تو هستی
به حکیم ابوالقاسم فردوسی

رستم شاهنامه تو هستی به حکیم ابوالقاسم فردوسی

مصطفی محدثی خراسانی


مثنوی

خسوف شقایق

خسوف شقایق

احمد عزیزی


مثنوی

ای پیش پرواز ِ کبوترهای زخمی

ای پیش پرواز ِ کبوترهای زخمی

عظیم زارع


مثنوی

اینک ای شب، من گیاهی خسته ام...

اینک ای شب، من گیاهی خسته ام...

احمد عزیزی


مثنوی

حج حسینی

حج حسینی

مرحوم محمدرضا آقاسی


مثنوی

خط مُقرمَط

خط مُقرمَط

استاد علی معلم دامغانی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد