کین بزرگترین تکنیک و تفاوت بازیگر و نابازیگر را باور پذیر بودن در برابر دوربین میداند: «مسئله عجیبی مطرح است و آن این است که هر چند در فیلمها شخصیت و نقش وجود دارد، اما برای ارائه این شخصیتها به "بازیگر" نیاز است. وقتی فیلم «پرونده اپیکرس» را بازی میکردم، شنیدم که کارگردان میگفت: در این قسمت به یک قصاب احتیاج داریم و کسی پیشنهاد داد که از یک قصاب واقعی استفاده کنیم که کارگردان پاسخ داد یک قصاب واقعی زمانی که در مقابل دوربین قرار میگیرد خشک خواهد بود و به صورت بازیگر بد جلوه خواهد کرد ....» و کین در ادامه این نوشتار اینگونه ادامه میدهد: «... یک بار نقش یک مست را بازی میکردم. کارگردان کار را متوقف کرد و گفت: نقش یک مست را بازی نمیکنی. شبیه یک بازیگری هستی که درقالب یک مست بازی میکند. بازیگری که نقش یک مست را بازی میکند سعی میکند تلو تلو بخورد و چرت و پرت بگوید. در حالی که آدمهای مست سعی میکنند کنترل خود را حفظ کنند اما نمیتوانند.» کین پس از بازی در بیش از صد فیلم سینمایی به خوبی طبیعی بازی کردن در مقابل دوربین را میداند. بازیگر فیلم «حرفه ایتالیایی» در کتابش یک فصل را نیز به کارگردانان اختصاص داده است و از تجربیات خود با کار کردن در کنار هر کدام از آنان نوشته است. کین در این فصل به تمریناتی که هر کدام از کارگردانان پیشنهاد، و برداشتهایی که به صورت مکرر میگیرند اشاره میکند که در بین این کارگردانان شاید حکایتی که کین از وودی آلن درباره همین موارد (برداشتها و تمرینات با بازیگر) نقل میکند، مانند فیلمهایش خندهآور باشد: «وودی آلن از همان لحظه اول، فیلمبرداری را شروع میکند و تمرین و برداشت از هم تشخیص داده نمیشوند! او پشت سر هم فیلمبرداری میکند و هرگز از نمای نزدیک پوشش نمیدهد. معمولا یک نمای طولانی ممتد برای او کفایت میکند....».
«درسهای یک بازیگر» با اینکه از بخشهایی با موضوعات مشخص تشکیل شده است، اما در تمام کتاب میتوان به تفاوت فضایی که کین از استودیوها و وظیفه عوامل یک فیلم تشریح میکند با فضا و عوامل سینمای خودمان پی برد. وی به صورتی وظایف یک بازیگر را شرح میدهد و به اصطلاح برای این هنر و شغل شان قائل میشود که برای بازیگران ایرانی، حتی حرفهایها یا سوپر استارهایش هم، غیر قابل تصور است. نکاتی درباره قراردادها، رختکن مخصوص بازیگران، زمانهای فیلمبرداری و ... در فصول گوناگون کتاب کین وجود دارد که تفاوت را برای یک خواننده آشنای ایرانی بیش از پیش پر رنگتر میکند و جالب خواهد بود اگر یک بازیگر صاحب نام ایرانی هم درباره این تفاوتها اظهار نظر کند!
مایکل کین با کتاب «درسهای یک بازیگر» تجربههای گوناگونی را در مقابل دیدگان خوانندهای قرار میدهد که شاید هیچ بازیگر، تئوریسین و یا استادی نتوانسته است در این اندازه موجز، به مقوله بازیگری سینما از تکنیکها تا حاشیههایش بپردازد. کین درسهای بزرگی در اختیار خوانندهای که میخواهد بازیگر باشد قرار میدهد. اما کتاب او که موجز بودنش عیان است و عمیق بودنش آشکار، عیبی بزرگ دارد و آن پراکندگی و سخت فهمی است؛ به صورتی که نکتههای ظریفی در یک پاراگراف آن وجود دارد که باید بارها لمس و تجربه شده باشد تا پس از نوشتارهای کین قابل درک و هضم باشد. باید گفت کتاب کین به صورتی غیر مستقیم با کتاب موجز استلا آدلر به نام «تکنیک بازیگری» که براساس متد استانیسلاوسکی نوشته شده است مربوط میشود. چه از لحاظ تکنیکی و چه از لحاظ حجم کتاب.