• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

نگاه


قدر استاد: معلمِ نوآوری

علی‌محمد مؤدب
14 دی 1388

 

 

متهم کردن استاد معلم به سنت‌گرایی در یکی از مجلات سیاسیونِ فرهنگی‌کار، بهانه‌ای شد تا دست به صفحه‌کلید ببرم! و چند خطی در باب استاد معلم و نوآوری بنویسم. هرچند چه بگویم وقتی برخی از همین جماعت، شاید کسانی باشند که چند سال قبل بر اساس حس نوستالژیک اشرافی‌شان نسبت به گذشته، منتقد رواج موسیقی پاپ در صدا و سیما به دست استاد معلم بودند. اصولاً اگر شخصیتی با وزانت استاد علی معلم دامغانی نبود، آیا به این زودی‌ها موسیقی پاپ، وارد صدا و سیما می‌شد؟
بدیهی است که اهل ظاهر، نوآوری را در ظاهر می‌دانند. پس بنا به همان ظاهر باید با آنان استدلال کرد. روی جلد همان مجله کاریکاتوری از استاد کار شده بود که ریش و سبیل‌شان در آن اغراق‌شده و زشت نمایش داده شده بود. طبیعی است جماعتی که زیرابرو بر می‌دارند و این اواخر با سرخوشی روسری به سر می‌کنند، نوآوری را هم در خال‌کوبی و عمل بینی و تتو بدانند و با حقدی عجیب از استاد معلم بنویسند که تصورشان را از او آن‌طور پشت جلد نمایش داده‌اند، اما آیا همان یال و کوپال، در میانة چنین میدانی، نوآوری نیست!؟
ترانه گفتنِ معلم باعث شد که خیلی‌ها که نهایت خلاقیت‌شان ترکیب‌سازی‌های بیدلانه بود، جرأت کنند پا به این وادی بگذارند. اما سیاسیون فرهنگی‌کار چه می‌فهمند یعنی چه که کسی علی معلم دامغانی باشد و ترانه بگوید؛ آن‌هم ترانه‌هایی که راه ترانه‌سرایی را برای جماعتِ مقلد باز کند.
نیمایی‌‌های اخیر استاد معلم ـ مثل منظومة روایت حر ـ از شاهکارهای بی‌بدیل شعر معاصر است. وقتی بسیاری شاعرانِ تریاکیِ دست چندم با شعرهایی از قبیل «دوسِت دارم می‌دونی این کار دلِه!» یا «سلام عزیزم! عزیزم سلام!» در نشرهای این جریان به عنوان در و گوهر معرفی می‌شوند، طبیعی است که نتوانند یا نخواهند شگرفی و زیبایی منظومة روایت حر را با سطرهایی از این دست که «اسب، شن‌ها را شنا می‌کرد» درک کنند، چراکه ذوق این جماعت معیوب است!

کوفیان و شامیان چون چارپایان اشتر و اسبند
داغدار و نامدار عالم کسبند
باز گاهی چارپا هم زین خَسان دور است
ذوالجناح و دُلدُل و یَعْفور مشهور است
در جهان، یکّه‌شناسان مرکب نیکند
گرچه حیوانند، با احوال انسان، نیک نزدیکند
مرکب هر ناکس و کس نیستند اینان
خوب می‌دانند زان کیستند اینان...
[از منظومة روایت حُر]

نظرات

استاد معلم مرد بود و پای مردی کرد ... یاعلی مدد

10 بهمن 1388 ساعت 19:47 | من |  بدون email | آدرس وب

احترام و حرمت جناب معلم چه در بین مردم و چه در بین اهل اندیشه آنقدر هست که با این بچه بازی های سبز و بنفش و صورتی ها خدشه دار نشود. خوش باشید

7 بهمن 1388 ساعت 22:32 | حسن |  بدون email | بدون آدرس وب

وقتی نظرها سانسور می شود ، پس بهتر است بگوییم که علی معلم بی شک بهترین شاعر ایران است! تا نظرمان درج شود! تبریک به سایت آزادتان!

26 دی 1388 ساعت 18:30 | بهنام یاسینی |  بدون email | بدون آدرس وب

خسته نباشید. هرکسی که در قاموس این شهر ریش و مویی بلند شد و نمایی در تلویزیون اشغال کرد را استاد خطاب می کنید؟! جالب است! لطفا بیشتر مطالعه کنید در باب ادبیات. و در باب اساتیدش. این تعصبات خشک و نابینا برای همه ما بد است. البته ایشان(آقای معلم) دارای شخصیت می باشد (از باب انسانیت) ولی نه آنقدر که حتی بتوان شاعر خواندشان. امید که اساطیرمان، بزرگتر شوند.

22 دی 1388 ساعت 16:25 | بهنام یاسینی |  sedbehnam@yahoo.com | بدون آدرس وب

برای شما واقعا متاسف هستم. دفاع شما از جناب معلم حکم اون قضیه رو داره که اگه خواستی کسی رو خراب کنی ازش بد دفاع کن. تا معلم مدافعانی مثل شما و اقای میرشکاک داره اصلا نیازی نیست مجله وزینی مثل ایراندخت به نقد حضور سیاسی معلم توی فرهنگستان بپردازه.

20 دی 1388 ساعت 14:41 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

استاد میرشکاک در مصاحبه با ایران دخت خوب گفته است اگر خاتمی منصوب می شد خوب بود؟

16 دی 1388 ساعت 20:13 | س.حسینی |  بدون email | بدون آدرس وب

خوشا انانکه خود قلب اسمانی شعررا اگاهانه یا از سر اجبار به چنگالهای تیز سیاست نمی سپارند... انصافاهیچ ضرورتی برای اینگونه بهره برداری از منزلت ادیبانه استاد معلم نبود بهمان دلایل مکررو مندرج در (روایت حر) بااحترام به محضر جناب مودب

15 دی 1388 ساعت 19:28 | س.مظاهری |  بدون email | بدون آدرس وب

من از این امور چیزی سرم نمیشود همینقدر میدانم برای استاد معلم باید نوشت و چه خوب کاری کردی که نوشتی اجرت با خدا!

15 دی 1388 ساعت 17:38 | علی داودی |  بدون email | بدون آدرس وب

فرو کشیدن شان بزرگان فکر و هنر به ساحت سیاست نادرست‌ترین کار است. آنها که در این شلوغ بازار سیاست می‌خواهند از احترام معلم برای مشروعیت بخشیدن به سیاسی‌کاری‌هایشان سواستفاده کنند چه بدانند و چه ندانند خائن به فرهنگ این ملتند و آنها هم که می‌خواهند با تحقیر استاد حقانیت نداشته شان را اثبات کنند هم خائن. از همه بدتر هم نادان‌هایی که همه‌چیزشان را مدیون معلمند، اما به بهانه انتصاب اخیر عقده‌هایی را که از این پیر روزگارآموز در دل داشتند می‌شکافنذ و لجن‌فشانی می‌کنند. بد روزگاری است برادر مودب...

15 دی 1388 ساعت 15:46 | صفاریان |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

نگاه

آسمانی به قدر فهم مردم

چند کلمه با یاد شاعر شعرهای شنیدنی، محمدرضا آقاسی

آسمانی به قدر فهم مردم

امید مهدی‌نژاد


نگاه

قدر استاد: معلمِ نوآوری

قدر استاد: معلمِ نوآوری

علی‌محمد مؤدب


نگاه

قدر استاد: سواد، هویت، معلم

قدر استاد: سواد، هویت، معلم

نعمت‌الله سعیدی


نگاه

قدر استاد: انقلابىِ پیر

قدر استاد: انقلابىِ پیر

محمدحسین جعفریان


نگاه

قدر استاد: شاعر اگر حکیم نباشد...

قدر استاد: شاعر اگر حکیم نباشد...

رضا امیرخانی


نگاه

کوتاه‌ترین فیلمنامه‌های جهان

کوتاه‌ترین فیلمنامه‌های جهان

عباس حسین نژاد


نگاه

شعر کوتاه،‌ مخاطب کم‌حوصله

شعر کوتاه،‌ مخاطب کم‌حوصله

اسماعیل امینی


نگاه

میلاد آفتاب، جشنواره‌ای غیراداری
با تأملی در وضعیت جشنواره‌ها و جایزه‌های ادبی

میلاد آفتاب، جشنواره‌ای غیراداری با تأملی در وضعیت جشنواره‌ها و جایزه‌های ادبی

علی‌محمد مؤدب


نگاه

انگار همین دیروز بود
به بهانه برگزار نشدن کنگره شعر «میلاد آفتاب»

انگار همین دیروز بود به بهانه برگزار نشدن کنگره شعر «میلاد آفتاب»

سعید بیابانکی


نگاه

شعر درون‌گرای دیروز

شعر درون‌گرای دیروز

اسماعیل امینی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد