نمایش «خانه» شرکت کننده در بخش مرور نمایشهای تئاتر شهر و بخش مسابقه بینالملل جشنواره تئاتر فجر است.
پوستر نمایش «خانه» این تصویر را به ما نشان میدهد: چسب زخمی، دو تکه جدا شدهی ورقی را به یکدیگر چسبانده است. داستان «خانه» به نویسندگی نعمه ثمینی و به کارگردانی کیومرث مرادی نیز مانند پوستر آن است. داستان اعضای جدا شده یک خانواده که در یک مکان کلی به نام "خانه" در کنار یکدیگر زندگی میکنند اما در حقیقت ناگزیر به این مکان چسبیدهاند و هرکدام با ذهنیت و فکر خاص خود از این مکان کلی بیرون هستند و با اینکه همه در یک مکان جمع شدهاند، اما در عین حال کنار یکدیگر نیستند. برای نشان دادن این جدایی و تفکیک ذهنیات و دنیای متفاوت اعضای خانواده، ساختار اپیزودیک در نظر گرفته شده است که مناسبترین ساختار برای روایت چنین مضمونی به حساب میآید. زیرا جداگانه مطرح کردن فضای ذهنی و منفک بودن تمام اعضای خانواده از یکدیگر را میتوان در ساختار اپیزودیک بسیار ملموستر از ساختاری یکپارچه و روالی نشان داد؛ به صورتی که در هر اپیزود شاهد مونولوگها یا دیالوگهای ذهنی یک شخص حقیقی از اعضای خانواده هستیم که با فضا سازیهای متفاوتی در هر اپیزود توسط کارگردان طراحی شده و دو عنصری که تمام این تکهها را به یکدیگر میچسبانند (دقیقا مانند استعاره همان چسب زخم در پوستر اثر) نخست پسر بزرگ خانواده (با بازی پیام دهکردی) است که از طرف هرکدام از اعضای خانواده دیوانه و شیرین عقل خطاب میشود و دوم کلیت مکان "خانه" است که در پایان اثر توسط پسر بزرگ خانواده نقطه مشترک تمام خانواده معرفی میگردد.
«خانه» در اجرای نمایشی خود ساختاری مولتی مدیا دارد و از عوامل ویدئویی بهره فراوانی گرفته است. کیومرث مرادی که علاقه او به سینما را نمیتوان نادیده گرفت، از پخش مستقیم تصویر بسته بازیگران داخل صحنه تا پخش کلمات گفتگوی مجازی دو نفره در اپیزود دختر کوچک خانواده (با بازی ستاره پسیانی) بر روی پرده بزرگ داخل صحنه از عنصر تصویر بهره قابل توجهی گرفته است که البته نمیتوان اینگونه استفاده را بدیع و نو خواند زیرا این نوع استفاده یعنی استفاده از ابزار سینما در تئاتر، خصوصیت لاینفک بخش اعظم تئاتر دوران ماست؛ بلکه میتوان استفاده به جا و تاثیر گذار تصاویر پردهای در طول اپیزودها را یکی از عناصر موفق اجرایی نمایش «خانه» توصیف کرد. البته تماشاگران «خانه» از انتخاب بازیگری که قرار بود چهرهاش از نزدیک فیلمبرداری و بر روی پرده پخش شود، انتقاد میکردند و انتخاب این چهره و گرفتن تصویر بسته از این چهره را مغایر با زیبایی شناسی صحنه و تصویر میدانستند که میتوان این انتقاد را تا حدی وارد و قابل طرح دانست زیرا درست است که مرادی کارگردان این بازیگر را برای یک تئاتر و بر اساس تواناییهای بازیگری او در تئاتر انتخاب کرده، اما در طول نمایش با وارد کردن مدیوم سینما باید به فکر انتخابی بود که بتوان هر دو مدیوم را برای چهره او قابل قبول دانست.
«خانه» با تمام جلوههای بصری، بازیهای روان و انتخاب درست ساختار نمایشنامه، نمایشی بسیار سطحی است. به طوری که حتی میتوان از پوستر اثر نیز تم آن را دریافت. مونولوگها با زبان روزمره تمام افکار شخصیتها را لو میدهند و جای هیچگونه فکری را برای تماشاگر باقی نمیگذارند. موضوعات هر شخصیت نیز بسیار تکراری هستند که میتوان به آشکارترین آنها یعنی اپیزود دختر کوچک خانواده اشاره داشت که باز به مساله سقط جنین و بارداری نامشروع میپردازد. البته مرادی در اجرا سعی داشته است تا با به هجو کشیدن این موقعیتهای سطحی، از مستقیم گویی آنها جلوگیری کند. اما در کلیت نمایش مستقیم گویی شخصیتها بر هجویات اثر چربش قابل ملاحظهای دارد. در کل «خانه» را میتوان نمایشی تصویری قلمداد کرد که با تکنیکهای اجرایی گوناگون خود تماشاگر را در سالن نگه میدارد و با خلاقیتهای شبه سینمایی کارگردان اثر را قابل تامل میکند. اما موضوع همچنان دم دستی و کلیشهایست و راهکارهای اجرایی برای بخشیدن عمق به متن نمایشی نا موفق از آب در آمده است.