خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
اخبار
17 خرداد 1388
3 خرداد 1388
31 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
سینمای ایران
21 اسفند 1388
7 اسفند 1388
سینمای جهان
19 مهر 1388
10 مهر 1388
یادگارها
27 مرداد 1388
28 اردیبهشت 1388
22 اردیبهشت 1388
9 اردیبهشت 1388
25 فروردین 1388
فن هنرپیشگی
31 شهریور 1388
تئاتر
10 بهمن 1388
9 بهمن 1388
سعید نیكو رزم
7 بهمن 1388
6 بهمن 1388
سعید نیكورزم
6 بهمن 1388

 

 

 

 

 

 

از ویژگی بارز اغلب درام‌های نسل جدید، توجه به ساختار و تركیب‌های بدیع و غالبا پیچیده‌ای است كه همواره سعی دارد از تمامی عناصر برای درگیر كردن ذهن مخاطب بهره گیرد، به طوری كه در برخی از این آثار خلاقیت فرم بر محتوای درام می‌چربد و گاهی یك موضوع یا محتوای نه چندان پرمایه و جذاب در قالب فرمی خلاق مورد توجه مخاطب قرار گرفته، و به مراتب با تمهیدات اجرایی همسوی متن مخاطب را غافلگیر می‌كند.
مسعود موسوی (كارگردان) كه در انتخاب نمایشنامه بر جذابیت متن بیش از محتوای آن تاكید می‌ورزد، نمایشنامه‌ی «شمشیرهای ژنرال» نوشته قدرت ا... فتحی را برگزیده و در یك فرآیند پیچیده سازی، با مجموعه‌ای از فلش بك‌ها و فلش فورواردهای نمایشی، طرحی از یك توطئه و خیانت را ذره ذره از دل تاریخ عصر نازیسم آلمان بیرون كشیده و به نمایش درآورده است. انتخاب مناسب ساختار و تمهیدات هوشمندانه‌ی نویسنده بر صحنه‌های پیش و پس وقایع و تاكید كارگردان بر بكارگیری درست تمهیدات فرمالیستی، مطابق با طرح داستانی اثر است. به عبارتی افشای تدریجی و تو در توی راز یك جنایت و خیانت نظامی، و نمایش پیچیده‌ی صحنه‌ها و پرده برداری راز اتهام و خطای چند شخصیت به طور همزمان، جذابیت طرح داستان را تشدید نموده. اما با این حال ارائه‌ی اثر و تفهیم طرح به تماشاگر دارای نارسایی است كه هر چند از ساختار پیچیده‌ی متن نشات می‌گیرد، اما قابل جبران با تمهیدات اجرایی می‌بود. استفاده از عناصر نمایشی، به خصوص میزانسن‌های متناسب و هوشمندانه می‌توانست چنین نارسایی را جبران كند. با این حال میزانسن در انتهای نمایش چندان هوشمندانه نبود و جنبه‌ی روایی پیدا كرد. میزانسن‌های پایانی با جنس سایر میزانسن‌های پیشین همگن نبود و گویی نویسنده و كارگردان ناگزیر برای پایان بندی داستان، شخصیت‌ها را روی صندلی نشانده تا از زبان آنها خطاب به مخاطب سرنوشت نمایش را به شكل روایی پایان بخشد.
شاید آنچه كه بیش از سایر عناصر لذت مخاطب را برانگیخت و فضای نمایش را زنده كرد، طرح و ذوقی بود كه در ساخت صحنه و دكور نمایش تجلی یافته بود. ناظاریان (طراح صحنه) و شاگردانش با بكارگیری سكویی چند سویه و پله پله در سطح و تعبیه‌ی سه دَر برای ورود و خروج بازیگران، دست كارگردان را برای میزانسن‌های متنوع باز گذاشته و زمینه را برای بازی خلاقانه‌ی بازیگران به وجود آورده است. در یك جمله، دكور و تمهیدات صحنه‌ای (هر چند كه چندان كاركردگرا نبود) مطابق با فضا و ساختار اثر طراحی، و بدون نقص و با جذابیتی زیبایی شناسانه ساخته شده بود. اما به نظر می‌رسید بازیگران، چندان به روی صحنه‌ی دكوراتیو تمرین نداشته‌اند. به طوری كه عدم تعادل و هماهنگی با اجزای صحنه ملموس می‌نمود.
اما ضعف بازیگران تنها مربوط به صحنه نبود، بلكه نواقصی نیز در بیان بازیگران به چشم می‌آمد به طوری كه نارسایی‌های بیانی بازیگران، حتی در بازی خود كارگردان نیز برجسته شد. نا گفته نماند كه حضور نمایش در جشنواره‌ی فجر اولین اجرای این اثر بود و چنین نارسایی‌هایی هرچند توجیه ناپذیر است، اما طبیعی به نظر می‌رسد. شیوه‌ی خاص بازی به خصوص گفتار بازیگران نباید از نظر دور بماند چرا كه آنها در جهت بازی مطلقا طبیعی پیش نمی‌روند و گفتگوی نمایش، مبتنی بر اغراق و تاكید به روی گفتار است. این مسئله غالبا در اجرای متونی كه فضای آن خارج از فرهنگ بازیگران است اتفاق می‌افتد و آنگاه كه این فضا توسط یك نویسنده‌ی ایرانی نوشته می‌شود، بیش از پیش پیچیده می‌شود و از این رو تمهیدات بیانی و تمرین‌های فراوانی را می‌طلبد. از دیگر عناصر مثبت نمایش نیز باید به ساخت، انتخاب و به كارگیری درست موسیقی و هماهنگی آن با ساختار نمایشنامه اشاره كرد كه با همراهی بازیگران در صحنه‌های مختلف به القای حس آنها كمك می‌كند.

 

 

 

 

 

 

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: