برتولت برشت نویسنده سوسیالیست آلمانی که به گفته ژان پل سارتر بزرگترین نویسنده قرن معاصر است نمایشنامه ای معروف دارد به نام آنکه گفت آری و آنکه گفت نه. این نمایشنامه روایتی است اپیزودیک که مورد علاقه شخص برشت است. آنکه گفت آری اپیزود اول نمایشنامه شامل داستانی است از پسری که برای گرفتن دارو بخاطر مادرش باید از کوهی عبور کند اما در وسط راه تاب نمی آورد و رسم بر این است که اگر در راه کسی تاب نیاورد باید از دره به پایین پرت شود (!) پسرک به این رسم آری می گوید و از دره به پایین پرت می شود و در اینجا اپیزود اول کار بدون هیچ گونه منطقی پایان می یابد اما اپیزود دوم تا آنجایی که رسم دره مشخص می شود مانند اپیزود اول مو به مو پیش می رود که در آنجا پسرک به رسم دره نه می گوید! یعنی آنکه گفت نه و در مقابل رسم و رسوم و افراد آنجا می ایستد و راه را باز می گردد. برشت درس بزرگی را که تاریخ در جای جای خود تکرار می کند را به ما می آموزد درسی که تغییر رسم پیشین را طلب می کند و به ما یاد می دهد که اگر تصمیمی گرفته ایم باید پای آن بایستیم و نباید با هر چیزی کنار بیاییم.
جشنواره های فجر امسال با نگاهی اجمالی به جراید گوناگون جشنواره هایی پر اعتراض و به قولی تحریم شده قلمداد می شوند. جشنواره ی تئاتر فجر با آن نامه ی جنجال برانگیزش درباره اعتراض به حضور پیتر بروک و جشنواره فیلم فجر با نامه های متعدد و انتقادهای رسانه ها و منتقدین و فیلمسازان و بازتابش در جراید جنجال ها آفریده و حداقل در فضای رسانه ای این دو جشنواره حال و هوای خوبی پیدا نکرده اما حقیقت غیر از این است. از نزدیک شاهد دو جشنواره تئاتر و سینما حداقل تا بدین جا بوده ام و تا توانسته ام فیلم ها و تئاتر ها را پیگیری یا مشاهده می کردم. خریده نشدن بلیط و تحریم خریداری آنها توسط تماشاگران جزو اخبار و شایعه ی مهم جشنواره است که جالب است بدانید بلیط های مهمان یا اضافی که همه آن را براساس تحریم می پندارند تنها بلیط هایی بوده است که از نمایش ها و فیلم های مشخصا ضعیف باقی مانده که حتی در جشنواره های سال پیش نیز اینگونه بوده است و باز جالب است بدانید که جشنواره تئاتر امسال در سالن هایی چون ایران شهر یک و دو و چهار سو و سایه و قشقایی بسیار پر بیننده است و فجر سینما که تازه آغاز شده است. اما بحث چیز دیگری است. در سالن مطبوعات فیلم فجر و متعاقبا در چند تالار نمایش شاهد حضور افرادی بودیم که دست به نقد و تحریم و افترا و ... به جشنواره ها زده بودند آن هم در یک جراید نه که در چند جراید معتبر که البته هیچ کدام از این تحریم ها مستقیم نبوده و اکثر آن غیر مستقیم انعکاس یافته است. این افراد که بیشتر شامل بازیگران و منتقدان بودند با چهره هایی متفاوت در رسانه ها ظاهر می شوند و خود با چهره ای دیگر در جشنواره ها و سالن هایشان حضور می یابند که شاید این مساله پرسش این مقاله است! برشت به راستی می آموزد که تصمیم هنگامی که گرفته شد راه بازگشتی نیست اما این هنرمندان یا منتقدان دو لبه و شک برانگیز رفتار می کنند . مقاله ها و گفته هایشان با عملشان یکی نیست یا اینکه همه ی نوشته ها و گفته هایشان شایعه است که گوش ما را از آن پر کرده اند؟! به هرحال موافق بودن یا مخالف بودن و آری گفتن یا نه گفتن مساله نیست شاید مساله اساسی که مطرح است حضور یافتن و سپس کوچک شمردن و به اصطلاح تحریم کردن است که معنایی ندارد چه به لحاظ مضمونی چه به لحاظ ساختاری ! امیدواریم این منطق اصلاح شود.