خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
اخبار
17 خرداد 1388
3 خرداد 1388
31 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
سینمای ایران
21 اسفند 1388
7 اسفند 1388
سینمای جهان
19 مهر 1388
10 مهر 1388
یادگارها
27 مرداد 1388
28 اردیبهشت 1388
22 اردیبهشت 1388
9 اردیبهشت 1388
25 فروردین 1388
فن هنرپیشگی
31 شهریور 1388
تئاتر
10 بهمن 1388
9 بهمن 1388
سعید نیكو رزم
7 بهمن 1388
سعید نیكو رزم
9 بهمن 1388

 

 

 

نمایش «كهربا» دارای طرحی اپیزودیك شامل سه داستان مختلف بود كه البته هر یك از این داستان‌ها علی رغم اینكه مستقل می‌نمودند، سرانجام با یكدیگر مرتبط و تركیب می‌شدند. نمایش در صدد نشان دادن دغدغه‌های اقشار گوناگونی از انسانها برآمده بود كه سرنوشت هر یك نیز به گونه‌ای، با هم در ارتباط است. «كهربا» نمایشگر پرده‌هایی از زندگی افراد است كه با تكیه بر مظلومیت نوع انسان، بیانگر توام اختیار و جبر در زندگی آنهاست. انسانهای نمایش «كهربا» به سبب اسباب و عللی كه برای یكدیگر در گذشته و حال فراهم كرده‌اند، سرنوشت خویش را رقم می‌زنند اما سرنوشت همه‌ی آنها از دورنمایی ژرف، نمایان كننده‌ی هاله‌ای یكپارچه از تقدیر بر زندگی آنهاست. سه زندگی در یك زندگی همان است كه «كهربا» مد نظر دارد.
 اپیزود اول، داستان دانشجویانی است كه در یك خانه ی دانشجویی، خوشی‌ها و سختی‌های زندگی خود را دارند و در این بین یكی از آنها بیش از دیگری مورد توجه است. اپیزود دوم داستان مادر و دختری است كه دختر در انتظار گشایش بخت خویش است و مادر نگران جدایی دختر و تنها شدن خویش. اپیزود سوم دو پیرمرد را نشان می‌دهد كه روی نیمكتی در پارك، فراز و نشیب‌های زندگی خود را مرور و خسته از سرنوشت خویش مترصد پایان دادن به زندگی خود هستند. هر سه داستان توسط شخصیت‌ها به گونه‌ای مرتبط و در هم تنیده با داستان دیگر است. شخصیت پسر جوان در اپیزود اول با دختر جوان در اپیزود دوم. شخصیت مادر در اپیزود دوم با پیرمردی در اپیزود سوم و در نهایت پسر جوان ِاپیزود اول  با پیرمرد دیگری در اپیزود سوم.
جالب اینجاست كه هر یك از اپیزودها علاوه بر اینكه مربوط به یك زمان تاریخی است اما بیانگر مراحلِ گذشته و آینده‌ی زندگی انسان است. سه زندگی كه در یك «كهربا» ، سرنوشت زندگی دیگر را می‌ربایند. «كهربا» نقطه‌ی عطف زندگی‌هایی است كه در یك لحظه با هم پیوند خورده و در یك جا مسیر زندگی آنها را عوض می‌كند.
تجربه نشان داده زمانی كه نویسنده‌ای شروع به كارگردانی آثار خود می‌كند، خلاقیت در اجرا و كارگردانی دچار افول می‌شود. نمایش «كهربا» می‌توانست بیش از آنچه كه ارائه داد حاوی پیام و خلاقیت‌های اجرایی در عناصر گوناگون نمایش باشد و تماشاگر را همچون خلاقیتی كه در طراحی صحنه وجود داشت، با عناصر گوناگون زیبایی شناسی به لذت تماشا وادارد. اما برغم پرداختی كه در نوع اجرا به عمل آمده، همچنان زمینه‌ای سفید برای ارائه‌ی ایده خالی مانده بود. دقیق‌تر آنكه عناصر گوناگون نمایش هنوز جای كار بسیار داشت؛ بازیها قابل قبول است اما بازیگران می‌توانستند با هدایت كارگردان بهتر باشند و خلاقیت بیشتری ارائه دهند. چنین ظرفیتی در آنها ملموس بود. به خصوص كه كارگردان می‌توانست با ارائه‌ی میزانسن‌های خلاقانه‌ای خصوصا در اپیزود سوم، نمایش را از ایستایی خارج و تحرك بیشتری را در اثر القا نماید.
طراحی صحنه و نور پردازی اما بسیار هوشمندانه بود و شامل عناصر زیبا و كاركرد گرایی می‌شد؛ اما در مورد صحنه نیز امكان ظهور و اعمال خلاقیت بیشتری انتظار می‌رفت. چرا كه به گونه‌ای تعبیه شده بود كه امكان ایجاد هر صحنه و القای هر حسی را برای كارگردان باز می‌گذاشت.
در مجموع می‌توان گفت كه «كهربا» در اولین اجرایش در جشنواره با موفقیتی نسبی به اجرا درآمد. موفقیتی كه می‌توانست با ایده پردازی‌های بسیاری در اجرا و در هم تنیدگی عناصر گوناگون صحنه با میزانسن‌های خلاقانه، حضور پر قدرت خود را بر صحنه تثبیت كند.

 

 

 

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: