1. نمی دانم اهالی اینترنت اصلاً خبردار شدند یا نه. نخستین جشنواره و نمایشگاه ملی رسانه¬های دیجیتال و نرم افزارهای چندرسانه ای با برنامه ریزی و مدیریت مرکز توسعه فنآوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران! از تاریخ 24 تا 31 اردیبهشت در محل نمایشگاه های بین المللی تهران برگزار شد. راست اش ما هم با دیدن عنوانی به این بزرگی، خیالی شدیم که چه خبر است و دل مان را خوش کردیم که این بار، فنی خوانده ها آمده اند که در حوزه ی فرهنگ طرحی نو دراندازند اما...
2. دوستی داشتم که در زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم، برای تبلیغ یکی از نامزد ها، به گفته ی خودش بیش از ده میلیون نامه ی الکترونیکی حاوی تبلیغ برای فلان آقا به آدرس افراد مختلف، ارسال کرد. آن زمان ما درایت ایشان را تبریک گفتیم و از درک رسانه اش لذت بردیم. امروز آن آقا انتخاب شده است و آن یکی برادرمان ،کاره ای در ارشاد شده است که اتفاقاً بی ربط هم به همین نمایشگاه کذا نبوده است. دریغ از یک نامه ی تبلیغاتی که در صندوق یکی از مدیران وب سایت های مطرح قرار گرفته باشد.
3. اگر نبود رفاقت غیررسمی یکی از مسئولین برگزارکننده ی نمایشگاه و خبری که سه روز قبل از افتتاح رسمی نمایشگاه به ما دادند، لوح هم مانند خیلی از پایگاه ها اصلاً از وجود چنین نمایشگاهی مطلع نمی شد تا بخواهد برای حضور یا عدم حضور تصمیم بگیرد.
4. بیشترین مشغولیت غرفه داران، خصوصاً در روزهای اولیه ، بازدید از غرفه های دیگر بود من باب خالی نماندن عریضه! به علت ضعف در تبلیغات، نمایشگاه خالی از بازدیدکننده بود. آن قدر که عده ای از دوستان طوماری در اعتراض به این ضعف ها تهیه کردند و به امضای عده ی زیادی از غرفه داران به جز آن ها که زنگ زدند و از حاجی پرسیدند و حاجی شان اجازه نداد! - رساندند تا به دست مسئول مرکز توسعه... برسد. اتفاقاً یکی از همین بچه ها، نامه را به دست جناب رئیس رساند و رئیس آن قدر سرش شلوغ بود که از دریافت نامه امتناع کرد و گفت : آن را به دفترم برسانید...
5. گفته شد که برای افتتاح نمایش گاه آقای رئیس جمهور حضور خواهند داشت که البته بعداً معلوم شد که ایشان دوبی حضور دارند و نمی توانند شرکت کنند. برای ما، این البته توفیر چندانی نداشت چون که در آن ساعات مشغول نصب دکوری بودیم که شب گذشته اش طراحی و اجرا شده بود! اما متضرر اصلی آن هایی بودند که از سر تملق، عکس های رئیس جمهور را در غرفه چسبانده بودند. بگذریم که رئیس جمهور که نیامد، هیچ. معاون اول اش را هم نفرستاد و جناب وزیر نمایش گاه را افتتاح کرد. ایشان هم به همه جا سر زدند جز سالن پایگاه های اینترنتی و وبلاگ ها. بی ربط نبود که یکی از دوستان ما در روزهای بعد، در اعتراض به کم مخاطبی نمایش گاه گفت: "نمایش گاهی که وزیر هم برای اش تره خرد نمی کند!"
6. وبلاگ نویسان مسلمان. وبلاگ نویسان مبارز. وبلاگ نویسان حزب اللهی و … آن بنده ی خدایی که وبلاگ را در ایران راه اندازی کرد، حق دارد اگر با دیدن این اسامی عجیب و غریب شاخ در بیاورد. دکه ای کوچک به بزرگ ترین سرویس دهنده های وبلاگ اختصاص داده شده بود و آن وقت تا دل ات بخواهد سالن پر شده بود با وبلاگ نویسان مبارز و مسلمان و دینی و غیره که منتظر بودند تا مسئولی را ببینند و به معرفی خدمات خود به اسلام و مکتب بپردازند و در نهایت برای پیشبرد اهداف متعالیه، درخواست بودجه کنند!
7. باید کمی هم منصف بود. این نمایشگاه هر چه نداشت، فرصتی بود برای گردهم آیی گروهی که همدیگر را تنها در فضای مجازی می شناختند. هر چند متاسفانه طیف وسیعی از خانواده ی اینترنت در این جمع حضور نداشتند، اما حضور همین عده ی قلیل نیز، تجربه ای بود دوست داشتنی. در پایان حرفی نیست جز این که ما هنوز خسته نشده ایم و اگر باز هم نمایشگاهی وجود داشته باشد که پای دولت اسلامی ! در میان باشد، ما هم چنان ایستاده ایم! برای دوستان برگزارکننده هم آرزوی رشد، پیشرفت و توفیق را داریم و دعا می کنیم که سال های آینده کارهای شان با برنامه ریزی بیشتری باشد. امید که با جبران کم خوابی ها و استراحت بیشتر، بتوانند با اخلاق بهتری با ملت انقلابی برخورد کنند!
زیاده جسارت است…