چرا نباید در مورد «زمهریر» نوشت؟ نوشتن در مورد یک فیلم زمانی معنا مییابد که ارتکاب به این امر کمکی کند به شفافتر شدن فضای تماشای آن و برجستهتر شدن نقاط قوت و ضعف سینماییاش. با همین تعریف میتوان نتیجه گرفت که اگر فیلمی ساخنه شود بدون اینکه حرفی برای گفتن و توانی برای تاثیر گذاری داشته باشد، و یا از پس حرفی که میخواسته بزند بر نیامده باشد (اگر نگوییم باعث بروز تاثیرات منفی شده است)، تمام تلاشش تبدیل میشود به نمونهای سردرگم که تمام کاستیها و نداشتههایش را با برچسب نوآوری، متافیزیک و مسائلی غیر قابل تحلیل و تعمیمپذیر و جنجالهای رسانهای و نامه نگاری و جواب نامه و... پوشش می دهد تا مبادا کسی از راه برسد و بگوید چرا چنین شد و چرا بهمان شد. خلاصه اینکه آگاهانه یا ناخودآگاه با سراغ گرفتن از فضایی که هیچ سر و تهی برای آن نمیتوان متصور بود (حتی با روشنفکرانهترین برداشتها) و... نوشتن در موردش را بی اعتبار میکند. چرا که اصولا نوشتن فارغ از کیفیت و سطح این نوشته نیاز به یکسری حداقلها دارد تا قلم را به حرکت وادارد. این استنباط هیچ ارتباطی به شخص نویسنده یا اطوارهای اینچنینی ندارد، بلکه فقط و فقط به اصول اولیه و شاید همه گیر نوشتن برمیگردد. پس گاهی ننوشتن عین نوشتن است.
اما چرا باید درمورد «دموکراسی تو روز روشن» ساخته عطشانی نوشت؟ با تکیه برهمان دلایلی که منتج به ننوشتن در مورد فیلمهایی با کیفیت و البته حواشی فیلمهای نام برده در بالا میشود. میتوان به صراحت نتیجه گرفت که باید در مورد «دموکراسی تو روز روشن» نوشت. نوشتن در مورد این فیلم هیچ ارتباطی به ورود به حیطه سبک شناسی و مکاتب هنری و تکنیکهای روایی و نوآوری در فیلمنامه نویسی و... ندارد. داستان اصلا پیچیده نیست. «دموکراسی تو روز روشن» به طرز واضح و تحسین برانگیزی تکلیفش را با سینما و مخاطب مشخص کرده است. این فیلم تصمیم دارد با طرح برخی موضوعات که تابو شدهاند و با استفاده از شرایط حاکم بر اجتماع این روزها و با بهره گیری از ستارهها و البته در پناه تکنیکهای تدوین و جلوههای ویژه کامپیوتری (به بهترین شکل)، ذهن مخاطب را نشانه رود و فروش در گیشه را هدف گرفته است. فیلمهای زیادی در جشنواره امسال حاضر هستند که با همین هدف کنار هم چیدن چند سر فصل اصلی فرمول فروش در گیشه مثل ستارهها، موضوعات حساسیت برانگیز و حتی جلوههای ویژه، نتوانستهاند به فیلمی با این خواص برسند. اما چه خصوصیاتی نوشتن در مورد این فیلم را جایز میکند؟
1- در «دموکراسی تو روز روشن» همه چیز به همه چیز میآید. فضای یکدست حاکم بر این فیلم حاصل یکدستی در چینش تیم فنی از صدر تا ذیل آن است. این مهم از همان ابتدای فیلم به چشم میآید. تیتراژ ابتدایی فیلم جزو معدود تیتراژهایی است که روی آن کار شده و باید اذعان کرد که جزو بهترین تیتراژهای چند سال اخیر سینمای ماست. این در حالی است که اکثر فیلمهایی که در سینمای ایران میبینیم با همان فرمول رو به قدمت گذارده (در سینمای جهان منسوخ شده) درج اسامی در ابتدای فیلم و... کارشان را پیش میبرند. تیتراژ ابتدایی فیلم «دموکراسی تو روز روشن» به طرز درستی معرف تمام وقایع و اتفاقاتی است که در فیلم رخ خواهد داد و البته معرف شخصیت (تیپ – شخصیتها) تمام بازیگران فیلم. به نوعی خود تیتراژ را میتوان صاحب سبک و شخصیت پردازی دانست. در کنار این خصوصیت استفاده صحیح از این جلوههای تصویری کامپیوتری برای رساندن سیر و حرکت حاج ستوده (حمید فرخ نژاد) به عالم برزخ و ورود به عالم سوال و جواب و البته رفت و برگشت میان این دنیا و آن دنیا و... به درستی استفاده شده، به نحوی که برخلاف فیلمهایی که سراغ این روال رفتهاند جلوههای ویژه فیلم منفک از موضوع نیست و گل درشت به نظر نمیآید. این همه نشان از کارگردانی درست عطشانی در آغازین تجربههایش دارد.
2– خصوصیت دیگری که نوشتن در مورد این فیلم را باعث میشود، استفاده صحیح و به جا از نکات و نقاط جاری و حاکم در اجتماع ایران (کارگردانی که فیلمش سالهاست توقیف شده، ترور سردار جنگ، سقوط هواپیمای سرداران جنگ و...) برای رسیدن به یک هدف واضح است. سابقه نشان داده که پرداختن به مشکلات اجتماعی و البته شوخی با مسائلی که طرح کردن و صحبت کردن در مورد آنها از دست و زبان هر کسی برنمیآید یا امکانش برای همه فراهم نیست، میتواند کمک شایانی به فیلم کند. حتی اگر آن فیلم چندان استاندارد و دقیق ساخته نشده باشد. ولی در «دموکراسی تو روز روشن» بهره گیری از این حربه را در کنار دقت و وسواس در اجرا، دیالوگ نویسی و کارگردانی و بازیگری میبینیم. با تکیه بر همین اصل یک اثر استاندارد گیشه پسند را در مقابل میبینیم.
3– دیگر خصوصیتی که در این فیلم به وضوح قابل تشخیص است، استفاده از چهرههای شاخص سینمای ایران در قابهای بسته متعدد است. در نظر بگیرید محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، حمید فرخ نژاد، محمدرضا گلزار، در کنار مهران رجبی، نیوشا ضیغمی و نیما شاهرخ شاهی در آن واحد در یک فیلم ظاهر شوند (حضور هر یک از این ستارهها میتواند متضمن فروش یک فیلم باشد) نتیجه گیری چندان مشکل نیست. اجرای درست همین بازیگران در کنار محبوبیتشان باعث درست از کار درآمدن و تاثیر گذار شدن تمام تمهیداتی شده که پیش از این برشمرده شد و کارگردانی، جلوههای ویژه و البته مضامین مطرح شده در فیلمنامه شده است.
کنار هم قرار گرفتن این سه خصوصیت در قالبی قابل درک و درست از آب درآمدن این تلاش باعث شده «دموکراسی تو روز روشن» تبدیل شود به نمونه درست و درمانی از سینمایی که به شدت سینما است و به طرز واضحی، به دنبال رسیدن به استانداردهای بهتر و سینماییتری برای فیلمهای پر فروش. یکی از خصوصیت اصیل این فیلم جا انداختن این اصل است که به صرف جنجالی شدن یک فیلم با حاشیه سازیهای رسانهای یا تابو شکنی با بهره گیری از رانت، مصونیت حرف زدن و یا ستاره باران کردن فیلم به مدد بودجههای نجومی، معنای فیلم پر فروش تغییر نمیکند و سطحی کاری و مخدوش کردن سینما با فیلم سازی در قالب سینما - صنعت اشتباه گرفته نمیشود. «دموکراسی تو روز روشن» کاملا طبق اصول دموکراتیک تصمیم گرفته پر فروش باشد و قید جایزه گرفتن برای فیلم نامه و بردوش کشیدن تحلیلهای سبک شناسانه را زده است.