• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

غزل


کرب و بلا کنار خیابان نیست

علی داوودی
17 بهمن 1388





چهل روز از واقعه گذشته است و حالا ما بازماندگان ـ که چون بیوگان باید با داغ سلامت روز و شب بگذرانیم ـ از بیهودگی جهانِ بی‌او می‌سراییم و می‌موییم. که آنان بی‌چرا رفتگانند و ما سر در آخور چرا فرو بردگانیم.
علی داوودی، شاعر و نقاش قبیلة ما ـ که روزگاری اهل غزل بود و بعد به شعر آزاد روی آورد و حالا مدتی است دوباره به کشور غزل بازگشته است ـ این شعر را در هوای اربعین سیدالشهدا سروده است. این مویة علی داوودی است:

در بوق، در رسانه و در تبلیغ نامت کنار نام حریفان نیست
گفتیم عشق سرخط‌مان باشد، اما دریغ، عشق تو آسان نیست
این‌سو اگرچه اهل حرم هستند، آن‌سو قبیلة پدرم هستند
آقا، ببخش، منتظرم هستند، آقا، ببخش، رخصت میدان نیست
*
در شهرهاست امن و امان‌نامه، در دشت‌هاست آن‌همه هنگامه
این راه بسته است، دلا برگرد، کرب و بلا کنار خیابان نیست
کف کرده در پیالة‌شان دریا، این شمرها مدرن‌ترند از من
وقتی که یک شریعه نمی‌جوشد جایی برای تعزیه‌خوانان نیست
در گیرودار حنجره و خنجر این طبل‌ها بدون رجز ماییم
حالا دلم گرفته و می‌گریم، این ابرها علامت باران نیست
این خوشه غیر داس نخواهد داد، دنیا اگرچه مزرعة خوبی‌ست
این کشت و کار، این‌همه جان کندن، چیزی به‌غیر دغدغة‌ نان نیست
*
کوفه دل من است که می‌لرزد، یعنی سرم به سکه نمی‌ارزد
آخر چگونه کشتة ‌او باشم وقتی برای کشته شدن جان نیست

نظرات

این‌سو اگرچه اهل حرم هستند، آن‌سو قبیلة پدرم هستند آقا، ببخش، منتظرم هستند، آقا، ببخش، رخصت میدان نیست احسنت خواندم و لذت بردم افرین به علی داوودی

26 بهمن 1388 ساعت 17:59 | محمد حسین نعمتی |  mhn1982@gmail.com | آدرس وب

عالی بود. موفق باشید.

25 بهمن 1388 ساعت 09:51 | اکبری |  mtsiraj@yahoo.com | بدون آدرس وب

همه خانه ها که آمد در آن به سوی دریا چو فزود موج دریا همه خانه ها درآمد همه خانه ها یکی شد دو مبین به آب بنگر که جدا نیند اگرچه که جداجدا درآمد ************** اولا خوشا دلت که رو به دریا دری دارد ثانیا امت واحده از شرق طلوع خواهد کرد به همه در به در ها بگویید

20 بهمن 1388 ساعت 12:34 | یکی |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

غزل

در صف بلیت فرنگ

شعری از ایمان کرخی

در صف بلیت فرنگ

ایمان کرخی


غزل

غیرت نبود

شعری از محمدعلی جوشایی

غیرت نبود

محمدعلی جوشایی


غزل

قلم‌های خفته

شعری از عباس احمدی

قلم‌های خفته

عباس احمدی


غزل

ما گریه می‌کنیم

به مناسبت اربعین حسینی

ما گریه می‌کنیم

عباس احمدی


غزل

عصر اشعث‌ها

شعری عاشورایی از پانته‌آ صفایی

عصر اشعث‌ها

پانته‌آ صفایی


غزل

خزر به گونه، خزان به گیسو

غزلی از امیرعلی سلیمانی

خزر به گونه، خزان به گیسو

امیرعلی سلیمانی


غزل

شعری از رضا نیکوکار

خواب است امشب ماه

رضا نیکوکار


غزل

خاطرات بد از پلکان سن

شعری از مرتضی حیدری آل‌کثیر

خاطرات بد از پلکان سن

مرتضی حیدری آل‌کثیر


غزل

جای بهتری برای کشته شدن

شعری از پیمان طالبی

جای بهتری برای کشته شدن

پیمان طالبی


غزل

شعری از سجاد سامانی

کمی دیگر شراب

سجاد سامانی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد