• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

غزل


شمر می‌دانم کجاست

19 بهمن 1388

 

السلام علیک یا اباعبدالله
و علی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام‌الله ابدا، ما بقیت و بقی اللیل و النهار
...



می نمی‌دانم کجا، ساغر نمی‌دانم کجاست
سر نمی‌دانم کجا، پیکر نمی‌دانم کجاست
هر طرف یک تکّه از آن ماه افتاده‌ست، آه
دست او اینجاست، انگشتر نمی‌دانم کجاست
سیلیِ توفانِ وحشی باغ را ویرانه کرد
برگ‌های غنچه‌ی پرپر نمی‌دانم کجاست
آب می‌خواهم، ولی آتش به خوردم می‌دهند
سوختم، عبّاسِ آب‌آور نمی‌دانم کجاست
جامه و خود و زره را می‌برند و حرف نیست
این میان گهواره‌ی اصغر نمی‌دانم کجاست
کوفیان از پیش‌رو، از پشت سر، سر می‌رسند
شمر می‌دانم کجا، اکبر نمی‌دانم کجاست
پیش چشم اشقیا اهل حرم بی‌چادرند
غیرت آل‌نبی ـ حیدر ـ نمی‌دانم کجاست
*
سنگ می‌گرید، بگو این گر قیامت نیست چیست
پیش این باد و بلا محشر نمی‌دانم کجاست
کربلا! ای کربلا! خون خدا را سر بکش
خم: هزاران تکه شد، ساغر: نمی‌دانم کجاست

نظرات

خیلی زیبا بود!

3 اسفند 1388 ساعت 15:37 | علی |  بدون email | بدون آدرس وب

السلام علیک یا ابا عبدالله ما را کربلائی کردی! عالی بود عالی!!!!

30 بهمن 1388 ساعت 10:52 | ابوطالب |  بدون email | آدرس وب

خیلی خوب بو د

28 بهمن 1388 ساعت 10:37 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

قشنگ بود،و خیلی روان و نرم فقط من از این بیت خوشم نیامد پیش چشم اشقیا اهل حرم بی‌چادرند/ غیرت آل‌نبی ـ حیدر ـ نمی‌دانم کجاست

22 بهمن 1388 ساعت 19:02 | الهام |  بدون email | آدرس وب

خیلی دلنشین و روان بود .

20 بهمن 1388 ساعت 17:08 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

ان فی قتل الحسین... خوشا به تو که خالی از حرارت نشدی هنوز روزگاری داغیت غیرقابل تحمل بود برای دوست

20 بهمن 1388 ساعت 12:30 | یکی |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام بارک الله امید خیلی خوب بود!

20 بهمن 1388 ساعت 11:59 | محسن مومنی |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

غزل

در صف بلیت فرنگ

شعری از ایمان کرخی

در صف بلیت فرنگ

ایمان کرخی


غزل

غیرت نبود

شعری از محمدعلی جوشایی

غیرت نبود

محمدعلی جوشایی


غزل

قلم‌های خفته

شعری از عباس احمدی

قلم‌های خفته

عباس احمدی


غزل

ما گریه می‌کنیم

به مناسبت اربعین حسینی

ما گریه می‌کنیم

عباس احمدی


غزل

عصر اشعث‌ها

شعری عاشورایی از پانته‌آ صفایی

عصر اشعث‌ها

پانته‌آ صفایی


غزل

خزر به گونه، خزان به گیسو

غزلی از امیرعلی سلیمانی

خزر به گونه، خزان به گیسو

امیرعلی سلیمانی


غزل

شعری از رضا نیکوکار

خواب است امشب ماه

رضا نیکوکار


غزل

خاطرات بد از پلکان سن

شعری از مرتضی حیدری آل‌کثیر

خاطرات بد از پلکان سن

مرتضی حیدری آل‌کثیر


غزل

جای بهتری برای کشته شدن

شعری از پیمان طالبی

جای بهتری برای کشته شدن

پیمان طالبی


غزل

شعری از سجاد سامانی

کمی دیگر شراب

سجاد سامانی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد