• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

داستان کوتاه کوتاه


هنوز

25 بهمن 1388

 

 

باباجون خدا بیامرزم توی عمرش برای مامان جونم، خرس عروسکی نخرید؛
مامان جونم بعد از گذشت هجده سال از فوت باباجونم، هنوز عاشقش است.

 

 

نظرات

زیبا بود. خوش به حال پدربزرگ

4 فروردین 1389 ساعت 04:57 | علی مظفری |  بدون email | بدون آدرس وب

به نظر من این داستانک فقط یه سفسطه‌ی خالیه. بابای منم هیچ وقت برای مامانم خرس عروسکی نخرید و هیچ وقت هم مامانم دوسش نداشت. یا خیلی هم عاشق هم بودن و هر سال هم برای هم خرس عروسکی می خریدن یا بهم هدیه میدادن. چرا همش باید عشق های امروزی رو مسخره کنیم؟ به نظرم الان عشق بیشتره تا قدیم. خیلی هم بیشتره البته خیلی هم شبیه داستانک نبود. چیزی در حد یک نظر خالی...

12 اسفند 1388 ساعت 00:35 | فریق تاج‌گردون |  بدون email | آدرس وب

قشنگ بود.چیزی که این روزها فراوونه خرس عروسکیه... فقط خرس عروسکی.

29 بهمن 1388 ساعت 19:33 | راحیل |  saeidi_rahil@yahoo.com | بدون آدرس وب

حالا اونی که زیاده خرس عروسکی و اونی که نیس، وفاس

27 بهمن 1388 ساعت 14:36 | مهدی |  mahdi.kamyar@gmail.com | آدرس وب

چقدر خوب است که همه یاد بگیریم. عشق را و عاشقی را. نکته با ارزشی بود. ممنون

26 بهمن 1388 ساعت 15:32 | نازنین شایسته |  بدون email | بدون آدرس وب

اما آخه خرس ِ عروسکی؟! جالب بود!

26 بهمن 1388 ساعت 15:08 |  |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

داستان کوتاه کوتاه

فرزند صبح

فرزند صبح

مصطفی انصافی


داستان کوتاه کوتاه

درخت ساج

داستانک نویسنده‌ی 12 ساله از اندیمشک

درخت ساج

مهرزاد نژاداحمدی


داستان کوتاه کوتاه

قصر

قصر

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

وسوسه

وسوسه

اعظم شهیدی


داستان کوتاه کوتاه

ثریا خانم

داستانک یلدایی

ثریا خانم

حنانه سلطانی


داستان کوتاه کوتاه

از پشت شیشه

داستانک یلدایی

از پشت شیشه

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

شب

داستانک یلدایی

شب

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

بی‌دلیل

زهرا طراوتی


داستان کوتاه کوتاه

عبور شیشه‌ای

عبور شیشه‌ای

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

تکیه گاه

تکیه گاه

علیرضا آرام



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

داستان «باید» دنیا را تغییر دهد


موقعیت تلخ و فرساینده


فرزند صبح


جمعه


تا انتهای رود


آخرین پرده


دردهای ابدی


درخت ساج


قصر


وسوسه


درد جانکاه و دلپذیر و تنهایی


کفش


راز مرد اجاره نشین


حضور خلوت مرگ


پاییز نقاشی


داستان پایان


چرا در جایی که هیچ رازی وجود ندارد، باید دنبال راز گشت؟


لیلاج


شیشه‌ی دوم


فغان ز جغد جنگ


طنز سرکوب‌گر یک راوی


بازگشت گوتیک


سفری غیرمجاز با قطار ساعت ده به لندن


"سوختن در دمای پنجاه درجه بالای صفر"


وحشت از تنهایی


ثریا خانم


از پشت شیشه


شب


زوال خاندان مبشرانشایی


به نوشتن از طبقات بالای جامعه معتقدم...