• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

شعر سپید


عبای پرسیبت را بتکان برای امام موسی صدر

عباس حسین نژاد
25 بهمن 1388

 

امام موسی صدر، که در لبنان با عنوان «مسیح لبنان» می‌شناسندش، روحانی باتدبیری بود که تجدید حیات شیعیان لبنان، مرهون حضور چندساله او در آن سرزمین و فعالیت‌های ویژه‌اش در جهت تنظیم روابط شیعیان و اهل‌سنت و مسیحیان لبنان و نیز احیای تفکر شیعی در آن کشور است. فعالیت‌هایی که اگرچه با ربوده شدنش ناتمام ماند، اما توسط دیگر فعالان شیعه لبنانی ادامه یافت.
عباس حسین‌نژاد، شعر زیر را تقدیم امام موسی صدر کرده است که بیش از سی سال است علاوه بر مسیح، یوسف گمگشته لبنان نیز هست.





عبایت را
بر سر این جاده‌های مضطرب
                                  بکش
تا تانک‌ها
در لانه‌هاشان
آرام بگیرند
و لبنان
شیر بنوشد
           آسوده
از پستان مادر صلح
*
مادام که چشمان تو باز است
سرو کوهی
میوه ‌می‌دهد
سیب می‌آورد
این را گنجشک‌های بیروت
سوگند می‌خورند
*
عبای پُرسیبت را بتکان!
کودکان پنج‌رنگ
تشنۀ سیبند
سیبِ سبزِ روشن
روشن‌تر!
*
تعبیر شو
درختِ خجستۀ زیتون!
شبِ تاریکی است

نظرات

سلام. پرداختن به سوژه های بکر همیشه جذاب است.

4 اسفند 1388 ساعت 16:40 | مصطفی کارگر |  mostafakaregar@gmail.com | آدرس وب

درود بر آقای حسین نژاد که یاد از آن بزرگ مرد شیعه زنده کردند و نقش سترگش را در زایش لبنان سربلند در دلنگاشته ی خود به نمایش آوردند.

2 اسفند 1388 ساعت 15:07 | بهروز جعفری |  بدون email | آدرس وب

دست مریزاد یاد عزیزدلمان افتادیم

30 بهمن 1388 ساعت 16:26 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

خیلی زیباست

27 بهمن 1388 ساعت 02:40 | شهاب |  shahabtb@gmail.com | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

شعر سپید

شب را خاموش کن

شعرهای کوتاه عباس حسین‌نژاد

شب را خاموش کن

عباس حسین‌نژاد


شعر سپید

یک روز بد برای موزماهی

به مناسبت سالمرگ جروم دیوید سالینجر

یک روز بد برای موزماهی

مریم رضاییان


شعر سپید

که هیچ‌گاه از یادمان نروی

شعری برای مهسا امین‌فروغی

که هیچ‌گاه از یادمان نروی

سیدرسول پیره


شعر سپید

تماشا از چشم‌ها بزرگتر است

شعری از مجید سعدآبادی

تماشا از چشم‌ها بزرگتر است

مجید سعدآبادی


شعر سپید

می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم

شعری از آرش پورعلیزاده

می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم

آرش پورعلیزاده


شعر سپید

قایم‌باشک

شعری از اسماعیل محمدپور

قایم‌باشک

اسماعیل محمدپور


شعر سپید

این‌گونه که بی‌توام

شعری از کمال رستمعلی

این‌گونه که بی‌توام

کمال رستمعلی


شعر سپید

بی‌من رفتنت

شعرهای کوتاه محمد نقیان

بی‌من رفتنت

محمّد نقیان


شعر سپید

عصر روزهای بعد

یک شعر عاشورایی

عصر روزهای بعد

سیداکبر میرجعفری


شعر سپید

مشت‌ها

شعری از لیلا کردبچه

مشت‌ها

لیلا کردبچه



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد


خوبان پشیمان می‌شوند