• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

نقد


شور ‌عرفانی ‌در ‌شعر‌ آیینی نگاهی به «من‌شور» سروده محمود حبیبی

وحید ضیائی
3 اسفند 1388








1. بی‌شک میراث بزرگی که از مقاومت اندیشمندان آگاه این سرزمین به نام سلوک عرفانی جوشید و راهی در تلفیق شریعت و طریقت و تمرینی برای مدارای با جهان شمشیر و خرابی و مغول به وجود آورد، ادامه همان روش خاص ایرانی بود که برای جریان یافتن و حرکت، ذره‌ذره صخره‌های بیگانه را می‌شکافت تا هم راهی برای خود بیابد، هم سنگ خارا را به اثری هنری تبدیل کند؛ اثری چشم‌نواز و دلربای دیدارکنندگانی که از پس می‌آمدند.
این ناگزیری سیلان آگاهی و میل به تعالی در ذهن و روح ایرانی بود که از طریق عرفان وارد اندیشه ما شد و از آنجا که جز به قامت نوشتار و قلم فرصت نمود نداشت در ادبیات سر باز کرد و همچنین بار فلسفه و جامعه‌شناسی و آیین و خودشناسی را یک تنه به دوش کشید، افتان و خیزان راه‌پیمود و به اوج و فرود نایل آمد. به اشخاص و مرام‌ها رنگ و بو داد تا آنجا که این حرکت در آثار جهان‌شمول شاعران و اندیشمندان قرون ششم تا هشتم به اوج خود رسید.
این‌که عرفان ایرانی از کجا آغاز و به چه سمت و سویی سوق یافته، موضوع بحث نیست، اما تا بدانجا که به «من شور» محمود حبیبی مربوط می‌شود، من خواننده امروزی یکباره با مجموعه‌ای از قالب‌های کلاسیک با همه اسلوب‌ها و شیوه‌هایش در حد مقبول مواجه می‌شوم که بر خلاف بیشتر مجموعه‌های شعر جوان معاصر رنگ و بویی متفاوت دارد که انگار تو را از جهان غزل نو و... پرانده به دامن زلف و شب و شراب جاودانگی می‌برد.

2. در سه‌گانه‌های من شور (سرخ و آبی و سبز) با فضایی کاملا کلاسیک از لحاظ شیوه و قالب و نو از منظرگاه شعری مواجهم. یادآور می‌شوم مجموعه شعر‌هایی که به نام شعر‌هایی عرفانی امروز با آن مواجهم تقلید یا رونویسی تام و ناقصی از شعر‌های حافظ و مولانا و سعدی بیشتر نبوده و نیست.
خط و خال و گیسو و شب و معشوق بی‌کم و کاست از سمبل‌های شعری ایشان وام گرفته شده گاه در خوشبینانه‌ترین وضعیت ایرانیزه و امروزینه شده، ولی با همان حال و هوا به نالیدن از جور رقیب و بی‌وفایی یار خلاصه می‌شوند.

3. «من شور» شعر‌هایی با مضامین عرفان نو ایرانی است. دیدگاهی فردیدی از جهان متکثر امروز. نگاهی به وحدت عیسی و موسی، شبان و یهودا. به سماع آویختن و در قنوت ذکر یا جمیل خواندن. جهانی بر نهاده بر این مصرع: «دنیا به نام آل حسین است... والسلام.»
شعر‌هایی در انتظار موعودی از جنس زمان، موعودی در آیینه مذاهب منتظر:
دوستان صرع ندارم، تب دریا دارم/ شوق وصل است که کف بر لب رود آورده
او تشنه‌ بی‌ریایی جهان حافظ و مولانا خاصه اوزان پُرشور و وجد شوریده‌ رومی است. محمود بر سر دار میرود، ذکر می‌گوید و می‌رقصد، از خیال به حرکت می‌پردازد، اوج می‌گیرد از کوفه و «تنها شاهد شهید شراب شهودش» با کاسه‌ای شعر رد می‌شود به نینوای معصوم قدم نیزه می‌کند و با هندوی لولی وشی از جنس بی‌زمانی به خودآگاه واژه و بازی‌های زبانی می‌رسد:
چون بیوه‌ داغ دیده غمگین، خوشحال/ با ارثیه از مزار برمی‌گردیم
شعر او این زمانی هم هست چرا که می‌داند سنگلاخ امروز را گیوه به کار نمی‌آید:
بگذار از این به بعد تمام طریق را/ با کفش‌های چشم به راه امتحان کنم
بی‌شک اگر او را عشقی هم باشد جلوه‌ای مولوی گونه به همراه خواهد داشت:
ما حقه‌ حقیقت عشقیم، خونخواه زخم منت عشقیم/ از خون این قبیله‌ بی‌رگ، لیلا گذشت و ما نگذشتیم
یا:
دستم به دست‌های تو ای دوست سر سپرد/ ارشاد کن به رسم مرادی مرید را
فصل سرخ محمود حبیبی مملو از بی‌خویشی و طربی یاس‌آلود است و دایره آبی کتاب هرچند در اشعاری نشان ضعف تالیف به خاطر خام بودن شاعر در زمان سرایش مشهود است، اما قطعه پانزده این اثر نمونه‌ای عالی از شعری ناب و بی‌نقص است:
مگر غمت ز غم من غمی بزرگ‌تر است
که برگ ساحلت از شبنمی بزرگ، تر است
...
ز تنگ می‌روی اما بدان که در دریا
فقط مساحت زندان کمی بلندتر است...
هرچند شاید رجال اکنون بر من خرده بگیرند که معراج‌های شاعرانه در عصر غبار‌های گلخانه‌ای ناموزون می‌نماید، اما به نظرم وقتی با اثری در حد یک اثر یا یک شعر خوب برخورد می‌کنی باید آن را با معیار‌های همان اثر و تاثیر و روش بیانی‌اش در حال مقایسه و بازنمود کرد:
آمدی از ملال رفتن تو، کوه‌ها هم به گریه افتادند
آمدی کوه‌ها به هم گفتند: می‌رود، خوش به حال دریاها
اگر حبیبی اندکی به‌ یکدست بودن و ارتباط عمودی بخصوص غزل ارج بیشتری نهد و سعی در ترکیب سبک هندی با روایت پذیری غزل پیشینیان نماید (چه آشفته مجموعه‌ای!) به نظر دلرباتر می‌آید:
دل از تمام جهان کنده‌ام که چنگ زنم
به تار موی بلندت که عروه الوثقاست
مرثیه سبز «من شور» به نوبه خود همه خصوصیات شعری محمود حبیبی را دارد با این تفصیل که آمیختن ذات شعله‌ور عرفان با وقایع آیینی مانند شهادت حضرت امیر و کربلا شور را با شرف و شمشیر را با شعر درآمیخته است:
ای ماه سر به مهر سر از سجده بر مدار
پشت سرت کسی است که شق‌القمر کند
می خواهد از شکافتن فرق موج‌ها
موسی صفت به آن سوی دریا گذر کند...
اما قطعه سی و سوم که چنین مطلعی دارد:
نگین شمس شدم تا دم از شرف بزنم
سیاه نامه شوم بانگ لا تحف بزم...
از معدود اشعاری است که به زیبایی و بدون پرداختن نخ‌نما یا غلوآمیز ادبی به مدیحه‌ای نو تبدیل شده است.

4. مجموعه «من‌شور» برآیند توازنی بین ادعای شاعری محمود حبیبی کسبی، سلوک رفتار ادبی و روند منطقی و کلاسیک اوست.
این اولین مجموعه شعری اوست و برای من خواننده لذت بردن از فضای خشتی اشعار شاید مجالی باشد در دنیای آهنی اطرافم هرچند گمانم بر این است که نکند این تعادل به طیفی از شعرو غزل معاصر گرایش یابد که مثل خود عرفان شیوه شوریدگی را وانهاده تحریر لب شمشیر محتسب خوش علف گردد.
صوفی بدون عشق چو گلدان بی‌گل است
این‌گونه گفت رابعه‌ای با یزید را...
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

نقد

شاعرِ شعرهای مستند

نگاهی به دفتر «یک چندم از من» از مریم آریان

شاعرِ شعرهای مستند

محمدرضا وحیدزاده


نقد

ترانه یخی

تأملی در ضعف‌های زبانی ترانه‌ تیتراژ سریال «فلب یخی»

ترانه یخی

سیدامیر سادات موسوی


نقد

از فصل‏‌ها و فاصله‏‌ها

به بهانه انتشار «خاکستر آیینه» مجموعه شعر محمدرضا ترکی

از فصل‏‌ها و فاصله‏‌ها

عبدالرضا رضایی‌نیا


نقد

جان‌بینی، جهان‌بینی

نقدی بر مجموعه شعر بختیاری «کوچ به آسمون» سروده قاسم سلیمانی

جان‌بینی، جهان‌بینی

یوسف‌علی میرشکاک


نقد

قدم زد‌ن‌های مرد دلتنگ
نگاهی به «خانمی‌که شما باشید» حامد عسکری

قدم زد‌ن‌های مرد دلتنگ نگاهی به «خانمی‌که شما باشید» حامد عسکری

محمدرضا وحیدزاده


نقد

روضه‌های مؤدبانه
نگاهی به دفتر «روضه در تکیة پروتستان‌ها»ی علی‌محمد مؤدب

روضه‌های مؤدبانه نگاهی به دفتر «روضه در تکیة پروتستان‌ها»ی علی‌محمد مؤدب

رضا وحیدزاده


نقد

به ژرفای زمستان و گرمای تموز
نگاهی به «اردیبهشت‌های فراوان گذشته‌اند»

به ژرفای زمستان و گرمای تموز نگاهی به «اردیبهشت‌های فراوان گذشته‌اند»

رضا وحیدزاده


نقد

برای انسانِ ایرانی‌ِ امروز
نگاهی به «ما به روایت من» سروده علی‌رضا سپاهی لایین‌

برای انسانِ ایرانی‌ِ امروز نگاهی به «ما به روایت من» سروده علی‌رضا سپاهی لایین‌

محمدکاظم کاظمی


نقد

شور ‌عرفانی ‌در ‌شعر‌ آیینی
نگاهی به «من‌شور» سروده محمود حبیبی

شور ‌عرفانی ‌در ‌شعر‌ آیینی نگاهی به «من‌شور» سروده محمود حبیبی

وحید ضیائی


نقد

می‌میرد این دریای ناآرام آرام
نگاهی به مجموعه شعر سنگچین

می‌میرد این دریای ناآرام آرام نگاهی به مجموعه شعر سنگچین

مرتضی کاردر



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد


خوبان پشیمان می‌شوند